ایالات متحده آمریکا مدتهای طولانی است که بزرگترین بودجه نظامی در جهان را دارد و اخیرا این بودجه نجومی توسط دونالد ترامپ به رقم خیره کننده و بی سابقه 1000 میلیارد دلار رسید. اما در عین حال، نتایج جنگ کوتاه مدت آمریکا با ایران و شکست و عقب نشینی سریع آمریکا، بار دیگر ثابت کرد بخش اعظم بودجه نظامی آمریکا تنها مانند یک اسفنج غول پیکر عمل می کند که منابع رانت را به درون خود فرو می کشد.
اینجا ما مشاهده می کنیم که جریان حجم بسیار زیاد رانت به سمت مجتمع نظامی صنعتی آمریکا، موجب کاهش بهره وری و ناکارآمدی آشکار آن شده است. این مطلب از ناکارآمدی جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکا که با مشکلات عجیب و غریب از گرفتگی مستراح ها تا آتشسوزی گسترده و غیره مواجه شد کاملا آشکار می شود. همچنین جنگنده های صد میلیون دلاری که با پدافندهای ارزان قیمت مورد اصابت قرار گرفتند، و موشک های کروز و بمب های هوشمند گران قیمت که پس از مدتی کوتاه موجودی آنها ته کشید و قابل جایگزینی نبودند، و همینطور سیستم های بسیار گران قیمت پدافندی که حتی قادر به دفاع از خودشان هم نبودند.
پس در مورد آمریکا پر واضح است که دسترسی به رانت موجب کاهش تحرک و ناکارآمدی نیروی نظامی شده.
اما از سوی دیگر می دانیم که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم مدتهای طولانی است که از محل دسترسی به رانت تغذیه شده است. دقیقا به همین دلیل، بسیاری تصور می کردند سپاه غرق در رانت و فساد شده و دیگر حتی کارآمدی دوران جنگ 8 ساله را هم ندارد و اگر جنگ دیگری شروع شود، سپاه به سرعت از هم خواهد پاشید و تمام فرماندهان و سرداران و پاسداران رانت خوار و فربه شده به گوشه و کنار جهان فرار خواهند کرد!
لیکن صاحبان این دیدگاه در کمال تعجب دیدند که سپاه نه تنها از دوران جنگ 8 ساله ضعیف تر نشده است، بلکه موفق شد بزرگترین ارتش تاریخ بشر را با اقتداری غیر قابل تصور شکست دهد.
حال این سوال مطرح می شود که چطور دسترسی به رانت موجب تضعیف و سستی و کندی ارتش ایالات متحده شد، ولی در مورد سپاه اثر معکوس داشته و موجب تقویت و کارآمدی آن در میدان رزم گردید؟
در طب سنتی چهار مزاج تعریف شده است که هر کدام ترکیبی از خشکی و تری با گرمی و سردی است.
1- سرد و خشک (سوداء): این مزاج خصلت خاک را دارد. سرد و کم تحرک و صلب و متمرکز است. انرژی مصرف نمی کند و بسیار محافظه کارانه و بی تحرک در جای خود باقی می ماند. اگر بنزین یا چوب و هیزم هم روی آن بریزیم، همه را ذخیره می کند و سوخت را مصرف نمی کند.
2- گرم و خشک (صفراء): این مزاج خصلت آتش را دارد. پر حرارت و پر جنب و جوش است، اما در عین حال متمرکز و متراکم. آتش تمایل به بالا رفتن دارد و همیشه برتری خود را بر دیگران ثابت می کند. پخش شدن و سرایت آتش به اطراف نه تنها موجب تضعیف آن نمی شود، بلکه موجب بزرگتر شدن و غیر قابل مهار تر شدن آتش می شود. هر چه سوخت بیشتری در آتش بریزیم، شدت و حرارت آتش هم بیشتر می شود.
3- گرم و تر (دم): این مزاج خصلت هوا یا باد را دارد. جنب و جوش و حرارت دارد، اما تمایل عمومی آن به پخش شدن و از دست دادن تمرکز است. هوا هر چه گرم تر شود تمرکز آن هم کمتر شده و از تراکم آن کاسته می شود و بیشتر هرز و بی هدف به اطراف متفرق می گردد.
4- سرد و تر (بلغم): این مزاج خصلت آب را دارد. وقتی طوفانی می شود مانند امواج خروشان دریا به جنب و جوش در می آید. اما اگر با صخره یا مانع سختی برخورد کند با همان شدت ناگهان عقب نشینی می کند. انعطاف بسیار بالایی دارد و به شکل هر ظرفی که در آن ریخته شود در می آید. آب مانند هوا تمایل به پخش شدن و عدم تمرکز دارد، هر چند بر خلاف هوا چگالی آب تقریبا ثابت است. اما بر خلاف خاک و آتش که تمایل به تمرکز و تراکم دارند، آب اگر ظرف و محدودیت نداشته باشد پخش و غیر متمرکز می شود.
هر کدام از این مزاج های چهارگانه خصلت ها و شخصیت های خاص خود را ایجاد می کند. به طور کلی، مزاج های تر (دموی و بلغمی) تمایل به چاقی و انباشت چربی دارند. هر دو خیلی راحت چاق می شوند و وقتی چاق شدند از تمرکز و تحرکشان به شدت کاسته می شود. دموی مزاج ها تحرک بالایی دارند، ولی باز هم زود چاق می شوند و وقتی چاق شدند تحرکشان هم کم می شود و نتیجتا چاق تر می شوند. بلغمی مزاج ها تحرکشان ذاتا کمتر است و حتی بیشتر از دموی مزاج ها در معرض چاقی و لش شدن و بی تحرکی قرار دارند.
اما از آنطرف مزاج های خشک به راحتی چربی را از دست می دهند و تمایل به چاقی ندارند. سوداوی مزاجان (سرد و خشک) معمولا لاغر و نحیف هستند. و صفراوی مزاجان اندامی عضلانی و خشک و بدون چربی دارند.
انباشت چربی موجب کاهش چابکی و کم تحرکی می شود. ولی سوخت و ساز کمتر موجب افزایش بهره وری است.
بنابراین، اگر رانت را به کالری دریافتی اضافه تشبیه کنیم وضعیت بهره وری و کارآمدی و رانت خواری در چهار طبع به این صورت می شود.
1- سوداء (بهره وری بالا، تحرک پایین): رانت نمی گیرد و با کاهش مصرف موجب افزایش بهره وری می شود.
2- صفراء (بهره وری بالا، تحرک بالا): رانت می گیرد ولی هر چه رانت بیشتری می گیرد تحرکش هم بیشتر می شود و با تحرک بالا رانت را می سوزاند و موجب افزایش بهره وری می شود.
3- دم (بهره وری پایین، تحرک بالا): رانت می گیرد ولی تحرک متناسب با رانت نیست، و لذا رانت به چربی تبدیل شده و در بلند مدت موجب چاقی و کاهش چابکی و کم تحرکی می شود.
4- بلغم (بهره وری پایین، تحرک پایین): رانت می گیرد و کم تحرک هم هست، پس به سرعت چاق می شود و رانت را به چربی تبدیل می کند. و این چاقی موجب کاهش بهره وری می شود. اما اگر محدودیت و قوانین محدود کننده بر آن تحمیل شود، بهره وری آن افزایش یافته و انرژی آن در جهت مناسب مهار و هدایت می شود و کارآمد می گردد.
علت ناکارآمدی ارتش آمریکا تحت تاثیر جریان رانت این است که ماهیت آن از جنس مزاج «بلغم» است و جالب است که به عنوان یک قدرت دریایی هم شناخته شده است.
در حالی که سپاه پاسداران از جنس «صفراء» است و مانند آتش هر چه رانت بگیرد سوزاننده تر و فروزان تر ظاهر می شود و بی آنکه تمرکز خود را از دست بدهد، به محیط اطراف که در تماس با آن است سرایت می نماید.
به طور کلی تمدن های جهان هم با همین چهار طبق قابل شناسایی هستند. علی الخصوص بازتاب مزاج تمدنی را در سیستم های قضایی با وضوح بیشتری می توان مشاهده کرد.
تمدن اسلامی خصلت سودایی دارد و نظام قضایی آن بر پایه قواعد فقه و اصول کلام بنا شده که بیشترین ثبات را دارد.
تمدن غربی خصلت بلغمی دارد و نظام قضایی آن بر پایه فلسفه است که اگر چه از نظر متدولوژی و اصول اولیه ثبات دارد، اما در استدلال های فلسفی و تاویل و استنتاج هیچ حد و مرزی ندارد و به شدت پویا است و در طول زمان دستخوش تحرکات و تغییرات بسیار زیاد می شود.
تمدن شرق آسیا و خصوصا چین از جنس صفراء است که قوانین ثابت یا شیوه استدلال بر پایه متدولوژی فلسفی ندارد. بلکه کاملا عملگرا و نتیجه گرا عمل می کند. هدف اصلی حفظ ساختارهای اجتماعی و نظم زندگی جمعی است و لذا قضاوت بیشتر جنبه ریش سفیدی و حل اختلاف و در نظر گرفتن خیر عمومی دارد تا دنبال کردن قواعد و قوانین از پیش نوشته شده و شفاف به سبک اسلامی، یا قابل تاویل برای رسیدن به نتایج نامتعارف به سبک غربی.
و نهایتا تمدن هندی از جنس دم است که بیشترین سهل گیری و تساهل و تسامح را در خود دارد و روابط عاطفی و احساسی بیشترین کارویژه را در حفظ انسجام اجتماعی بازی می کند.
ایران ترکیبی از هر چهار مزاج است. در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که صفراوی مزاج است یک ارتش جمهوری اسلامی قرار دارد که بلغمی مزاج است. و در کنار قوه قضائیه که سودائی مزاج است یک فرهنگ سنتی و عمومی و خانوادگی از نوع دموی مزاج قرار گرفته است. در ایران حوزه از جنس سوداء است و دانشگاه از جنس بلغم. تولید از جنس صفراء است و مصرف از جنس دم.
لذا تعجبی ندارد که بیشترین رانت به سمت سپاه پاسداران سرازیر می شود، چون موجب افزایش کارآمدی آن است. و ارتش از رانت دور نگه داشته می شود، چون دسترسی به رانت موجب فساد آن خواهد شد (مشابه ارتش شاهنشاهی پیش از انقلاب). و قوه قضائیه کمترین تمایل به جذب رانت را دارد، در حالی که خانواده های آقازاده ها ولع سیری ناپذیر برای دسترسی به رانت و تمایل به فساد دارند.
ارتش ایالات متحده یک ارتش بلغمی مزاج است که تا فرق سر در رانت و فساد فرو رفته. لذا طبیعتا کارآمدی خود را از دست داده است.
از اینطرف شاهد جنگ هند و پاکستان بودیم که هندی های دموی مزاج با آنهمه ادعا، شکست مفتضحانه ای از پاکستان خوردند. اما خدا به داد جهان برسد و امان از روزی که ارتش آزادی بخش خلق چین بخواهد وارد یک جنگ واقعی و مستقیم شود!