ویرگول
ورودثبت نام
سپهر سمیعی
سپهر سمیعیعلوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
خواندن ۵ دقیقه·۲۱ ساعت پیش

وضعیت اقتصادی ایران پس از توافق با آمریکا

در حالی که افکار عمومی کاملا قانع شده اند که جنگ میان ایران و آمریکا قطعی و قریب الوقوع است، نه تنها هیچ نشانه واقعی که حاکی از درگیری نظامی میان ایران و آمریکا باشد دیده نمی شود، بلکه تمام شواهد حاکی از قریب الوقوع بودن توافق میان ایران و آمریکا و برداشته شدن تحریم های اولیه و ثانویه است.

اکنون این سوال مطرح می شود که پس از حصول توافق، یا به عبارت دقیقتر، علنی شدن و اجرایی و عملیاتی شدن توافق جدید میان ایران و آمریکا، چه تغییرات و تاثیراتی در حوزه اقتصادی ایران مشاهده خواهد شد؟

اثرات توافق در چند سطح قابل بررسی است.

اولا، حصول توافق به معنای پایان یافتن تحریم های نفتی و توقف فروش نفت ایران همراه با تخفیف به چین خواهد بود. به این معنا که پس از توافق، نفت ایران به قیمت جهانی و از مجاری شفاف و مورد تایید ایالات متحده آمریکا صورت خواهد پذیرفت. یعنی آن سوبسید و یارانه ای که از محل فروش نفت تخفیف خورده ایران به اقتصاد چین داده می شد متوقف خواهد شد.

این مساله دو پیامد بسیار مهم خواهد داشت:

1- موجب افزایش درآمد ارزی ایران از محل صادرات نفت می گردد.

2- موجب توقف هدر رفت منابع ارزی کشور از محل جریان رانت تراستی های دور زننده تحریم خواهد شد.

هر دو پیامد به معنای کاهش کسری بودجه دولت، و نتیجتا کاهش میزان تورم در اقتصاد ایران خواهد بود.

یعنی حتی اگر فرض کنیم توافق ایران و آمریکا به گونه ای باشد که همچنان محدودیت های زیادی به صورت تحریم باقی بماند، کمترین دستاورد توافق این خواهد بود که مانند چیزی که در ونزوئلا می بینیم، خود آمریکاییها راهی برای دور زدن تحریم های خود پیدا کرده و به تخفیف های نفتی به سود چین پایان داده و اجازه هزینه شدن عواید حاصل از صادرات نفت در مسیر توسعه کشور را فراهم نمایند.

ثانیا، حصول توافق به معنی وارد شدن شرکت های آمریکایی به اقتصاد ایران خواهد بود. و شرکت های آمریکایی، سرمایه و فناوری آمریکایی را به ایران خواهند آورد.

بنابراین، شرکت ها و صنایع ایرانی که در شرایط تحریمی یا در غیاب صنایع آمریکایی رشد کرده بودند نابود خواهند شد. لیکن صنایع و شرکت های ایرانی که بتوانند به اکوسیستم و زنجیره تولید و عرضه شرکت های آمریکایی متصل شوند به شدت رشد خواهند نمود.

اولین حوزه ای که به احتمال بسیار زیاد شاهد ورود سرمایه آمریکایی خواهد بود، حوزه صنعت نفت و گاز ایران است که اهمیتی راهبردی برای آمریکا پیدا می کند. لذا شرکت های ایرانی در این حوزه که بتوانند به سرمایه های آمریکایی متصل شوند رشد چشمگیری خواهند داشت.

در حوزه فناوری دیجیتال، برخی برندهای ایرانی ممکن است توسط برندهای آمریکایی خریداری شوند، و برخی برندهای ایرانی ممکن است انحصار خود را در بازار داخلی حفظ نمایند ولی از طریق قراردادهای همکاری با برندهای آمریکایی رشد قابل توجهی داشته باشند.

ثالثا، حصول توافق به معنی رها کردن پروژه صنعتی سازی و «تولید برای صادرات» و خودکفایی خواهد بود. ایران مانند کشورهای جنوب خلیج فارس به سمت یک اقتصاد مصرفی با تاکید بر مزیت های اقتصادی ویژه خود حرکت خواهد نمود.

برندها و محصولات مصرفی خارجی و خصوصا آمریکایی وارد بازار مصرف ایران شده و رانت به جای «حمایت از تولید» از مسیر انحصار امتیاز واردات به نخبگان اقتصادی داخلی (یعنی اصحاب رانت) سرازیر خواهد شد.

کاهش تورم و افزایش قدرت خرید طبقه متوسط و ثبات اقتصادی، در کنار حذف رانت «حمایت از تولید» و حذف رانت کاسبی تحریم، موجب حرکت نقدینگی از حوزه های دلار و سکه و طلا به سمت بازار املاک و مسکن خواهد شد. این مساله در کنار روند کاهشی در سمت عرضه، موجب جهش ناگهانی قیمت املاک و مسکن در بازه یک تا سه سال پس از حصول توافق می گردد.

از سوی دیگر، افزایش منابع ارزی دولت در کنار کاهش تقاضای ناشی از تفاوت نرخ های ترجیحی، موجب ثبات ارزش ریال ایران و توقف جهش قیمت دلار می شود. خصوصا اگر اصلاح قیمت بنزین و گازوئیل و دیگر حامل های انرژی در ادامه حذف کامل ارز ترجیحی اجرایی شود، قیمت دلار پس از یک افت و کاهش چشمگیر برای مدتی طولانی تثبیت خواهد شد.

در خصوص قیمت طلا، از آنجا که افزایش قیمت آن علاوه بر قیمت دلار همچنین به قیمت جهانی طلا هم وابسته است، توافق ایران و آمریکا چندان تاثیری روی قیمت جهانی طلا نخواهد داشت.

قیمت جهانی طلا بیش از هر چیز متاثر از توافق آمریکا و چین خواهد بود. چون تا زمانی که چین کاملا تسلیم شروط آمریکا و زمین بازی جدیدی که آمریکا تعریف کرده نشده باشد، قیمت طلا صعودی و ارزش دلار آمریکا نزولی باقی می ماند. چون بزرگترین دارایی چین چیزی نیست جز بدهی دولت آمریکا، و این بدهی به دلار است، و کاهش ارزش دلار به معنی کاهش دارایی چین بوده، و از آنجا که آمریکا با فاصله زیاد بزرگترین دارنده ذخایر طلا در جهان است، افزایش قیمت طلا به معنی افزایش ارزش دارایی های آمریکا خواهد بود. لذا افزایش قیمت طلا و کاهش ارزش دلار به معنی انتقال دارایی های چین به آمریکا در تراز بدهی-دارایی طرفین است.

جایی که چین تسلیم شود، این افزایش به نقطه تعادل رسیده و متوقف خواهد شد و پس از آن، انتقال دارایی های چین به آمریکا از مسیر افزایش بهره وری صنعتی آمریکا و افزایش رانت پاشی در چین صورت خواهد گرفت. در آن نقطه قیمت جهانی طلا به احتمال بسیار زیاد سقوط خواهد کرد و بخشی از دارایی های چین از طریق تقویت ارزش دلار آمریکا احیا خواهد شد.


در مجموع توافق ایران و آمریکا موجب تغییر مسیر اقتصاد ایران از مسیر کلنگی شدن به سمت احیای اقتصادی خواهد بود. لیکن این احیای اقتصادی نه از مسیر افزایش بهره وری و تولید، بلکه از مسیر افزایش رانت و اصلاح مسیر توزیع رانت صورت خواهد گرفت.

قیمت طلاآمریکاایرانقیمت دلارتوافق
۱۶
۵۷
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید