
اگر چند سالی در سئو کار کرده باشید، احتمالاً این جمله را زیاد شنیدهاید که «بکلینک هنوز هم مهم است، اما نه هر بکلینکی». واقعیت این است که امروز دیگر فقط تعداد لینکها برای گوگل مهم نیست، بلکه الگوریتمها به الگوی ساخت این لینکها، سرعت اضافهشدنشان، ریزش طبیعی آنها و حتی نوع سایتهایی که به شما لینک میدهند هم به دقت نگاه میکنند. اینجا دقیقاً همان جایی است که مفهوم «رعایت بالانس در لینکسازی» وارد بازی میشود.
بالانس لینکسازی یعنی پروفایل لینک شما طوری رشد کند که از نگاه گوگل شبیه رفتار طبیعی وب باشد، نه نتیجه یک کمپین دستکاری شده برای فریب الگوریتم. طبق سیاستهای اسپم سرچ گوگل، هر نوع دستکاری آگاهانه در لینکها که هدفش بالا کشیدن رتبه باشد، در دسته لینک اسپم و لینکهای غیرطبیعی قرار میگیرد و میتواند باعث بیاثر شدن لینکها، افت رتبه یا حتی اکشن دستی شود.
در این مقاله سعی میکنیم موضوع بالانس لینکسازی را نه در حد چند توصیه کلی، بلکه به صورت عمیق و عملی باز کنیم تا بتوانید برای هر پروژه سئو، یک استراتژی لینکسازی متعادل، کمریسک و ماندگار طراحی کنید.
رعایت بالانس در لینکسازی یعنی رشد و ریزش بکلینکها در طول زمان، منطقی و قابل توضیح باشد. منظور از منطقی بودن، داشتن یک نمودار طبیعی است، نه یک جهش ناگهانی و غیرواقعی.
فرض کنید یک سایت در طول یک ماه ۱۰۰ بکلینک جدید کسب کند. اگر این اتفاق همراه با کمپین محتوا، رپورتاژ در رسانههای مرتبط یا یک رویداد خبری بزرگ باشد، کاملاً قابل توضیح است. اما اگر یک سایت کوچک و ناشناخته بدون هیچ فعالیت محتوایی یا برندینگ، ناگهان در یک ماه ۲۰۰ لینک از سایتهای بیربط بگیرد و بعد برای چند ماه هیچ لینکی نگیرد، این الگو برای الگوریتمهای گوگل مشکوک میشود.
از طرف دیگر، در دنیای واقعی وب همیشه بخشی از لینکها از بین میروند. صفحات حذف میشوند، ساختار سایتها عوض میگردد، بعضی رپورتاژها پاک میشوند و بخشی از لینکها نوفالو یا اسپانسر میگردند. پس پروفایل لینک سالم، همیشه ترکیبی از «رشد» و «ریزش» است و هر دو باید در یک سطح معقول و متعادل اتفاق بیفتند.
ایدهای مثل اینکه «اگر ماهی ۱۰۰ لینک میگیرید، طبیعی است بخشی از آن را در ماههای بعد از دست بدهید» قانون رسمی گوگل نیست، بلکه فقط یک مدل ذهنی برای فهم بالانس است. آنچه مهم میباشد، شکل نمودار است، نه عدد دقیق.
برای اینکه بفهمیم بالانس لینکسازی یعنی چه، باید کمی ذهن خودمان را شبیه ذهن الگوریتمهای گوگل کنیم. گوگل در اسنادش بارها گفته که با الگوهای «لینک اسکیما» و لینکهای مصنوعی مشکل دارد، نه با خود لینک.
یک پروفایل لینک طبیعی معمولا این ویژگیها را دارد:
لینکها در طول زمان و به صورت تدریجی اضافه میشوند، نه در یک بازه بسیار کوتاه؛
بخشی از لینکهای قدیمی به مرور حذف میشوند یا وضعیتشان تغییر میکند؛
سایتهای لینکدهنده، همموضوع یا حداقل از نظر حوزه محتوایی با شما بیربط نیستند؛
انکرتکستها تنوع دارند و همیشه یک عبارت پولساز تکراری نیستند؛
لینکها در بستر محتوای واقعی، قابل خواندن و برای کاربر مفید قرار گرفتهاند، نه در فوتر دهها سایت مشکوک.
وقتی این الگوها دیده میشود، اسپمسیستمهایی مثل SpamBrain و الگوریتمهای لینکمحور، پروفایل شما را به عنوان یک پروفایل «طبیعی» و ارگانیک تشخیص میدهند و حساسیت زیادی روی آن نشان نمیدهند.
در عمل، رعایت بالانس لینکسازی یعنی کار شما فقط «ساخت لینک جدید» نباشد، بلکه مدام وضعیت لینکهای موجود را هم پایش کنید. اگر نمودار تعداد دامنههای لینکدهنده (Referring domains) شما در ابزارهایی مثل سرچ کنسول، Ahrefs یا سایر ابزارها همیشه فقط رو به بالا باشد و هیچ نوسانی نداشته باشد، این هم غیرواقعی است. چون در فضای واقعی وب، همیشه بخشی از لینکها از دست میروند.
