بیش از صد روز است که استقلال سرمربی ندارد. پس از فصلی پرحاشیه و تجربهی حضور شش مربی روی نیمکت، به نظر میرسد مدیران این تیم هنوز از گذشته درس نگرفتهاند. زمان، بزرگترین دشمن آبیها شده و مسئولان باشگاه نهتنها برای مقابله با آن تلاشی نمیکنند، بلکه خود به بخشی از روند اتلاف وقت تبدیل شدهاند.
در این میان، هواداران نیز ناچارند تماشاگر بازی «اسم و فامیل» هیئتمدیره باشند؛ یک روز نام کاریله مطرح میشود و هواداران را به تجمع وا میدارد، روز دیگر ساپینتو به میدان احساسات کشیده میشود و حالا هم نام هنک فریزر با نقش کلارنس سیدورف در انتخاب او به میان آمده است.
در تازهترین اقدام، استقلال در حال جذب بازیکنانی است که معیار انتخابشان مشخص نیست. وقتی نه سرمربی وجود دارد و نه کادر فنی، اساساً جذب بازیکن با نظر فنی چه کسی انجام میشود؟ کاین اقدامات، بیش از هر چیز یادآور ضربالمثل «برای دکمه کت میدوزند» است؛ چرا که مدیران استقلال ابتدا بازیکن میخرند و سپس به فکر انتخاب سرمربی میافتند، بیتوجه به اینکه این بازیکنان در تفکر مربی آینده جای خواهند داشت یا نه.
جذب بازیکنانی چون امیرمحمد رزاقینیا و عارف آقاسی، اگر با نظر مستقیم مدیرعامل نباشد، نتیجهی چشموهمچشمی با رقباست. حتی اگر فرض شود لیستی که براساس آن بازیکن جذب میشود را نظری جویباری بسته، باید بپذیرد که خودش هم فصل آینده روی نیمکت استقلال بنشیند؛ فرضی که البته چندان قابل باور نیست. بهویژه با توجه به اینکه مدیرعامل باشگاه هنوز در انتخاب سرمربی به جمعبندی نرسیده و از کلارنس سیدورف برای انجام این مأموریت کمک خواسته است.
مهمترین بحران استقلال در سالهای اخیر همچنان پابرجاست: آمادهسازی پیشفصل. هر سرمربی که در نهایت انتخاب شود، برای آشنایی با فضای فوتبال ایران و بازیکنانی که خود در جذبشان نقشی نداشته، به زمان نیاز خواهد داشت؛ فرصتی که با تعللهای مدیریتی از دست رفته است.
