درسی که از فرزاد یاد گرفتم

پیش نوشت: تیتر مناسب تری نتونستم برای این نوشته پیدا کنم. پس از خوندن این مطلب اگر تیتر خوبی به ذهنتون خطور کرد بهم بگید.

امروز به شدت درگیر یک کاری بودم که به دلیل کند بودن کامپیوترم نمی تونستم به اون سرعتی که مد نظر هست کار رو انجام بدم. سر همین به زمین و زمان و قیمت ارز و باعث بانیش داشتم ناسزا می گفتم که یاد فرزاد و چند جمله دیگه افتادم.

فرزاد که مدیرم بود و دانش آموخته کامپیوتر تعریف می کرد زمان دانشجویی کامپیوتر نداشته و شب ها در یک آژانس به عنوان منشی کار می کرد. می گفت

شب تا صبح کدها و الگوریتم ها رو توی نوتپد می نوشتم و سعی می کردم مثل یک کامپایلر فکر کنم و تمام خطوط رو trace کنم تا مشکلی نداشته باشن. صبح می رفتم دانشگاه و با سیستم هایی که دانشگاه داشت کدهای نوشته شده رو اجرا می کردم. غر نمی زدم که سیستم ندارم پس بی خیال کامپیوتر. تمام تلاشم رو می کردم از اون چیزی که دارم و ندارم استفاده کنم.

برگردیم به امروز من. داشتم غر می زدم؛ به شدت عصبانی بودم؛ با کسی حرف نمی زدم! به شدت داشت بهم فشار می اومد که این پروژه رو نمی تونم انجام بدم. چرا؟ چون که فقط سیستم قدیمی هست و خیلی طول میکشه تا تغییرات رو انجام بدم و کامپایل کنم که فرزاد اومد توی ذهنم. اگر فرزاد بود چی کار می کرد؟ (پایین تر این جمله رو توضیح می دم) غر میزد که چون سیستم خوبی ندارم پس بی خیال انجامش! یا اینکه "باشه؛ کند هست؛ طول میکشه ولی انجام میشه". بنظرم انتخاب فرزاد حتما روش دوم بود.

توی فیلم سینمایی پل جاسوسان (bridge of spies) که هیچ وقت ندیدمیش اما جمله ای معروفی هست که تام هنکس داره به جاسوس روس میگه نگران نیستی. جاسوس میگه: would it help ؟ آیا واقعا ناراحتی و غم قصه امروز و طبعا استرسی که داشتم بهم کمک می کرد؟ جواب ساده اس: نه! فقط داشتم مسئولیت رو از دوش خودم برمی داشتم و مینداختم گردن دلار و باقی ماجرا!

توی پادکست جنوبگان علی بندری یه جمله ای هست که اگر شکس بود چی کار می کرد؟ من هم گفتم اگر فرزاد بود چی کار می کرد.

حقیقت اینه که ما به دنبال یک مقصر هستیم! من امروز دنبال مقصر بودم اما تونستم به جای گشتن دنبال مقصر دنبال حل مساله ام باشم. قبول که الان به سختی دارم کارم رو انجام میدم و نمی دونم که آیا به زمان مورد نظر و نتیجه دلخواه می رسم یا نه اما این رو می دونم که دارم پیش میرم!

این درس بزرگی بود که امروز تجربه اش کردم.