«ایتالو کالوینو نویسندهی جهان نانوشته است»؛ این گفتهی کارلوس فوئنتس را میتوان بهترین و کاملترین تعبیر از جهان داستانی غریب کالوینوی ایتالیایی دانست؛ تعبیری که در اکثر آثار او، به خصوص در مجموعه داستان «کمدیهای کیهانی» قابل لمس است. در این مجموعه داستان کالوینو مخاطب را در برابر جهانی قرار میدهد که به احتمال قریببهیقین، تابهحال به این شکل و سیاق با آن روبهرو نشده است؛ جهانی متشکل از علوم نجوم، کیهانشناسی و فیزیک و در عینحال داستانپردازی و توصیف و طنز!
«کمدیهای کیهانی» مجموعهای از دوازده داستان کوتاه مستقل اما مرتبط است که اولین بار سال ۱۹۶۵ منتشر شد. داستانهای این مجموعه از منظر موجودی ازلی به نام Qfwfq روایت میشوند و هر کدام از یک نظریهی علمی پیرامون کیهان جان گرفتهاند؛ نظریههایی مثل اینکه سیارههای منظومهی شمسی با چگال شدن ابرهایی از مایع بیشکل به وجود آمدهاند. در واقع کالوینو با تلفیق علوم مختلف و توانایی تکاندهندهاش در داستانپردازی و طنازی، علوم را در لفاف گیرایی از داستان میپوشاند و جهانی میسازد که مخاطب را در وهلهی اول متعجب و سردرگم و بهمرور شگفتزده و در نهایت شیفته میکند. او که یکی از شاخصترین نویسندههای پستمدرن دنیاست، در این کتاب اوج تواناییاش در تلفیق ژانرهای مختلف را به نمایش میگذارد و با زیر پا گذاشتن المانهای رایج داستاننویسی، یکی از عجیبترین و آوانگاردترین مجموعه داستانهای ایتالیا و حتی دنیا را خلق میکند.
در «کمدیهای کیهانی» هر داستان با چند خطی از یک واقعهی علمی، نظریهای شناخته شده از یک دانشمند مشهور یا یک کتاب علمی شروع میشود و در ادامه با داستانی سرشار از تخیل حول این نظریه روبهرو میشویم. بهطور مثال داستان اول، «فاصلهي ماه» با این نظریه شروع میشود: «به گفتهي سِر جُرج اچ. داروین، ماه زمانی خیلی به زمین نزدیک بود، بعدها مَد بهتدریج آن را به عقب راند، مدی که خودِ ماه در دریاهای زمین به وجود میآورد، و در این دریاهاست که زمین آرامآرام انرژیاش را از دست میدهد»؛ بعد شاهد روایت Qfwfq از دورانی هستیم که ماه به زمین نزدیکتر بود و آدمها میتوانستند با نردبانی پا روی آن بگذارند و شیر غلیظ ماه را جمعآوری کنند؛ کالوینو توصیفهایی شگفتانگیز از سطح ماه میکند و مخاطب را به دنیای خیال میبرد. به همین ترتیب تمام داستانها که با یک بند علمی بهظاهر خشک شروع میشوند، به روایتی گرم سرشار از تخیل خاص کالوینو میرسند که در آنها با مسائلی مثل عشق، دوستی، تنهایی و تکامل روبهرو هستیم؛ این همان نکتهي حائز اهمیتی است که باعث میشود این داستانها تنها خیالپردازیهایی پیرامون مسائل علمی نباشند، بلکه تلفیقی از ژانرهای مختلف و شاخههای مختلف باشند و مخاطب را جذب این جهان غریب و تازهبناشده کنند؛ در واقع این مهم تنها از نویسندهای مثل کالوینو برمیآید که در دل داستانهایی پیرامون مسائل کیهانی، به مسائل همهشمول و روزمرهای برسد که در طول تاریخ دستنخورده مانده و حتی برای انسان امروز هم بیگانه نیست و هر خوانندهای میتواند بخشی از خودش را در آنها ببیند؛ بهطور مثال در بسیاری از داستانها شاهد حضور عشق هستیم؛ عشقی که Qfwfq در داستان اول به زن کاپیتان دارد، عشق او به دختری در دنیای بدون رنگ و تماماً خاکستری در داستان دیگر و عشق او بهعنوان یک نرمتن به موجودی که نمیتواند آن را ببیند در داستان آخر و... به همین ترتیب در خلال داستانهای این مجموعه که در زمانها و فضاهای دور و غریب، مثل وقتی رنگها هنوز به وجود نیامده بودند، وقتی تمام دنیا در یک نقطه متمرکز بود، وقتی هنوز سیارههای منظومهی شمسی متولد نشده بودند و... روایت میشوند، میتوانیم رگههای متنوع و مختلفی از دغدغههای انسان امروز در زندگی روزمرهاش را ببینیم؛ مثالی دیگر پرداختن به میل وصفناپذیر ما برای جا گذاشتن ردپایی در جهان و احساس تعلقمان به چیزهای آشنا در داستان «علامتی در فضا» است، داستانی که بر اساس زمان چرخیدن خورشید دور کهکشان (هر دویست میلیون سال) نوشته شده و در آن Qfwfq حین چرخش در کهکشان، علامتی در فضا به جا میگذارد تا بعد از دویست میلیون سال آن را ببیند و حضورش در جهان را برای خودش به اثبات برساند؛ آنهم در دورهای که به روایت خودش: «نه وسیلهای بود، نه دستی و نه حتی دندان و دماغ و همهي چیزهای دیگری که تا خیلیخیلی بعد به وجود نیامدند.» در ادامه رقابت Qfwfq و Kgwgk را بر علامت گذاشتن در فضا شاهدیم، رقابتی که مدام بزرگ میشود و کمکم فضای بیشکل را پر از علامت میکند. همچنین در همین داستان است که کالوینو به یکی از مهمترین مسائل یعنی نقد شدن میپردازد و آن را نشانهي وجود داشتن و مسئلهای کاملاً طبیعی میداند؛ جایی از زبان Qfwfq که اولین علامت را در کهکشان راه شیری گذاشت، میخوانیم: «علامتها بقیه را مجاز میکنند تا دربارهی کسی که آنها را ساخته قضاوت کنند و در طول یک سال کهکشانی سلایق و تفکرات عوض میشوند و روش مواجهه با علامتهای قبلی، به چیزهایی که بعداً میآیند بستگی دارد.» او بعدها که دنیا پر از علامت شده هم میتواند علامتهای اولیه را گاهی شناسایی کند، جای چرخ یک اتومبیل روی آسفالت، پوستهي برآمدهي یک دیوار و...
نکتهی دیگری که کالوینو را در این کتاب در اوج نشان میدهد، استفاده از طنزی رقیق و هوشمندانه است؛ همان طنز خاص نویسندگان ایتالیایی که استفاده از آن در داستانهایی پیرامون کیهانشناسی، غریب به نظر میرسد. بهطور مثال در داستان «همه در یک نقطه» که با توجه به نظریهي ادوین هابل در مورد متمرکز بودن تمام جرم دنیا در یک نقطه پیش از پراکنده شدن نوشته شده، شاهد انسانهایی هستیم که در یک نقطه به هم چسبیدهاند و به روایت Qfwfq حتی نمیتوانند تکان بخورند و جایی از زبان او میخوانیم: «فضا که وجود نداشته باشد، هیچچیز بدتر از این نیست که تمام مدت آدم بدقلقی مثل آقای Pbert Pberd زیر دستوپای آدم باشد.» در این داستان هم میتوانیم نشانههایی از ارتباطات آدمهای امروز و اشارههای کالوینو به جهان پیرامونش را ببینیم؛ آدمهایی که در این نقطه به هم چسبیدهاند، روابط آشنایی دارند؛ کشمکشهای همسایهها بر سر موضوعات پیشپا افتاده، همچنین خانوادهي Z’zu که تنها به دلیل دیرتر آمدن مهاجر نامیده میشوند و از طرف بقیه مورد اذیت و آزار قرار میگیرند و میتوانند اشارهای به مهاجرها در دنیای امروز باشند که به دلایلی غیرمنطقی و غیرعادلانه مورد تبعیض قرار میگیرند. از دیگر بازنماییهای زندگی انسان امروز در داستانهای ماقبل تاریخ این اثر، تقلب، دروغگویی و میل بیمارگونه به برتری در داستان «بازیهای بیپایان» است؛ در این داستان رقیب Qfwfq حین بازیشان با اتمها، تقلب میکند و اتمهای نو را تنها برای خودش برمیدارد، این کار باعث میشود دوستی این دو به دشمنی تبدیل شود و دیگر از بازی لذت نبرند و در دور رقابتی فرسایشی بیفتند که تنهایشان میکند. و بههمین ترتیب هر داستان نمودی از یک مسئلهی همهشمول است و در کنار روایت طنزآلود کالوینو و بهرهگیری از اصول علم، تبدیل به تجربهای فراموش نشدنی برای خواننده تبدیل میشود.
تخیل شگفتانگیز کالوینو در دل این مجموعه داستان در قله است؛ او که با نوشتن «بارون درختنشین» و «ویکنت دو نیم شده» در سطح جهان به شهرت رسیده بود، با نوشتن این کتاب در چهل سالگی نشان داد، شیفتهي کشف و تجربهی دنیاهای جدید است و تن به تکرار کردن خودش نمیدهد. مهارت غبطهبرانگیز او در خلق شخصیتهای نامتعارف و در عین حال بهشدت باورپذیری مثل Qfwfq، تخیل بیمرزش برای داستانسرایی و خونسردیاش در پرداختن به موضوعاتی که تاکنون نویسندهای به سراغش نرفته، «کمدیهای کیهانی» را به یکی از بهترین آثار او و یکی از شایستهترین نمایندهها برای معرفی دنیای داستانی غنیاش تبدیل میکند. کالوینو برای نوشتن این اثر، تجربیات زیسته و مطالعات گستردهاش پیرامون کیهانشناسی را دستمایه قرار داده است؛ او به لطف پدر و مادر گیاهشناسش، از کودکی پیوندی ناگستتنی با طبیعت داشت و برای کتابهای مصور آنها قصههایی تخیلی میساخت. همین تخیل ورزیدهشده در طول سالها، به خلق داستانهای کمدیهای کیهانی انجامیده؛ داستانهایی که مخاطب را، فارغ از اینکه با فضای کتاب ارتباط برقرار میکند یا نه، مبهوت میسازند که چطور ذهن کسی توانسته به چنین گوشههای غریبی از حیات سرک بکشد و طوری از آنها بنویسد که انگار معمولترین و شناختهشدهترین پدیدهي جهاناند و هرروز با آنها سروکار داریم. او خود در مصاحبهای در مورد ایدههای این داستانها گفته بود: «نوشتنشان دو سالی طول کشید؛ اینطوری شروع شد، عادت کرده بودم تصاویری را که مثلاً موقع خواندن کتابی در زمینهي کیهانشناسی به ذهنم میرسد حفظ کنم؛ یعنی از جایی شروع کنم که با سازوکار تخیلاتی که برایم آشناتر است، فاصله داشته باشد. کافی بود به تعداد کافی از این تصاویر جمع کنم تا تعدادی شروع و دلایلی برای حرکت در اختیار داشته باشم، بعد فقط لازم بود آنها را بپرورانم.»
نقطهی قوت دیگر کتاب، همانطور که گفته شد، روای غیرمعمولش است؛ Qfwfq که انگار همیشه و از ازل شاهد تمام اتفاقها بوده، در داستانی یک آدم است، در داستان دیگری یک یاخته و نرمتن و در داستانی دیگر یک دایناسور. او همیشه هست و با اینکه ماهیت ثابتی ندارد، به مدد پرداخت بینقص کالوینو، باورش میکنیم و گوش به حرفهایش میسپاریم. همهی شخصیتهای این داستانها اسمهایی مثل Qfwfq دارند و این مسئله در دل فضای غیرمعمول داستانها طبیعی و باورپذیر به نظر میرسد.
بهطور کلی «کمدیهای کیهانی» اثری رشکبرانگیز است؛ هرچند ممکن است به زعم بعضی نقدها به این اثر، خواننده دچار سردرگمی و ابهام شود و نتواند با همهي داستانها بهطور مساوی ارتباط برقرار کند یا حس کند به جای داستان با متنی علمی و فانتزی و فاقد ارزشهای داستانی روبهروست، بااینحال نمیشود انکار کرد اثر کالوینو تجربهای نو در دنیای داستاننویسی است و اثریست که حتی اگر با آن ارتباط برقرار نکنیم، نمیتوانیم ارزشهایش را انکار کنیم.
و در نهایت کالوینو نویسندهای کمنظیر در سطح دنیاست؛ نویسندهای که خوب میداند چطور یک نردبان پیش روی مخاطبش بگذارد و او را روانهي دنیای دیگری کند تا ضمن غرق شدن در شگفتیهای جهان تازه، گوشههایی از خودش را هم در آن ببیند.