شرایطی که از قرار گرفتن توش بیزاریم!

میخوام در رابطه با وقتایی بنویسم که دوستاتون، عزیزانشون رو از دست میدن، شرایط خیلی بدیه، از طرفی نه میتونید رنجی که دوستتون می‌کشه رو درک کنید، و از طرف دیگه ازینکه دوستتون رنج می‌کشه ناراحت می‌شید، و واقعا آدم می‌مونه که باید چکار کنه، هم می‌دونید دلداری دادن بی اثر و بی‌فایده‌س، هم میدونید که بی‌توجهی شاید آزاردهنده باشه، توی این پست میخوام شما رو به سه دسته از سطح رابطه تقسیم کنم، و به عنوان کسی که اخیرا عزیزی رو به صورت غیرمنتظره از دست داده بگم چه رفتاری میتونه در این شرایط خوب باشه.

چرا دارم این مطلب رو می نویسم؟

امروز توی یه برنامه‌ای، آقای شاهین طبری(ضمن ارادت ویژه، عزیز دل هم هستند) به عنوان مهمان از خودشون و لایف‌استایلشون می گفتند، یه جا به عنوان یکی از خصوصیات اخلاقیشون گفتند یه جاهایی دوست خوبی واسه درد و دل شاید نباشم، مخصوصا وقتی که دوستی عزیزش رو از دست میده، نمیدونم چی باید گفت، و چه باید کرد، عمیقا احساسشون رو درک کردم و فهمیدم واقعا این شرایط چه شرایط بی رحمانه ای برای طرفین هست، و قرار گرفتن توش ناگزیر، مصمم شدم این پست رو بنویسم.

الان که می‌نویسم، عزیزترین فرد زندگیم رو نزدیک به چهار ماهه که پیش خودم ندارم، و این مدت خیلی سخت گذشته، و میگذره، کافیه که بخوام به فکر کردن بهش وا بدم، به کل از زندگی ساقط می شم.
همین الان هم که می‌نویسم، شرایط آسونی نیست.

خب شروع کنیم به تقسیم بندی رابطه‌ها.

نزدیکترین افراد و دوستان

شما متاسفانه مهمترین نقش رو بازی می‌کنید، و اگر دوستتون رو عیمقا دوست دارید، به هیچ وجه تنهاش نذارید، اصلا مهم نیست چقدر آدم درونگرا و منزوی ایه، به هیچ وجه تنهاش نذارید، به خودتون نگید که بودن من که مشکلی حل نمی کنه، درسته حل نمی‌کنه، ولی توی اون لحظه اون فرد به صورت ناخودآگاه و غیرمنطقی فکر می کنه که در بی‌رحمانه‌ترین حالت زندگیش قرار گرفته، و نبودن شما در کنارش این بی‌رحمی رو تشدید می کنه، و بهتون قول می دم اگر پیشش نباشید، هیچوقت دیگه نمیتونید رابطه خوبی رو باهم ادامه بدین. این شرایط بقدری سخت و تا مدتها غیرقابل درک هست، که نبودن شما به عنوان نزدیکترین دوستش، میبردش توی شوک، بماند که ممکنه چه جنبه‌های روانی‌ای برای طرف نسبت به درک روابط و دوستی ها ایجاد کنه، همون رابطه خودتون رو هم بی ارزش می کنه.
توی این مدت دوست شما ممکنه خیلی گریه کنه، خیلی افسرده بشه، یا اصلا بروی خودش نیاره، به نظر من هیچ فرقی نمی‌کنه، اینا واکنش بیرونی طرف نسبت به واقعیته، ولی واقعیت خودش به تنهایی دردناکه.
من متاسفم که شما درین شرایط قرار گرفتید ولی خیلی مهمید، خیلی، قطعا شخص نمیتونه پیش خونواده ش خودش رو تخلیه کنه، و شما تنها گزینه ای هستید که شاهد جنون آنی‌ش هستید.

دوستان درجه دو

دوستان درجه دو یعنی کسایی که شما زیاد باهاشون در ارتباطید یا بودید، در جریان زندگی روزمره طرف بودید ولی حالا شاید چندان باهاش رابطه نزدیک و خصوصی نداشتید. شما همینکه در اولین روزها تسلیت بگید، و در مراسم شرکت کنید، کافیه. یعنی حتی شاید خوب نباشه شما مداوم احوالپرسی کنید یا با دادن پیامهای شاد، بخواهید حال طرف رو عوض کنید. اگرچه که شخص قدردان توجه و مهر شما هست، ولی جواب دادن به مهر شما انرژی زیادی ازش می‌بره، چون اون با شما احساس نزدیکی و در نتیجه تخلیه نمی کنه، فقط احساس می‌کنه موظفه در جواب لطف و مهر شما، زورکی احساس خوب رو بهتون منتقل کنه تا خیالتون راحت باشه که داره به زندگیش ادامه میده؛ درحالی که شما فقط دارید ازش انرژی می‌برید. و البته اگر در روزهای اول هیچ توجهی به این واقعه نشون ندید، مسلم بدونید که به دلیل اینکه این جریان بسیار برای دوستتون پراهمیت بوده، و از طرف شما ندیده انگاشته شده، ناخودآگاه هیچ میلی به ادامه ارتباط با شما نداره. یعنی اگر هیچ واکنشی نشون ندادید، انتظار ادامه رابطه‌ همچو قبل نداشته باشید.

دوستان صمیمی قدیمی

شما جز افرادی هستید که وقتی همراهی می‌کنید، میتونید کمک کنید طرف خودش رو تخلیه کنه. میتونید بروی خودتون نیارید، ولی اگه براتون مهمه بهتره به دیدنش برید و اجازه بدید بفهمه که عمر دوستی ارزشمند بوده. این عمر، با عمر عزیزی که از دست رفته، یه حالت عجیبی نسبت به هم رابطه ایجاد می کنه، من توی مراسم پدرم، دوست اول دبستانم رو دیدم، و اون کسی بود که تو بغلش زیاد گریه کردم، در حالی که شاید طی بیست سال اخیر کلا چهار پنج بار بیشتر ندیده باشمش.
اصلا مهم نیست بین شما خصومت یا ناراحتی‌ای اتفاق افتاده یا نه، اون در اون شرایط اونقدر مستاصل هست که هیچ چیزی یادش نمیاد، پس اگه حتی زمانی ارزشمند بودید، و اگه دوست دارید که موثر واقع شید، بهش سربزنید.

و در آخر ...

برای ندیدن و تسلیت نگفتن، بهانه ای شبیه به اینکه دلم نمیومد تو این وضعیت ببینمت؛ طاقت نداشتم گریه هاتو ببینم؛ منو ببخش دلم نمیومد تسلیت بگم؛ رو نیارید. این یعنی دوست یا طرفتون انقد مهم نبوده که به تحمل و طاقت خودتون غلبه کنید، تا در کنار رنج دوستتون باشید. اگه نگفتید و حضور نداشتید، اشکال نداره، ولی این مدل حرفا هیچ بارمعنایی آروم کننده ای توش نداره، یعنی میخوام مطمئنتون کنم بین گفتن و نگفتنش، نگفتنش بهتر هم هست.

اگر بعد از مدتی شخص به هر دلیلی با شما راجع به این واقعه صحبت کرد، یعنی شما از یه حدی براش مهمتر و عزیزترید که انتخاب شدید، و اگه اونم براتون ارزش داره، صرفا بذارید حرفش رو بزنه.
اون متوجهه که کاری از دست کسی برنمیاد، و هرشب داره پیش خودش تکرار می کنه که امکان نداره که برگرده، پس احساس درماندگی نکنید، فقط گوش بدید، و درنهایت جملاتی شبیه به این بگید، "متاسفم"، "واقعا میتونه سخت باشه"، یه چیزی که طرف خودش خجالت نکشه ازینکه چرا یهو شما رو مخاطب قرار داده.
و یادتون باشه اینکه شما مورد خطاب قرار گرفتید، از اساس منطقی نیست. شاید خودش متوجه باشه شاید هم نباشه، ولی این یه واکنش کاملا احساسیه. پس اگر شخص براتون ارزشمنده، کمی صبر و تحمل کنید. و البته جوری هم نباشه که قربانی بشید، چه فرد نزدیک شخص باشید چه از دوستان درجه دو، اگر این روال به صورت حاد باشه (شخص ماههاست از زندگی افتاده، و مداوم شما رو مخاطب رنجش قرار میده) حتما بهش پیشنهاد کنید که با مشاور صحبت کنه، و از ادامه همدردی باهاش خودداری کنید.

تا وقتی فرد تونسته به روزمره خودش برگرده، و معاشرتهاش رو حفظ کنه، جای هیچ نگرانی و معذب شدنی در ارتباط باهاش وجود نداره. لطفا اگر چیزی گفت، و یا گریه کرد، هول نکنید، اگر شخص براتون مهمه، بذارید بگذره، و مطمئن باشید همه اینها از سمتش درک میشه و براش ارزشمنده.

و در اتمام بگم،روز خاکسپاری طبیعتا هوش و حواسی نداشتم که به کسی خبر بدم، حقیقتا برام اهمیتی هم نداشت. ولی مدیرم و برخی از همکارام رو بدون اینکه انتظاری داشته باشم، اونجا دیدم، و نمیتونم بهتون بگم حتی در اون شرایط بی اندازه مبهم، چقدر دیدنشون آرام کننده بود، اصلا فکر نکنید خاکسپاری یه مراسم خصوصیه. شما اگر از یه حدی بیشتر به شخص نزدیک هستید، حضورتون براش به منزله خداحافظی دسته جمعی از عزیزش هست، و قطعا ازینکه آدمای خوب زندگیش اونجا حضور داشته باشن احساس بهتری داره.

و چون نوشتن این پست از آقای طبری شروع شد، باید بگم که ایشون از اشخاصی بودن که وقتی تماس گرفتند برای تسلیت برای من بی‌اندازه با ارزش بود، اگر میدونید شخصی برای شما احترام و ارادت قائله، بدونید که یک پیام و تماس حس بی‌رحمانه بودن زندگی رو تا حدی کاهش میده، و شبیه یه انرژیه که از میخواد که برگرده به زندگی خودش.