ویرگول
ورودثبت نام
سپهر سمیعی
سپهر سمیعیعلوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
خواندن ۶ دقیقه·۶ ماه پیش

درباره بیانیه 26 مرداد جبهه اصلاحات

اخیرا «جبهه اصلاحات» که یک تشکیلات «اصلاح طلب» محسوب می شود بیانیه ای منتشر کرده که دیدگاه های این جریان سیاسی کشور را منعکس می کند.

واکنش نیروهای ارزشی و «انقلابی» و سوپر انقلابی به این بیانیه مطابق انتظار بسیار تند و توام با عصبانیت بوده است. لیکن خوب است صرفنظر از این واکنش از اردوگاه کودتاچیان، ابتدا نگاهی به محتوای بیانیه جبهه اصلاحات بیاندازیم.

۱. اعلام عفو و بخشودگی عمومی، برداشتن حصر مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد، رفع محدودیت‌های سیاسی سیدمحمد خاتمی، آزادی همه زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالان مدنی و پایان دادن به سرکوب منتقدان مصلح برای بازسازی اعتماد ملی و ترمیم شکاف ملت–حاکمیت

ظاهر امر خوب است و به نظر می رسد مطالبه بازسازی اعتماد ملی و ترمیم شکاف ملت و حاکمیت است.

لیکن اینکه به طور خاص از میرحسین موسوی حمایت کرده، این نکته را می رساند که جبهه اصلاحات از اتفاقات سال های گذشته هیچ درسی نگرفته و هیچکدام از اشتباهات خود را نفهمیده است.

فراموش نمی کنیم بیانیه میرحسین موسوی و آن نقاشی کذایی ققنوس که بعد معلوم شد از تدارکات شعله ور شدن «انقلاب زن زندگی آزادی» بوده. انقلابی که بعد فهمیدیم بخشی از پازل سوپر انقلابیون کاسب تحریم برای حذف اصلاح طلبان و عبور از رهبری و قبضه کردن کامل قدرت در ایران بود.

حتی پس از کودتای 23 خرداد که پاسخ همین کاسبان تحریم به سقوط رئیسی بود، علیرغم موضع گیری های هوشمندانه و دقیق چهره هایی مانند مصطفی تاجزاده و مهدی کروبی، همچنان دیدیم که احمقانه ترین بیانیه از ناحیه جناب آقای مهندس میرحسین موسوی صادر شد.

از دو حال خارج نیست. یا میرحسین موسوی یک شخصیت بسیار احمق و کودن و با مشاعر و عقل سیاسی بسیار محدود است که نادانسته در پازل جناح سیاسی مقابل بازی می کند. یا در غیر اینصورت او یک نفوذی است که خودش هم دانسته و آگاهانه به جناح سیاسی سوپر انقلابی کمک می کند و فقط وانمود می کند یک اصلاح طلب است. به نظر من حالت اول به واقعیت نزدیک تر است.

لیکن در هر دو حالت، چرا جبهه اصلاحات اصرار دارد از چنین شخصیتی حمایت کند که با لجبازی سال 88 بیشترین و بزرگترین ضربه را به جریان سیاسی اصلاح طلب زد و بزرگترین خدمت را به جریان سیاسی انحصار طلب مرتجع منافع سوپر انقلابی نموده است؟!

میرحسین موسوی هم خائن به جمهوری اسلامی و قانون اساسی است، هم خائن به ایران، و هم خائن به جریان سیاسی اصلاح طلب. لذا اصرار بر حمایت از او، آن هم در اولین بند از بیانیه اخیر جبهه اصلاحات، این شائبه را مطرح می کند که یا رهبران کنونی جبهه اصلاحات خودشان هم نفوذی هستند، یا در غیر اینصورت واقعا کند ذهنی و بلاهت سیاسی را به اوج جدیدی رسانده اند!

۲. تغییر گفتمان حکمرانی به توسعه ملی از طریق تدوین و اجرای «دکترین توسعه و آبادانی ایران» بر محور رفاه، آبادانی و کرامت شهروندان، به جای اولویت‌دادن به منازعات ایدئولوژیک

کلی گویی است، ولی قبول می کنیم.

۳. انحلال نهادهای موازی و تغییر معنادار در نهادهای انتصابی و رویکرد آنها و پایان دادن به چندگانگی در تصمیم‌گیری ها و بازگرداندن اختیارات دولت و عدم مداخله شوراهای متعدد فراقانونی و غیر شفاف و غیر پاسخگو در اداره کشور

با توجه به کودتای 23 خرداد و نقش نهادهای موازی در ساختار نظامی و امنیتی در وقوع آن و فلج بودن دولت در اعمال هر گونه تغییر معنادار در شیوه حکمرانی و حل معضلات ریشه ای اقتصادی خصوصا ناترازی ها، این بند کاملا قابل فهم است. و شاید معنادار ترین بند از بیانیه همین بند سوم باشد.

۴. بازگشت نیروهای نظامی به پادگان‌ها و خروج آنان از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ

کاملا مطالبه درستی است، چون ضربه ناشی از کودتای 23 خرداد دقیقا از همین ناحیه بود.

۵. بازنگری در رویکردها و سیاست امنیت داخلی و حفظ توان دفاعی بازدارنده، در کنار کاهش نگاه امنیتی به جامعه و حذف نگاه گزینشی «خودی و غیرخودی»

باز هم کلی گویی است. ولی فرض می کنیم منظورش حرکت به سمت ملی گرایی به جای قبیله گرایی است و این را هم می پذیریم.

۶. اصلاح رویکرد و مدیریت صدا وسیما و آزادی رسانه ها و حذف سانسور

کاملا موافقیم و قبول می کنیم.

۷. تغییر در قوانین مربوط به حقوق زنان که نیمی از جامعه را در معرض تبعیض سیستماتیک و خشونت قرار داده است

این بند ثابت می کند جبهه اصلاحات همچنان پی رادیان از جهان امروز عقب است.

کارکرد این شعارهای فمینیستی در نظم نولیبرال بود که با ظهور ترامپ دوران آن تمام شده.

وقتی چنین بند بی ربطی در بیانیه جبهه اصلاحات مشاهده می شود، این احتمال را تقویت می کند که شاید دولت دونالد ترامپ به دلیل گیر کردن اصلاح طلبان در پارادایم نولیبرال دوران بایدن، ترجیح می دهد با سوپر انقلابی های کاسب تحریم به توافق برسد و نه با دولت اصلاح طلب مسعود پزشکیان و رهبری نظام.

اینجاست که تبانی آمریکا با کسبان تحریم در میانه مذاکرات معنای جدیدی پیدا می کند. قاعدتا وقتی طرف ایرانی به دنبال توافق بوده و آمریکا هم توافق می خواسته، نباید دولت آمریکا با عملیات نظامی دست مخالفان توافق در ایران را پر می کرده است. ولی وقتی طرفی که به دنبال توافق است در اصول و ارزشها در تضاد آشکار با اصول و ارزشهای پارادایم جدید ملی گرایی است، همین می تواند انگیزه آمریکا برای زدن تودهنی و تحقیر این جریان سیاسی بوده باشد.

فراموش نکنیم، دونالد ترامپ پیش از شروع مذاکرات عمان در تعریف و تمجید ایرانیان گفته بود «آنان مذهبی هستند»، به این معنا که مذهبی بودن نقطه اشتراک جمهوری اسلامی و جنبش MAGA در آمریکا است.

لذا نفهمی مثال زدنی اصلاح طلبان از تغییرات محیط سیاسی می تواند یکی از عوامل شکست مذاکرات بوده باشد.

۸. خارج کردن اقتصاد کشور از تیول الیگارش های حکومتی و ایجاد فرصت‌های برابر اقتصادی برای همه مردم و فراهم کردن بستر برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی

قبول می کنیم.

۹. اصلاح سیاست خارجی بر پایه آشتی ملی و همبستگی میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور، بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های دیپلماسی رسمی و عمومی برای جلوگیری از فعال‌سازی مکانیزم ماشه، لغو تحریم‌ها و بازگشت به جایگاه شایسته ملت با فرهنگ و صلح طلب ایران در نظام بین‌الملل

قبول می کنیم.

۱۰. بکارگیری ابتکار هسته‌ای برای خروج از بحران و اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی و پذیرش نظارت‌ آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریم‌ها، با هدف آغاز مذاکرات جامع و مستقیم با ایالات متحده آمریکا و عادی‌سازی روابط بر اساس عزت، حکمت و مصلحت

قبول می کنیم.

۱۱. همگرایی منطقه‌ای برای ایجاد صلح پایدار و استفاده از فرصت تعامل با همسایگان، حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطین مطابق با خواست مردم این سرزمین، و همکاری با عربستان و دیگر کشورهای منطقه برای بازسازی تصویر ایران به‌عنوان ملتی صلح‌جو و مسئول؛

قبول می کنیم.


پر واضح است که جبهه اصلاحات دچار بحران رهبری است و رجال سیاسی سنگین وزن و توانمندی که بتوانند آن را در این بزنگاه حساس تاریخی هدایت کنند وجود ندارند.

با این شرایط احتمال تسلط کاسبان تحریم بر کشور ذیل نظم جدید و با اتصال به رانت های تعریف شده توسط آمریکا در پارادایم جدید بسیار بیشتر است تا پیروزی اصلاح طلبان.

اصلاح طلبمیرحسین موسوی
۲۱
۲۸
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید