ویرگول
ورودثبت نام
سپهر سمیعی
سپهر سمیعیعلوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
خواندن ۵ دقیقه·۱ روز پیش

آغاز مذاکرات «شرافتمندانه»

در حالی که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا تمام جهان را اسکل کرده بودند و همه تصور می کردند هر لحظه قرار است آمریکا به ایران حمله کند و یا رژیم جمهوری اسلامی سقوط کند و یا یک جنگ بزرگ منطقه ای در بگیرد، ناگهان مشاهده کردیم رئیس جمهور پزشکیان از سر گرفتن مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا را تایید نمود.

ملت غیور و همیشه در صحنه ایران به حدی سر کار بودند که برخی حتی با ایمان راسخ و قطعیتی خدشه ناپذیر شرط بندی می کردند و می گفتند «آمریکا میزنه، بد جوری هم میزنه!». برخی از حمله آمریکا به ونزوئلا قرینه سازی می کردند، برخی از پرونده اپستین و نفوذ اسرائیل روی آمریکا و ترامپ می گفتند، و برخی هم کشتار دی ماه را حجت و اثبات این سیاست قطعی آمریکا می دانستند که حمله آمریکا به ایران قطعی است. و حتی برخی اظهارات ترامپ در جهت تنش زدایی را هم عملیات فریب و نشانه قریب الوقوع بودن حمله می دانستند!

از جمله تحلیلگران نابغه ای که این نظریه را با آب و تاب برای هواداران خود تبیین می کرد، حاج آقای علیز بود که با آن ته ریش و یقه های باز و آرایش چهره «مستضعف» و آن صوت لایتچسبک و لحن و ادبیات خاص خود، هیچ فرصتی را برای دهن کجی به روحانی و ظریف از دست نمی دهد و با مهارت ویژه ای بصورت همزمان هم خود را طرفدار «آقای خامنه ای» نشان می دهد و هم منتقد او.

و البته از اینطرف امثال محمد منظرپور و جناب عبدی مدیا و عالیجناب تریتا پارسی و پروفسور میرشایمر و دیگران هم دلایل خودشان را برای قریب الوقوع بودن حمله آمریکا به ایران مطرح می کردند.

لیکن همانطور که از ابتدا هم مشخص بود، نه آمریکا قصد حمله به ایران را داشت و نه ایران مخالفتی با مذاکره با آمریکا.

نهایتا با اشاره صریح رهبری به «کودتا» بودن فتنه اخیر و فعال شدن ارتش در جهت ایجاد توازن قدرت در مقابل سپاه، در کنار حمایت های لفظی دولت و دبیر شورای عالی امنیت ملی و سایر ارکان نظام از سپاه در برابر اقدامات اتحادیه اروپا، درگیری جناحین سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی وارد فاز ترک مخاصمه گردید. و دقیقا همین توافق داخلی راه را برای از سر گیری مذاکره با آمریکا باز کرده است.

در مصاحبه اخیر سردار حسین نجات با جواد موگویی، مشاهده می کنیم که روایت «نفوذ» را رد کرده و روی روایت «اشراف دقیق اطلاعاتی دشمن از طریق هوش مصنوعی» تاکید دارد. از طرفی تمام ادعاهای قبلی مبنی بر نفوذ گسترده نیروی انسانی را رد می کند، و از طرف دیگر اصرار دارد بگوید دشمن با استفاده از تکنولوژی خفن هوش مصنوعی هر اطلاعاتی را می تواند بدست آورد.

معنای این تغییر روایت این است که از فضای امنیتی داخلی که کاربرد آن ایجاد انحصار سیاسی و قبضه کردن قدرت است، به فضای انداختن همه مسئولیت ها به گردن دشمن خارجی وارد شده ایم که کاربرد آن همزیستی مسالمت آمیز رقبای سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی است.

همچنین مشاهده می کنیم عباس عراقچی بر «شرافتمندانه» بودن مذاکرات تاکید ویژه ای دارد!

معنای دقیق مذاکرات شرافتمندانه، یعنی مذاکره ای که دولت و نظام تضمین کند پا روی دم سپاه نخواهد گذاشت و رانت برادران قاچاقچی حتما از جای دیگری تامین خواهد شد و علی الخصوص فکر دور زدن و حذف تدریجی تشکیلات سپاه، یا یکدست کردن آن به سرش نخواهد زد.

لذا دعوا اصلا میان ایران و آمریکا نیست. و موضوع دعوا هم نه هسته ای است و نه موشکی و نه منطقه ای.

دعوا کاملا داخلی است، و موضوع آن هم منافع رانتی است.

نه ربطی به ایدئولوژی و آرمان ها و ارزش ها دارد، و نه ارتباطی به امنیت ملی و مفروضاتی که امثال میرشایمر تحلیل هایشان را روی آن ساخته اند. مساله نه حقوق بشر است و نه حق حاکمیت ملی و غنی سازی صلح آمیز هسته ای!

نظام جمهوری اسلامی نه تنها یک رژیم ایدئولوژیک و بسته نیست، بلکه یکی از انعطاف پذیر ترین و عملگرا ترین نظام های سیاسی در جهان است. ایدئولوژی و ارزش ها تنها ابزارهایی هستند در خدمت منافع رانتی. و هر کجا منافع رانتی اقتضا کند ایدئولوژی و ارزش ها به راحتی یا نادیده گرفته می شوند و یا بازتعریف شده و به اشکال جدید و بدیعی مورد تاویل قرار می گیرند.

لذا آنچه در ماه های گذشته مشاهده کردیم تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران نبود. بلکه تقابل منافع رانتی درون نظام جمهوری اسلامی بود که مشغول وزن کشی بودند تا مشخص شود هر کسی چه جایگاه و سهمی در آرایش جدید توزیع رانت ذیل نظم جدید آمریکایی خواهد داشت.

این وزن کشی تا حدودی مشخص شده، و اگرچه ممکن است هنوز برخی بازیگران بخواهند سر بزنگاه جایگاه خود را ارتقا دهند، لیکن در مجموع توازن میان نیروهای سیاسی تا حدودی برقرار شده. جناح اصلاح طلبان با حمله به رئیس صدا و سیما یادآوری می کنند که توان حمله را دارند، و مافیای سپاه هم با حوادثی از قبیل آتش سوزی در بندرعباس و جنت آباد یادآوری می کند که او هم اجازه نخواهد داد در مذاکرات دور زده شود.

و اینجاست که معنای «مذاکرات شرافتمندانه» مشخص می شود. این شرافتمندانه بودن قیدی است که برای ایجاد اطمینان در مافیای سپاه استفاده می شود، و اساسا مخاطب آن آمریکا نیست. همین قید «شرافتمندانه» نوعی ضمانت است و کارکرد آن به اینصورت است که دستگاه تبلیغاتی مافیای سپاه در هر لحظه ای بتواند بهانه ای پیدا کند و مذاکرات را «غیرشرافتمندانه» معرفی کرده و زیر میز بزند. یعنی آغاز مذاکرات در حال حاضر با رضایت و اجماع مافیای سپاه صورت گرفته، لیکن با این قید که باید منافع رانتی مافیای سپاه لحاظ شود تا «شرافتمندانه» باشد.

با توجه به اینکه هیچ اختلاف اساسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وجود ندارد، می توان حدس زد این مذاکرات به رفع تحریم ها منتهی خواهد شد. لیکن حساسیت ماجرا نه در مذاکرات ایران و آمریکا، بلکه در نحوه عملکرد دولت در شیوه تخصیص رانت پس از لغو تحریم ها است که باید دو ملاحظه بسیار کلیدی را لحاظ نماید:

1- اولا، توزیع رانت پس از لغو تحریم ها باید به گونه ای باشد که موجب بروز واگرایی درون نظام نشود و از بالا گرفتن مجدد دعوای داخلی پرهیز نماید.

2- ثانیا، شیوه توزیع رانت باید به گونه ای اصلاح شود که موجب تمرکز قدرت در کشور شود و همانطور که روحانی به درستی می گوید با یک فرمان «به جای خود» سپاه را به پادگان ها باز گرداند و امکان مدیریت متمرکز کشور را فراهم نماید و جلوی سرکشی های آینده را بگیرد.

اکنون باید ببینیم این ماموریت خطیر چگونه توسط دولت پزشکیان با کمک علی لاریجانی و حمایت حسن روحانی و رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری به سرانجام خواهد رسید.

امنیت ملیایالات متحدههوش مصنوعیمذاکراتآمریکا
۲۱
۶۴
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید