سرانجام ترامپ موفق شد با استفاده از چماق ایران بالای سر نتانیاهو، وی را وادار به نوشیدن جام زهر و پذیرش آتش بس در غزه نماید.
پیش از شروع آتش بس، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه خبر داد که اسرائیل از طریق روسیه پیام تنش زدایی و عدم تمایل به جنگ و درگیری به ایران فرستاده است. این مطلب توسط ایران هم تایید شد.
این مطلب به طرز آشکاری با روایت پذیرفته شده در تمام رسانه ها و افکار عمومی در تناقض است. چون همه تصور می کنند ایران نگران حمله مجدد اسرائیل است و ایران در اوج ضعف قرار دارد و اسرائیل مترصد بهانه ای برای زدن ضربه دوم به ایران. لیکن در کمال تعجب مشاهده می کنیم که اسرائیل دست به دامن روسیه شده تا پیام صلح به طرف ایرانی مخابره کند!
این تناقض آشکار توسط مقامات ایرانی اینطور توجیه شده که «پیام اسرائیل یک عملیات فریب است که می تواند مقدمه حمله مجدد آن باشد»!
این روایت و توجیه از سوی مقامات ایرانی در واقع نوعی تهدید ضمنی علیه اسرائیل است. به این صورت که پیام صلح اسرائیل را کاملا بی اعتبار کرده و حتی از آن برای از سر گیری جنگ و درگیری بهره برداری می کند.
علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بینالملل در واکنش به توافق میان حماس و اسرائیل برای پایان جنگ در غزه، در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «آغاز آتشبس در غزه ممکن است پشت صحنه پایان آتشبس در جای دیگری باشد!»
ولایتی: آغاز آتشبس در غزه، ممکن است پشت صحنه پایان آتشبس در جای دیگری باشد | سایت انتخاب
تصور عموم این است که ولایتی دلواپس حمله اسرائیل به ایران است و اظهاراتش نشان دهنده ضعف و وحشت مقامات ایرانی است!
لیکن ترجمه صحبت ولایتی این است که به اسرائیل (و البته آمریکا) پیام می دهد که حتی با وجود پذیرش آتش بس در غزه، ایران همچنان می تواند یک تسویه حساب داخلی را به گردن اسرائیل انداخته و ادعا کند اسرائیل به ایران حمله کرده، و به همین بهانه حملات وسیع و دردناک خود علیه اسرائیل را آغاز نماید.
نکته جالب دیگر اظهارات اخیر دریابان شمخانی است که در مصاحبه با جواد موگویی برای اولین بار تلویحا احتمال ترور آیت الله رئیسی توسط رژیم صهیونیستی را معتبر دانست. یعنی حتی بدون تسویه حساب داخلی هم بهانه برای حمله ایران به اسرائیل محیا است!
زمانی که رئیسی سقوط کرد، مقامات اسرائیلی از وحشت و دلهره محتاج به طهارت شده بودند! لیکن هسته سخت نظام آن زمان به دنبال تشدید تنش با اسرائیل نبود. لذا گزارش ستاد کل نیروهای مسلح بلافاصله هر گونه احتمال خرابکاری یا ترور را رد کرد.
اما پس از آن که مافیای سپاه در پاسخ به سقوط رئیسی دست تبانی به سوی اسرائیل دراز کرد و اسرائیل هم از این فرصت سوء استفاده کرده و حوادثی از قبیل ترور اسماعیل هنیه در تهران و حمله پیجری علیه حزب الله و ترور فرماندهان و نهایتا حتی حذف کلیه فرماندهان سپاه که درون هسته سخت نظام بودند را رقم زد، اکنون موضع نظام جمهوری اسلامی هم تغییر کرده و نوبت به تلافی کردن الطاف این شرور کودک کش رسیده است.
پس از سقوط رئیسی، سوپر انقلابیون و مافیای سپاه علاقه زیادی داشتند این حادثه را به خرابکاری اسرائیل ربط بدهند. و بعدا فهمیدیم علت این علاقه این بود که زمینه حذف فیزیکی رقبای خود را زیر پوشش «حمله اسرائیل» فراهم نمایند.
اما اکنون ورق برگشته و وضعیت کاملا معکوس شده. حالا مافیای سپاه است که از مقابله به مثل و حذف شدن چهره های اصلی خود توسط جریان سیاسی رقیب زیر پوشش «دور دوم حملات اسرائیل» می هراسد! و اتفاقا هسته سخت نظام است که مترصد فرصتی است تا ضربه نهایی خود را وارد کرده و هم عرصه داخلی را از وجود مافیای سپاه پاک کرده و هم گوشمالی نهایی را به اسرائیل بدهد.
لیکن نکته مهم اینجاست که هدف نهایی چیزی نیست جز حصول توافق با آمریکا. لذا این عملیات باید با چراغ سبز آمریکا همراه باشد تا نهایتا به هدف مورد نظر برسد. و نتانیاهو فعلا با نوشیدن جام زهر امکان تحقق این سناریو را متوقف نموده.
لذا سناریوهای پیش رو به این ترتیب است:
1- اگر پس از تبادل اسرا، نتانیاهو زیر توافقات زده و بهانه ای برای آغاز مجدد حملات اسرائیل علیه غزه پیدا کند، در اینصورت در ایران تسویه حساب داخلی صورت خواهد گرفت. تمام چهره های اصلی مافیای سپاه به درجه رفیع شهادت نایل خواهند گردید. سپاه و ارتش در هم ادغام خواهد شد. اسرائیل زیر ضربات ایران له خواهد شد و صلح پایدار در غزه طبق خواست ترامپ برقرار خواهد شد. و ایران جدید و یکدست وارد توافق با آمریکا خواهد شد.
2- اگر نتانیاهو زیر توافق نزند و جنگ غزه به صورت پایدار متوقف شود، دولت نتانیاهو به زودی بر اثر اختلافات داخلی سقوط خواهد کرد و دولت جدیدی در اسرائیل روی کار خواهد آمد. در اینصورت قاعدتا ابتدا باید توافق میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، و بعد به پشتوانه آن اصلاحات داخلی اجرا شود. ممکن است بر اثر این توافق شیوه جدیدی از توزیع رانت در داخل محقق شود که تنش های گذشته را خاموش نماید. یا ممکن است ساختار حاکمیت تمرکزگراتر شده و برخی از رانت های سابق با خشونت سرکوب شوند.
3- این احتمال هم هست که نتانیاهو زیر توافق نزند، ولی ایران و آمریکا به توافق نرسند. در اینصورت می شود انتظار داشت ایران به اسرائیل حمله کند و همچنان وانمود نماید که ابتدا اسرائیل به ایران حمله کرده. ایران امیدوار خواهد بود که روند کار مشابه سناریوی اول پیش برود. لیکن ریسک این سناریو بیشتر از دو حالت قبلی است. چون بدون چراغ سبز اولیه آمریکا خواهد بود.
با توجه به اظهارات ترامپ، به نظر می رسد سناریوی دوم محتمل تر است و باید منتظر باشیم تا کم و کیف آن مشخص تر شود.