ویرگول
ورودثبت نام
سپهر سمیعی
سپهر سمیعیعلوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
خواندن ۸ دقیقه·۱ روز پیش

پرونده جفری اپستین و دعوای داخلی میان صهیونیست ها

در حالی که تمام جهان متمرکز بر جرایم اخلاقی در پرونده جفری اپستین شده اند، نکات مهمتر و اصلی در آن از نظرها مغفول مانده.

بر اساس اسناد و شواهد موجود، جفری اپستین در ظاهر یک متخصص امور مالی Financier بود. ولی در واقع یک مهره عملیاتی در دستگاه صهیونیست ها و به احتمال بسیار زیاد یک جاسوس اسرائیلی بود.

جفری اپستین خودش یهودی بود، و در حوالی سال 1991 با گیلین ماکسول Ghislaine Maxwell وارد رابطه دوستی بسیار نزدیک می شود. اگرچه هرگز ازدواج نمی کنند، ولی همیشه با هم بوده اند و شواهد و مدارک نشان می دهد ماکسول برای جفری اپستین دختر جور می کرده و در بسیاری موارد همراه با هم به سوء استفاده جنسی از دختران می پرداخته اند.

گیلین ماکسول دختر یک سرمایه دار معروف یهودی و صهیونیست است که یکی از جاسوسان مشهور و شناخته شده اسرائیل بوده. و آنطور که از فایل های اپستین پیداست، در آخر کار به دلیل ورشکستگی مالی، اسرائیلی ها را تهدید می کند اگر فورا 400 میلیون دلار به او ندهند همه اسرار آنها را فاش خواهد کرد. و موساد به همین دلیل او را در دریا غرق می کند و علت مرگ را غرق شدن به دلیل سکته قلبی ثبت می کنند. و پس از آن یک مراسم ترحیم بسیار با شکوه و رسمی در اسرائیل برای او برگزار می گردد. (از نظر جزئیات رحلت، احتمالا شباهت هایی با وفات مرحوم مغروق آیت الله هاشمی رفسنجانی غفرالله اذنابه دارد.)

لذا ارتباط گیلین ماکسول با دستگاه جاسوسی اسرائیل کاملا محرز است. و جفری اپستین که حتی قبل از آشنایی با ماکسول هم از طریق لزلی وکسنر، سرمایه دار یهودی صاحب برند Victoria's Secret شبکه روابط گسترده ای با افراد کله گنده از قبیل روتشیلدها و دیگران داشت.

بنابراین واضح است که جفری اپستین مشغول کار اطلاعاتی بوده و تسهیل گر روابط مافیایی در سطح کلان جهانی بوده است.

و در کنار خدمات و زحمات خود، البته سعی می کرده به خودش هم بد نگذرد و مرحوم علاقه ویژه ای هم به دختران کم سن و سال داشته. و البته از این تفریح شخصی به عنوان یک نقطه اشتراک و سرگرمی مشترک با بسیاری از بزرگان عالم هم استفاده می کرده. و لذا به طور معمول سعی می کرده دختران جوان و نوجوان را از سراسر عالم دست چین کرده و به اقامتگاه یا جزیره خصوصی خود بیاورد تا خودش یا دوستانش دست نوازشی بر سر و بدن این دختران بکشند.

و همینطور که مشغول این فعالیت های روزمره بوده، به صورت اتفاقی یکی از دختران نوجوان به پلیس ساحل پالم مراجعه و از او شکایت می کند و پلیس هم که توجیه نبوده سر نخ را می گیرد و پیگیری می کند و گند کار در می آید که جناب جفری اپستین یک بچه باز و کودک آزار حرفه ای است!

ولی البته وکلای قدرتمند اپستین موفق می شوند الکساندر اکوستا را که در آن زمان دادستان فلوریدا بوده است مجاب نمایند علیرغم عمق فاجعه و عواقب سنگین قانونی، ترتیبی بدهد که یک توافق دو جانبه میان دستگاه قضایی آمریکا و آقای جفری اپستین بسته شود و جفری اپستین به یک فقره جرم حداقلی اعتراف نماید و در عوض پرونده وی اعتبار امر مختومه پیدا کند.

به این ترتیب جفری اپستین در سال 2007 با عنوان مجرمانه خرید خدمات جنسی از دختران زیر سن قانونی محکوم می شود و چند ماه ناقابل حکم می گیرد و بعد هم آزاد می شود و به همان کارهای روزمره قبلی خود باز می گردد. طوری که گویی هیچ اتفاقی نیافتاده بوده.

از اینجا متوجه می شویم که اولا شغل شریف آقای جفری اپستین اقتضا می کرده نسبت به کودک آزاری اهتمام ویژه ای داشته باشد، و ثانیا علیرغم غیر قانونی بودن فعالیت های وی، در حلقه های مافیایی قدرت آنچنان کارکرد مهمی داشته که به راحتی دستگاه قضایی و قوانین را بی اثر می نموده است.


اما داستان وقتی جالب می شود که در سال 2016 دونالد ترامپ بر خلاف همه پیش بینی ها و انتظارات ناگهان موفق می شود هیلاری کلینتون دموکرات و نولیبرال را در انتخابات شکست دهد و به ریاست جمهوری برسد. و ترامپ الکساندر اکوستا را به عنوان وزیر کار در کابینه خود بر می گزیند. همان الکساندر اکوستا که در سال 2007 دادستان فلوریدا بود و ترتیب کار فرار اپستین از چنگ قانون و عدالت را داده بود.

و می دانیم که از روزی که ترامپ در دور اول به ریاست جمهوری رسید، کل هیات حاکمه و نخبگان آمریکا بسیج شدند تا او را مهار کنند و اجازه تکان خوردن را به او ندهند. از متوقف کردن فرامین اجرایی ترامپ از طریق قضات دادگاه های فدرال و ایالتی گرفته تا متهم کردن او به جاسوسی برای روسیه!

و در چنین فضایی است که مشاهده می کنیم ناگهان در سال 2018 یک نشریه لیبرال به اسم میامی هرالد Miami Herald مقاله ای با عنوان Perversion of Justice منتشر می کند که جزئیات پرونده اپستین و نقش الکساندر اکوستا در فرار او از چنگال عدالت را تشریح می نماید.

انتشار این مقاله موجب می شود الکساندر اکوستا از وزارت کار استعفا دهد و قطعا موجب ضربه خوردن دولت ترامپ شد. اما در عین حال موجب شد جفری اپستین مجددا بازداشت و تحت بازجویی قرار گیرد.

و در سال 2019 اعلام شد جفری اپستین در زندان «خودکشی» کرده. و این خودکشی هم شباهت عجیبی به خودکشی برادر سعید امامی داشت.


پرونده جفری اپستین پس از مرگ او تبدیل شد به یکی دیگر از پرونده های اسرار آمیز و راز آلود تاریخ آمریکا، همردیف قتل جان اف کندی و ترور مارتین لوتر کینگ.

تا اینکه در سال 2024 ترامپ برای دور دوم انتخاب شد و یکی از وعده های او این بود که تمام اسناد مربوط به این پرونده های اسرار آمیز را منتشر و فاش نماید. و پرونده جفری اپستین مهمترین در میان آنها بود.

ترامپ در میانه کار ناگهان موضع خود را در خصوص افشای اسناد پرونده اپستین عوض کرد و مدعی شد هیچ چیزی در پرونده اپستین نیست و همه باید آن را فراموش کنند!

این در حالی بود که ایلان ماسک ناگهان وارد دعوای لفظی با ترامپ شده بود و ادعا کرده بود اسنادی علیه خود ترامپ درون پرونده اپستین وجود دارد.

این تحولات دقیقا مربوط به زمانی بود که آتش بس در غزه بهم خورده بود و اسرائیل مجددا مشغول بمباران غزه شده بود. در آن زمان بسیاری تصور می کردند اسرائیل با استفاده از پرونده اپستین موفق شده ترامپ را گروگان بگیرد و خواست و اراده خود را به ترامپ تحمیل نماید. و بسیاری حتی «جنگ 12 روزه» را هم نتیجه همین سلطه اسرائیل بر ترامپ به دلیل محتوای پرونده اپستین می دانستند.

اما از همان زمان هم مشخص بود که داستان می تواند دقیقا برعکس باشد. یعنی به جای اینکه اسرائیل از پرونده اپستین برای فشار به ترامپ استفاده کند، در واقع ترامپ بوده که از پرونده اپستین برای فشار به اسرائیل استفاده می کرده. شاهد این تحلیل اینکه پس از مدتی اسرائیل ناچار شد جام زهر را در جنگ غزه سر کشیده و به طرح صلح ترامپ تن بدهد. مضافا اینکه مدتی پس از آن ترامپ دوباره موضعش را عوض کرد و از انتشار کامل اسناد پرونده اپستین حمایت کرد و این اتفاق افتاد و مشخص شد هیچ چیز غیر عادی علیه ترامپ در پرونده وجود نداشته و اتفاقا دموکراتها و مخالفان ترامپ بیشتر به لجن کشیده شدند!


با مشاهده این جزئیات، تصویر کلان به صورت دیگری دیده می شود.

شواهد نشان می دهد از زمان انتخاب دونالد ترامپ در دور اول، یک شکاف بزرگ درون لابی صهیونیستی شکل گرفته بود. صهیونیست ها (اعم از صهیونیست های اسرائیلی و یهودیان صهیونیست آمریکایی و اروپایی) به دو گروه بزرگ تقسیم شده بودند:

1- گروهی که اولویت خود را روی پروژه نولیبرالیسم و نظم جهانی نولیبرال گذاشته بودند.

2- گروهی که اولویت خود را روی پروژه اسرائیل و موجودیت دولت اسرائیل گذاشته بودند.

گروه اول از جمله شامل جورج سوروس و ایهود باراک و بسیاری دیگر بود.

و گروه دوم از جمله شامل شلدون ادلسون و بنیامین نتانیاهو و دیگران.

با توجه به حمایت صهیونیست های گروه دوم از ترامپ در دور اول، خصوصا حمایت بسیار محکم از سوی شلدون ادلسون، ظن قوی وجود دارد که مطرح کردن پرونده اپستین در سال 2018 هم تلاشی بوده برای قرار دادن ترامپ در مقابل لابی صهیونیستی.

از این نظر مطرح شدن پرونده اپستین توسط گروه صهیونیست های نولیبرال، شباهت زیادی به اقدامات درخشان مافیای سپاه از قبیل عملیات پیجری و سوزاندن برگ های ایران در محور مقاومت دارد که مقصود آن ایجاد فشار روی جناح رقیب درون نظام جمهوری اسلامی بود.

مشخص نیست «خودکشی» اپستین در زندان دقیقا توسط کدام گروه انجام شده. ولی این خودکشی بصورت همزمان همسو با منافع هر دو گروه از صهیونیست ها بوده است. و از این نظر شباهت آن به روایت رسمی مورد اجماع درباره عملیات پیجری قابل ملاحظه است. (دروغی که به نفع همه است)

واکنش ترامپ به پرونده اپستین هم شباهت بسیار زیادی به واکنش امام خمینی به افشای مذاکرات مک فارلین دارد. یعنی همانطور که امام خمینی بلافاصله دستور داد خبر مذاکرات بصورت علنی تایید شود و سپس طوری وانمود شود که آنها خودشان آمدند و ما نخواستیم که بیایند، ترامپ هم دستور داد همه اسناد منتشر شود و علیرغم دوستی و رفاقت نزدیک قبلی با اپستین، مدعی شد که اپستین هر غلطی کرده به خودش و رفقای دموکراتش مربوط بوده و ترامپ دخلی به موضوع نداشته است.

نتیجه سیاست امام خمینی در آن زمان با علنی کردن مذاکرات مک فارلین و سپس اقداماتی از قبیل فتوای قتل سلمان رشدی، موجب شد تا نه تنها از اقدار امام کاسته نشود بلکه بیش از قبل مقتدر گردد.

و نتیجه سیاست ترامپ هم با انتشار اسناد پرونده اپستین در کنار اقدامات دیگر دقیقا همین افزایش اقتدار سیاسی بوده است.

اکنون به نظر می رسد پروژه افشای پرونده اپستین که قرار بود صهیونیست های طرفدار اسرائیل را وادار به پیروی از صهیونیست های طرفدار نولیبرالیسم کند، دقیقا نتیجه عکس داده و صهیونیست های طرفدار اسرائیل پس از 7 اکتبر به کلی از نولیبرالیسم عبور کرده اند و با قدرت و صلابتی بی نظیر، بیلاخ طلایی را به صهیونیست های نولیبرال حواله نموده اند.

بنابراین پرونده اپستین چیزی فراتر از یک رسوایی جنسی بوده و در مرکز دعواهای داخلی و مافیایی صهیونیست های قدرتمند قرار داشته است.

برای شادی روح امام و شهدا و همه مرحومین فاتحه مع الصلوات.

صهیونیسمدونالد ترامپ
۱۹
۱۹
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید