قطع کامل اینترنت بین الملل در جریان اغتشاشات پس از حذف ارز ترجیحی، این نگرانی را در میان بسیاری ایجاد کرد که آیا قرار است از فرصت این اغتشاشات به عنوان بهانه ای برای قطع دائمی اینترنت و اجرای پروژه معروف به «اینترنت ملی» یا همان تبدیل دسترسی از اینترنت بین الملل به اینترانت داخلی استفاده شود؟
به عبارت دیگر، آیا قرار است جمهوری اسلامی در این حوزه به صورت تمام عیار به سوی مدل حکمرانی کره شمالی حرکت کند؟
پاسخ قطعا منفی است. «اینترنت ملی» هرگز در ایران اجرایی نخواهد شد.
برای فهمیدن علت آن، باید توجه کنیم دلایلی که برای توجیه فیلترینگ و محدودیت های دسترسی به اینترنت ذکر می شود با دلایل واقعی بکلی متفاوت است.
دلایل رسمی که برای محدودیت اینترنت ذکر می شود شامل این موارد است:
1- امنیت ملی: شامل دسترسی به پیامرسان ها و سایت ها و کانال هایی که در تحریک و سازماندهی و هدایت هسته های آشوب و تروریسم استفاده می شوند.
2- امنیت اخلاقی و فرهنگی: شامل محتواهای مستهجن و منافی عفت.
3- امنیت سایبری: شامل صیانت از حقوق کاربران و پیشگیری از نفوذ یا کلاهبرداری آنلاین و مواردی از این دست.
اما در واقع هیچکدام از موارد فوق دلیل واقعی محدودیت های موجود در دسترسی به اینترنت در ایران نیست.
اولا، باید توجه داشت بخش زیادی از کانال های و سایت های برانداز و تروریستی و مرتبط با قاچاق و دیگر جرایم سازمان یافته در واقع به خود نظام متصل هستند.
یک زمانی اصلاح طلبان برای عبور از خط قرمزهای قانونی موجود در کشور به دنبال استفاده از ظرفیت های رسانه ای فرامرزی بودند و در مقابل بخش محافظه کار نظام با استفاده از محدودیت هایی از قبیل ممنوعیت استفاده از ماهواره یا فیلترینگ اینترنت، سعی می کرد این ظرفیت را از اصلاح طلبان بگیرد.
اما از مقطعی به بعد ورق برگشت و همان بخش های محافظه کار نظام یاد گرفتند از این ظرفیت به نفع خودشان استفاده کنند. لااقل از مقطع دی ماه 96 به اینسو شاهد این روند بوده ایم که آشوب ها و حرکت های ساختارشکنانه و ضدیت آشکار با کلیه ارکان و اصول و ارزشها و صدر تا ذیل نظام، نه از سوی اصلاح طلبان، بلکه از سوی همان جریان محافظه کار تحریک و سازماندهی شده است.
دسترسی عمومی به اینترنت بدون هر گونه محدودیت، مهمترین و موثرترین ابزار رسانه ای است که در اختیار بخش محافظه کار نظام قرار دارد تا با ایجاد فضای آشوب و اضطرار بتواند از نظام باج بگیرد و البته در عین حال جناح مقابل یعنی اصلاح طلبان را به حالت انفعال و خودزنی بیاندازد.
لذا امنیت ملی به هیچ وجه انگیزه ایجاد محدودیت در دسترسی به اینترنت نیست و به دلیل رواج استفاده از انواع فیلترشکن، عملا حتی محدودیت های استاندارد که در سایر کشورها وجود دارد شامل ایران نمی شود. در مقاطعی هم که دسترسی به اینترنت واقعا محدود شده این محدودیت نه از سوی بخش محافظه کار نظام، بلکه اتفاقا از طرف بخش اصلاح طلب نظام بوده که آنچنان تحت فشار قرار گرفته که چاره ای جز قطع دسترسی به اینترنت نداشته است.
منجمله جالب است که در پاییز 1401 که یک دولت نزدیک به بخش محافظه کار نظام روی کار بود، سه ماه کشور درگیر آشوب بود، ولی فقط برخی فیلترشکن ها از کار افتاد و دسترسی به اینترنت بین الملل برقرار بود و هم از داخل به خارج و هم از خارج به داخل ارتباط برقرار بود.
لیکن در دی ماه 1404 که یک دولت اصلاح طلب روی کار بود، اینترنت بین الملل به کلی قطع شد و حتی اینترنت رومینگ هم قطع شد و امکان برقراری تماس تلفنی خارجی هم قطع شد.
همان دولتی که رفع فیلترینگ واتساپ و اینستاگرام را دستاورد خدمات خود به مردم معرفی می کرد ناچار شد بیشترین محدودیت ها را اعمال کند و حتی بعید است مجدد بتواند واتساپ و اینستاگرام را رفع فیلتر کند. چون الان جناح محافظه کار از فضای ولنگار مجازی بیشترین سود و استفاده را می برد و اصلاح طلبان که مثلا قرار است مدافع حرکت به سوی جامعه مدنی و آزادی های اجتماعی باشند از این دسترسی آزاد مستقیما ضربه می خورند.
مضافا اینکه در این وضعیت وارونه، پدیده دیگری هم شکل گرفته به اسم رانت فیلترینگ. به اینصورت که برخی شرکت های فروش فیلترشکن که به همان بخش محافظه کار و در واقع «قانون گریز» و رانت خوار متصلند به سودهای نجومی رسیده اند. لذا اگر قرار باشد اینترنت ملی شود، این رانت ها هم از بین می روند و چنین اتفاقی لااقل فعلا در افق دیده نمی شود.
درست است که برخی شرکت های خدمات دیجیتال داخلی به برکت همین محدودیت ها به درآمد و سود و رانت عظیم رسیده اند. از آپارات گرفته تا روبیکا و ایتا و غیره. و اگر اینترنت ملی شود اینها منتفع می شوند. اما نمی شود آشوب و تروریسم را از مسیر پیام رسان ها و پلتفرم های داخلی به پیش برد. و میزان رانت و باجی که از طریق همین آشوب ها و تهدیدهای سازماندهی شده از نظام و دولت گرفته می شود به قدری زیاد است که رانت آپارات و پیام رسان های داخلی در مقابل آن بکلی رنگ می بازد.
بنابراین کلیه محدودیت ها روی اینترنت موقتی و مقطعی است و قطع دائمی اینترنت یا از کار افتادن دائمی فیلترشکن ها هرگز اتفاق نخواهد افتاد. قطع دائمی اینترنت مانند این است که یک خفت گیر که در یک خیابان مستقر شده و به بهانه برقراری امنیت از عابرین باج سبیل می گیرد، ناگهان تصمیم بگیرد مسیر ورود به خیابان را مسدود نماید. طبیعی است که چنین حرکتی یعنی قطع شدن امکان باج گیری و او هرگز چنین کار احمقانه ای نخواهد کرد.
تفاوت جمهوری اسلامی با کره شمالی در همین نکته است که کره شمالی یک رژیم دیکتاتوری است، و لذا طبیعتا با جریان آزاد اطلاعات مشکل دارد و تلاش می کند به ایجاد محدودیت و کنترل فضای ارتباطی و رسانه ای، رفتار و افکار شهروندان خود را کنترل نماید.
لیکن جمهوری اسلامی نه دیکتاتوری است و نه رژیم. جمهوری اسلامی یک نظام ملوک الطوایفی است که در آن هر کسی سر یک گردنه ای از کشور نشسته و باج می گیرد. و البته باج گیرها به نوعی تعادل و توافق میان هم رسیده اند که هر کس جایی باج می دهد جای دیگر باج بگیرد و حق باج گیری بطور کلی برای همه محفوظ است و اگر کسی نخواهد زیر بار باج دادن برود، دیگران هم دست به یکی می کنند و به او باج نمی دهند تا دهنش سرویس شود و بفهمد یک من ماست چقدر کره دارد!