ویرگول
ورودثبت نام
سپهر سمیعی
سپهر سمیعیعلوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
خواندن ۹ دقیقه·۱ سال پیش

تشخیص منشاء کودتای 23 خرداد

علی لاریجانی در مصاحبه معروف و اخیر خود گفت:

اما مهم‌تر از همه، اظهارنظر جدید نتانیاهو بود:گفت: «هدف قرار دادن رهبر ایران باعث تشدید تنش نمی‌شود، بلکه باعث پایان آن خواهد شد!»این یعنی ترور رهبر انقلاب، وارد دستور کار اسرائیل شده بود. در همان روز، حمله‌ای نیز علیه شورای عالی امنیت ملی در ایران صورت گرفت. هدفشان این بود که سران کشور، سران قوا و افراد مؤثر دیگر را از بین ببرند، و سپس به سراغ رهبری بیایند و ساختار کشور را فروبپاشند.

روایت علی لاریجانی از ناگفته های جنگ 12 روزه

و در ادامه:

روز سه‌شنبه، ۲۷ خرداد، روز پنجم جنگ،  صحنه داشت عوض می‌شد.پاسخ‌های نظامی ایران کارساز شده بود و برای اولین بار، نشانه‌هایی از نگرانی در جبهه غربی به چشم می‌خورد. آقای ترامپ در اجلاس گروه ۷ شرکت کرده بود، اما آن‌جا را به‌طور ناگهانی ترک کرد و اعلام کرد:«تهران باید فوراً تخلیه شود!»در همان زمان، به وزیر دفاع آمریکا دستور داد وارد جنگ شود. خب، شما که از اول در جنگ بودید، چرا این‌طور اعلام می‌کنید؟ هدف از این اظهارات، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و ایجاد هرج‌ومرج در شهرها و اقتصاد کشور بود. وزیر دفاع اسرائیل در همین روز دوباره موضوع ترور رهبری را مطرح کرد. صدراعظم آلمان هم گفت: «باید از نتانیاهو بابت حمله به ایران تشکر کنیم.» یعنی کار اسرائیل را تطهیر کرد، و آن را به نفع غرب دانست. اما مهم‌ترین حرف را ترامپ زد.او گفت: «ایران باید بدون قید و شرط تسلیم شود.» یعنی تا دیروز می‌گفتند باید از تهران فرار کنید، حالا حرف از تسلیم ایران می‌زدند.این‌ها نشان‌دهنده‌ی یک طراحی روانیِ همه‌جانبه است. دشمن می‌خواست فضای جنگ را با شوک، با تهدید، با واژه‌هایی مثل «تخلیه تهران»، «تسلیم فوری» و… مدیریت کند.

اما در  روز چهارشنبه، ۲۸ خرداد، یعنی روز ششم جنگ ، معادلات کاملاً تغییر کرد. آقای ترامپ دوباره تهدید کرد، گفت: «از محل استقرار رهبر ایران مطلع هستیم.»اما حالا دیگر لحن تهدیدها، رنگ و بوی بی‌تأثیری گرفته بود. نتانیاهو گفت: «این جنگ، نقطه‌ی عطفی در تاریخ خاورمیانه است. روند صلح ابراهیم تسریع خواهد شد.»

پس از آن، دیروز سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا مستقیما به کودتا اشاره کرد:

دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا افرود: شیطان بزرگ و شیطان کوچک در دسترسی به اهداف و راهبرد خود با شکست مواجه شدند. آنها می خواستند ملت ایران را تسلیم، کشورمان را تجزیه، انقلاب را سرنگون و کودتا کنند اما به لطف و محبت الهی و هدایت های فرماندهی معظم کل قوا در همه اهداف خود شکست خوردند و چرخه مرگ صهیونیست ها سرعت پیدا کرده و تاریخی که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند کوتاه شده است.

در موردی دیگر، علی افشاری که یکی از سخنگوهای جریان سیاسی اصلاح طلب است که جهت فعالیت رسانه ای بدون محدودیت مدتهاست به ماموریت خارج از کشور اعزام شده، با اشاره مستقیم به «کودتای خارجی» گفته است:

در حالی که جریان سیاسی سوپر انقلابی اصرار دارد وقایع دوازده روزه پس از 23 خرداد را حمله اسرائیل به ایران با استفاده از اشراف اطلاعاتی دشمن و فعالیت های جاسوسی موساد معرفی کند، واضح است که جریان سیاسی اصلاح طلب رد پای یک کودتا را تشخیص داده و کلمه کودتا حتی از دهان سرلشکر صفوی هم بیرون پریده.

از طرف دیگر اگر چه اظهارات لاریجانی با ملاحظات سیاسی و هوشمندانه بیان شده، لیکن این نکته واضح و روشن است که حذف رهبری و همچنین حذف سران قوا یکی از اهداف اصلی بوده که محقق نگردیده است.

اکنون اگر نگاهی به لیست فرماندهان شهید در جنگ 12 روزه بیاندازیم نکات بسیار مهمی مشاهده می شود.

1- تقریبا تمام فرماندهان شهید از سپاه بوده اند.

2- موارد معدود دو سه موردی فرماندهان شهید ارتشی یا فراجا مشاهده می شوند، همگی در رده های پایین و جایگاه های دست دوم و سوم و پایینتر بوده اند.

حال این سوالات مطرح می شود:

اولا، اگر 23 خرداد واقعا تجاوز اسرائیل به ایران بوده، چرا تقریبا تمام تلفات مهم و موثر مربوط به سپاه بوده؟

ثانیا، اگر واقعا اشراف اطلاعاتی موساد و اسرائیل امکان حملات دقیق و موثر و حذف فرماندهان ارشد را فراهم کرده، چرا این اشراف اطلاعاتی فقط محدود به سپاه بوده و دشمن هیچ نفوذی در ارتش یا حتی فراجا نداشته؟

به بیان دیگر، چطور تمام فرماندهان سپاه از رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح تا فرمانده کل سپاه و فرمانده هوافضا و رئیس سازمان اطلاعات سپاه و حتی برخی جانشینان با موفقیت هدف قرار گرفتند، ولی نه تنها قادر به حذف نفر اصلی که شخص رهبری است نبودند، بلکه حتی یک فرمانده مهم ارتشی هم کشته نشد؟

چطور این دشمنی که این اندازه مدعی اشراف اطلاعاتی و قدرت جاسوسی است حتی قادر به حذف سردار رادان فرمانده فراجا هم نبود و تیرش خطا رفت و جانشین فرمانده را زد؟!

این موارد در کنار این واقعیت که بخش اعظم حملات توسط ریزپرنده ها و پهپادهای کوچک انتحاری صورت می گرفته، ثابت می کند که منشاء کودتای مورد نظر دقیقا از درون سپاه پاسداران بوده.

کودتاچیان در رده های بالای سپاه حضور داشته و دسترسی کامل به اطلاعات سپاه داشته اند. لیکن از آنجا که سازمان ارتش به کلی مستقل از سپاه تعریف شده، قادر به دسترسی به اطلاعات ارتش نبوده اند و هیچ نفوذی در ارتش نداشته اند. همین مطلب در مورد فراجا هم صدق می کند و اگر چه در طول این 12 روز پلیس مهمترین نیروی خط مقدم در جبهه داخلی بود، لیکن کودتاچیان قادر به حذف فرمانده پلیس نبودند.

و البته عدم توفیق کودتاچیان در حذف رهبری هم به دلیل مستقل بودن سپاه ولی امر بوده که نیرویی کاملا مستقل از سپاه و ارتش و فراجا بوده و موظف به حفاظت از شخص رهبری است.

وقتی مشاهده می کنیم عملیات حذف فرماندهان نظامی در مورد سپاه 100% موفق بوده و در مورد ارتش 0%، یعنی منشاء عملیات جایی بوده که فرماندهان سپاه را می دیده ولی فرماندهان ارتش را نمی دیده. یعنی درون خود سپاه.

وقتی بخش اعظم حملات با استفاده از حجم ریز پرنده ها و پهپادهای کوچکی بوده که از درون کشور بلند شده و هدایت می شده اند، و در تمام این مدتی که این ریز پرنده و پهپادها تدارک دیده می شدند دستگاه های اطلاعاتی کشور کوچکترین بویی از تهدید به این بزرگی نبرده بودند، معنایش این نیست که موساد خیلی استادانه کارش را انجام داده یا دستگاه های اطلاعاتی ایران تا این حد فشل هستند که چنین حجم انبوهی از واردات تسلیحات خطرناک به کشور را تشخیص نداده اند.

نتیجه ای که از چنین مشاهده ای حاصل می شود این است که این پهپادها زیر پوشش تدارکات نظامی معمول در سازمان نظامی سپاه پاسداران قرار داشته و تا لحظه آخر احدی تصور نمی کرده که قرار است برای هدف قرار دادن مواضع خودی استفاده شوند.

معنای کودتا دقیقا همین است. کودتاها نیازی به وارد کردن سلاح از خارج ندارند. بلکه امکانات نظامی موجود در یک سازمان نظامی را مورد استفاده قرار می دهند.


حال این سوال مطرح می شود که چرا چنین خیانت و تبانی بزرگی درون سپاه رخ داده و نه ارتش یا فراجا یا سپاه ولی امر؟

چون اولا دلیل اصلی این است که سپاه تنها سازمان نظامی در ایران است که مستقیما با رانت ها در تماس است و طبیعی است که فساد حاصل از صدها میلیارد دلار رانت، اثر خود را بر بخشی از سپاه گذاشته است.

و ثانیا دلیل فرعی اینکه سازمان نظامی سپاه کمتر از ارتش بر اساس سلسله مراتب فرماندهی بوده و ماهیت غیر متمرکز و با استقلال عمل بالای آن در کنار تماس مستقیم با جریانات سیاسی و رانت های کاسب تحریم، امکان بروز چنین انحرافاتی نسبت به فرماندهی کل را فراهم کرده است.

بر خلاف ارتش، سپاه ساختار یکدستی نداشته و اگر چه فرماندهان اصلی آن توسط فرماندهی کل قوا منصوب می شوند، ولی همچنان جریانات سیاسی کشور (که خود بر اساس مجراهای رانت شکل گرفته اند) تاثیر مستقیم و اساسی بر سپاه می گذارند.

اینکه دقیقا کدام چهره ها درون سپاه پشت این کودتا بوده اند مشخص نیست. در شرایط فعلی همه مظنون هستند مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. از حسین تائب گرفته تا سردار صفوی و جعفری و جوانی و نقدی و دیگران. از محسن رضایی گرفته تا سعید محمد. این را با داده های موجود نمی توان با قطعیت گفت.

ولی مواردی که با قطعیت همین حالا مشخص است:

1- 23 خرداد کودتا زیر پوشش حمله خارجی بود.

2- منشاء کودتا درون سپاه پاسداران بوده.

3- ضربات وارد شده به دلیل نفوذ جاسوسان دشمن نبوده، بلکه به دلیل تبانی یک جریان داخلی با دشمن بوده.

4- این کودتا بر اثر خیانت یک نفر و دو نفر نبوده، بلکه یک جریان بزرگ و ریشه دار داخلی با دسترسی کامل به امکانات نظامی و اطلاعاتی درون سپاه و با حمایت عقبه سیاسی و زمینه سازی رسانه ای گسترده پشت آن قرار داشته.

5- برنامه ریزی برای این کودتا از مدتها قبل صورت گرفته. شروع برنامه ریزی برای کودتا اقلا به روزهای پس از سقوط رئیسی باز می گردد. ولی این امکان هم هست که این برنامه از مدتها قبل از آن وجود داشته و با ضربه ای که این جریان سیاسی بر اثر سقوط رئیسی خورد، وادار شدند برنامه خود را جلو انداخته و کمی با دستپاچگی عمل کنند.


حال چرا ماهیت کودتا به صورت علنی بیان نمی شود و همه بیشتر سعی می کنند روی حمله اسرائیل تاکید نمایند؟

1- اسرائیل ترجیح می دهد تمام امتیاز ناشی از ضربات وارد شده به ایران را به اسم خود بزند تا آبرو ریزی ناشی از 7 اکتبر را جبران نماید.

2- کودتاچیان و جریان سیاسی سوپر انقلابی وانمود می کنند حملات تماما از ناحیه اسرائیل بوده تا ماهیت خود را لو ندهند.

3- نیروهای وفادار به رهبری وانمود می کنند فقط با اسرائیل طرف هستند، تا از طرفی کودتاچیان حساس نشوند و رد گیری آنها راحت تر شود، و از طرف دیگر با طلبکار شدن از اسرائیل در سیاست خارجی دستاورد سازی شود.

4- نیروهای اصلاح طلب لااقل فعلا ترجیح می دهند خط رهبری را بپذیرند تا وفاداری خود به منافع ملی را ثابت نمایند.

هر چند برخی اصلاح طلبان از حالا نتوانسته اند جلوی خود را بگیرند و حملات به خائنین سوپر انقلابی را علنی کرده اند. مانند این موضع گیری از رسول خادم:

ولی فعلا خط سیاسی اصلاح طلبان تاکید بر اتحاد و انسجام ملی است و به طور کلی قصد ندارند با حمله مستقیم با وطن فروشان سوپر انقلابی، خیانت آنان را در گرد و غبار دعواهای رسانه ای کم اهمیت نمایند. در عوض اصلاح طلبان از این موقعیت برای تحکیم جایگاه خود درون هسته سخت نظام بهره حداکثری خواهند برد.

بنابراین، روایت پذیرفته شده از سوی همه طرف ها همین است که ضربات تماما از ناحیه اسرائیل بوده. ولی شواهد نشان می دهد در واقع ضربه اصلی از داخل بوده و اسرائیل تنها یک پوشش خارجی برای آن فراهم نموده بود.

اصلاح طلب
۲۵
۷۲
سپهر سمیعی
سپهر سمیعی
علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید