از دوران کودکی که با مادرم به مراسم جشن و عروسی میرفتم علاقه ی زیادی به یادگیری سروک های کازرونی داشتم و این در واقع زمینه ای شد برای فراهم کردن این وبلاگ!
شهرستان کازرون به علت موقعیت جغرافیایی خود همیشه شهری زیبا و سرسبز بوده و شاید این زمینه ای برای رشد شعر و شاعری در این دیار بوده و هست.کازرون چون نگینی در استان فارس میدرخشد!
سروک اشعاری هست که مردم کازرون بیشتر خانم ها در مراسم عقد و عروسی میخواندن و سوری ها(مهمانان) در حالی که نشسته بودند شَپَک (دست)می زدندو نیم تنه ی بالای خودشان را همراه با اهنگ به چپ و راست حرکت میدادند.اما اصلا واژه سروک از کجا آمده؟
این کلمه درواقع از "سرود" الهام گرفته شده.اینکه سرود به سروک تبدیل شده متاسفانه منبع معتبری پیدا نکردم اما اجازه بدهید نظر شخصی بنده را با شما در میان بزارم!من فکر میکنم چون سرود با کل همراه بوده این احتمال وجود دارد که دو واژه باهم ترکیب شده اند و سپس واژه ی مرکب سرود کل را بوجود می آورند که با گذشت زمان واژه ی سروک به دست آمده است.
مردم شیراز و بعضی روستا های اطراف کازرون مثل فامور و جَروق آن را واسونک نامیده اند.اما واژه واسونک از کجا آمد؟کلمه واسون به معنای پس گرفتن بکار میرفته و چون در مراسم ها یکی میخوند و دیگری جواب میداد به آن واسونک گفته اند یعنی یک جور بده و بستون(بستان) که امروزه هم این ترکیب بکار می رود.
ازدواج

شو کنم وا روز کنم تا در چمدون واز کنم/صد هزار سکه در آرم خرج این دوماد کنم
نی کنم، نی پیچ کنم وا در چمدون واز کنم/یک میلیون شاهی در آرم خرج دومادیت کنم
خانواده های داماد سعی میکردند بهترین عروس از هر لحاظ(زیبایی،سن،مالی،خانوادگی)برای پسرشان انتخاب کنند و در واقع ازدواج به طور سنتی بوده.
اولین مراسم ازدواج"خواستگاری"بوده،معمولا فامیل درجه یک در اولویت قرار داشت(عمه،عمو،دایی،خاله،عمه).
ما که میخویم دختر طایفتون/روی کفشش گل بریزین تا بیایه خونمون
حالا اگر احیاناً عروس مورد نظر فامیل نبود یا دختر بهشون نمیدادن ،خواهر داماد میگفت:
کاکو جونیم آه نکش و آهُ اَتَهِ دل نکش/سیت(برای تو)می سونم یه غریبی مِنَتِ فامیل نکش
پس ناچار به سراغ پا دورتر ها میرفتن،دوستان،همسایه ها و فامیل های دور یا گاهی هم عروس از شهر دیگه می آوردن.
بعد از گذروندن این پروسه های شیرین و ناب عروس و داماد به همراه پدر و مادر هاشون جهت خریدن جهیزیه راهی بازار میشدن.در این مدتی که عروس خانم شرط بود اگر به روز عید برخورد میکردن شب اون روز یه مَجمه(سینی)پر از میوه وشیرینی و لباس برای عروس برده میشد.البته مادر عروس هم بیکار نمی نشست..بجاش تخمک بو داده که خیلی استادانه باید درست میشد یعنی چند روز آن را در نمک و آبلیمو یا آب نارنج همراه با پودر شنبلیله خیسانده شده و توی آفتاب نیم خیس میشد و بعد توی دیگ بزرگ مسی برای خوش رنگ شدنش آرام آرام بو میدادند.رَنگینَک هم که نوعی شیرینی مخصوص شهر کازرون است،با موادی چون مغز گردو یا بادام (البته بیشتر با بادام درست میکردند ،چون معتقد بودند گردو در کار عروس و داماد گِر می اندازد) و خرمای درشت ،روغن حیوانی،دارچین،آرد بو داده ی گندم...در یک وقت مناسب مادر و خواهر داماد به دنبال عروس می آمدند و او را به خانه ی خیاط می بردند تا برایش چادر بدوزد. و چند روز دیگر پدر و مادر داماد به خانه ی عروس رفته و وقت عروسی را مشخص میکردند.
عروسی
چند روز قبل از عروسی هم طایفه عروس و داماد به خانه ی اصلاح کن می رفتن و حَفِه(اصلاح) می کردن.بعد هم عروس به همراه فامیل دو طرف حمام دربست می رفتن و کیسه میکشیدن و حنا می بستن.
یک نفر توی حموم و صد نفر دور حموم/سوریا گویید مبارک تا بیاید سرورون
دوشب قبل از عروسی جهیزیه عروس به خونه ی داماد می بردند که جهیزیه مختصر و اندازه بود...(ظروف چینی هرکدام شش عدد،متکا دو عدد،رختخواب دودست،جارو،قلیان،پرده،هاون،آفتابه،گلدان،کتری،لیوان،تنگ،نمکدان،آینه،دولچه و...)
عقد و عروسی هم معمولا باهم میگرفتن،عروس با لباس معمولا سبز،چادری سفید،کمی آرایش و یک نخ سبز به نام کلاف دور گردنش می انداخت و یک تور سبز هم روی صورتش می انداخت..بعد داماد کنار عروس می نشست و عاقد صیغه ی عقد رو جاری می کرد و عروس و داماد بله میدادند و با انگشت عسل و ماست به دهان هم دیگر می کردند و داماد طلاهایی که برای عروس خریده بود به دست و گردن و گوش عروس میکرد و بعد هم بلند می شد و می رفت به مجلس مردانه.!شام عروسی هم معمولاً چلو خورش قیمه یا دم پخت کازرونی بود .بعدها نان و کباب..امروزه که بسیار تجملی شده و شام های آنچنانی می دهند و اسراف میکنند.
در اخر پدر و مادر عروس می ایستادند و عروس دستشان را می بوسید و گریه میکرد پدر هم اونو می بوسید و زیر قرآن ردش میکرد.
باباجونیم عاقبت گشتیم جدا/زیر قران تو ردم کن تا برم دست خدا
ماشین اومد پشت کوچه،گفت عروس یالا سوار/ننه عروس گریه میکرد مثل بارون باهار
اتاقا خالی کنید و فرش و گل کاری کنید/گل میاد خونه شما تا خوب نگهداریش کنید
پایان