
وقتی نیروها و کارمندای قدیمی تر سازمان علی رغم شایستگی ارتقا نمی گیرند و برای پست های کلیدی و مدیریتی ،مدام از بیرون از شرکت نیروی به اصطلاح نخبه (پاشنه طلا ) گرفته میشه ، محیط داخل شرکت به مرور به یک باتلاق تغییر شکل خواهد داد.
کارمندان کهنه کار و قدیمی بتدریج توی باتلاق می مونند و پله ای میشند برای عبور نیروهای تازه وارد که شاد و خندان تو جلسات مدیریت شرکت می کنند و از دلاوری هاشون هنگام عبور و پرش از باتلاق صحبت می کنند.
ارتقا و تشویق و پاداش ها برای پاشنه طلاها خواهد بود و سهم بقیه پر نگه داشتن باتلاق و اکسیژن و غذا برا زنده موندن خواهد بود.
قدیمی ترها روز به روز بیشتر فرو میرن و برای نجات از سرو کله هم نوعان خودشون بالا میرن و هر کسی فکر می کنه دیگیری عامل غرق شدنش هست ، اینجا زمانی هست که تنش و درگیری به سطح زیرین سازمان رسیده ، بتدریج هر کسی آگاه تره و می تونه نفسی بکشه و شرایط اطرف رو ببینه با هر زحمتی که هست باتلاق (سازمان) رو ترک می کنه.
اونایی که تا آخر می مونند بتدریج به فسیل های سازمان تبیدل خواغهند شد و ته باتلاق ته نشین میشن.
فرایند تبدیل یک سازمان موفق به باتلاق بسته به سط سازمان ها (خصوصی ، خصولتی و دولتی ) زمانبر خواهد بود ولی در دنیای آزاد و رقابتی خیلی زود خودشو نشون خواهد داد ولی خوب برای شرکتاهای زغالسنگی و شبه دولتی عمر این باتلاق به اندازه عمر جامعه خواهد بود.