به بهانه 16 آذر - با تاخیر!


یکی از نتایج بی تدبیری هایی که با عناوین مختلف، از جمله تدبیر و امید، در سالهای اخیر موجب خسارت های بسیار در کشور ما شده، این است که عده ای سعی می کنند ریشه این بی تدبیری ها را پیدا کنند. در راستای همین ریشه یابی ها، برخی به این نتیجه رسیده اند که انقلاب اسلامی از اساس یک اشتباه تاریخی بود و اگر انقلاب نمی شد ما اینهمه بدبختی نمی کشیدیم.

کاری به درست و غلط بودن این نتیجه گیری نداریم. کاری نداریم که مسائل تاریخی پیچیده تر از این هستند که اینطور سیاه و سفید ارزیابی شوند. این را هم کاری نداریم که محمدرضا شاه در زمان انقلاب مبتلا به بیماری سرطان بود و مدت کوتاهی پس از فرار از ایران به مرگ طبیعی درگذشت. این را هم کاری نداریم که پسر الدنگش که امروز بطور علنی در پروژه تجزیه ایران فعالیت می کند قرار بود به جای آن پدر بر تخت سلطنت بنشیند. هیچ کدام این موارد را کاری نداریم. اصلا فرض می کنیم انقلاب اشتباه بوده و اگر سلطنت شاه ادامه پیدا می کرد همه چیز گل و بلبل می بود!

اما چیزی که عجیب تر است اینکه می بینیم عده ای هر مناسبت انقلابی را به نتایج انقلاب اسلامی چسبانده و با یک چوب می زنند. از جمله همین 16 آذر.

در تاریخ 28 مرداد 1332، با حمایت مستقیم آمریکا و در پی یک کودتای نظامی، دولت ملی دکتر مصدق سقوط کرده و سلطنت محمدرضا شاه مجددا احیا شد. در تاریخ 16 آذر همان سال، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران نسبت به ورود ریچارد نیکسون (که در آن زمان معاون رییس جمهوری آمریکا بود) به دانشگاه اعتراض کردند. این اعتراض حتی علیه نهاد سلطنت نبود. آن زمان هنوز کسی علیه سلطنت حرفی نمی زد و شعاری نمی داد.

اعتراض علیه آمریکا بود. آمریکایی که چند ماه قبل آمر و پشتیبان یک کودتای نظامی علیه دولتی ملی بود. آمریکایی که تنها 25 سال بعد با فشار به حکومتِ همان شاه، شرایط سقوط سلطنت را فراهم کرد. آمریکایی که برای تجزیه ایران خیز برداشته بود. آمریکایی که همین امروز همچنان اثرات عداوتش را در جامعه می بینیم.

مصدق به آمریکاییها اعتماد کرد و سقوط کرد. شاه به آمریکاییها اعتماد کرد و سقوط کرد. امام به آمریکاییها اعتماد نکرد و جمهوری اسلامی پابرجا ماند. پس از رحلت امام به تدریج عده ای توانستند آشتی طلبی و اعتماد به آمریکا را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنند. نتیجه اش را هم امروز می بینیم. آقای رئیس جمهور در مذاکرات برجام به آمریکا اعتماد کرد و گفتند «امضای کری تضمین است»، نتیجه اش شد «تحریمهای حداکثری».

و با وجود همه اینها، هستند عده ای که ادعا می کنند «16 آذر اتفاق خیلی خوبی بود»!!

اگر 16 آذر اتفاق خوبی بود، نتیجه می گیریم اعتراض به آمریکا مصداق خیانت به منافع ملی است. پس اعتراض به انقلاب اسلامی هم بی معناست، چون تداوم سیاست همان آمریکاییها زمینه ساز بروز انقلاب شد. مخالفت با تحریم ها هم کار اشتباهی است، چون آمریکاییها این تحریم ها را وضع کرده اند. و آخر می رسیم به اینکه هر گونه اعتراض به تجزیه ایران هم مصداق خیانت به منافع ملی است!

تعجبی هم ندارد. بستن چشم ها و باز کردن دهان نتیجه ای غیر از این هم نخواهد داشت.