از طرف دیگر، اگر نمودار لینکها شبیه دندان اره باشد، یعنی هر چند ماه یکبار ناگهان بالا برود و بعد بخش قابل توجهی از لینکها یکباره حذف شود، این هم الگوی سالمی نیست. چنین رفتاری بیشتر شبیه این است که در بازههای کوتاه لینکهای زیادی خریده شده و بعد از مدتی آن کمپینها به پایان رسیدهاند.
تعادل یعنی:
روند کلی، رو به رشد باشد، اما رشد با شیب منطقی؛
ریزش لینکها در هر بازه، بخشی از نمودار باشد، نه صفر مطلق و نه سقوط شدید؛
بتوانید برای هر جهش رو به بالا یا پایین در دادهها، یک توضیح واقعی و قابل ردیابی ارائه کنید، مثل کمپین رپورتاژ، حذف بخشی از لینکها، مهاجرت سایت، ریدایرکت اشتباه، تغییر دامنه و موارد مشابه.
اگر این نگاه را در گزارشدهی سئو داشته باشید، دیگر سؤال «چند تا بکلینک ساختیم» تبدیل میشود به «الگوی رشد و ریزش لینکها در این دوره منطقی بوده یا نه».
از سال ۲۰۱۲ که الگوریتم پنگوئن معرفی گردید، لینکسازی وارد فاز جدیدی شد. هدف اصلی پنگوئن این بود که سایتهایی را که با لینکسازی اسپمی و شرکت در لینک اسکیماها سعی میکردند رتبه بگیرند، شناسایی و تنبیه کند.
در نسخههای اولیه، پنگوئن بیشتر جنبه جریمه داشت و وقتی روی سایتی اعمال میشد، خروج از آن بسیار سخت بود. اما در سالهای بعد، گوگل این الگوریتم را با هسته اصلی سرچ ادغام کرد و رفتار آن را نرمتر کرد. امروز در بسیاری از موارد، گوگل به جای اینکه کل سایت را جریمه کند، لینکهای غیرطبیعی را «بیاثر» میکند. یعنی آن لینکها در رتبهبندی نقشی نخواهند داشت و انگار اصلا وجود ندارند.
از طرف دیگر، سیستم هوش مصنوعی SpamBrain هم وارد میدان شده که مخصوص شناسایی انواع اسپم از جمله لینک اسپم است. طبق توضیح گوگل، این سیستم میتواند سایتهایی که لینک میخرند یا لینک میفروشند و همینطور شبکههای لینکسازی را شناسایی کند و اعتبار آن لینکها را خنثی نماید.
در کنار اینها، آپدیتهای مختلف اسپم مثل آپدیت لینک اسپم دسامبر ۲۰۲۲ و آپدیتهای اسپم ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان میدهد که گوگل مداوم در حال بهبود تشخیص الگوهای غیرطبیعی در لینکسازی است.
نتیجه برای ما به عنوان سئوکار واضح میباشد: هر چه الگوی لینکسازی ما طبیعیتر و متعادلتر باشد، کمتر زیر تیغ این الگوریتمها قرار میگیریم.
گوگل دو نوع برخورد با لینک اسپم دارد: برخورد الگوریتمی و برخورد دستی. در حالت الگوریتمی، سیستمهای مانند SpamBrain و الگوریتمهای لینکمحور، لینکهای غیرطبیعی را شناسایی و بیاثر میکنند. در حالت دستی، تیم اسپم گوگل ممکن است برای سایت شما «Manual Action» ثبت کند که نتیجه آن افت شدید رتبه یا حذف برخی صفحات از نتایج میباشد.
الگوی لینکسازی نامتعادل، یعنی یکی از این موارد:
انفجار ناگهانی لینکها بدون هیچ توضیح محتوایی یا خبری؛
تکرار بیش از حد یک انکرتکست پولساز در تعداد زیادی دامنه؛
حضور لینکهای شما در تعداد زیادی سایت بیربط، ضعیف یا وبسایتهایی که خودشان وضعیت اسپمی دارند؛
نبود هرگونه ریزش طبیعی در پروفایل لینک در بازههای طولانی.
چنین الگوهایی، احتمال قرار گرفتن شما در رادار الگوریتمها و تیم اسپم را بالا میبرد. برعکس، وقتی بالانس لینکسازی را رعایت میکنید و پروفایل لینک شما شبیه یک سایت فعال، معتبر و در حال رشد دیده میشود، احتمال اینکه به عنوان بخشی از «لینک اسکیما» شناخته شوید به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند.
لینکسازی طبیعی فقط یک شعار نیست. گوگل از ابتدا بر این اساس ساخته شده که لینکها به نوعی رأی اعتماد بین صفحات هستند. وقتی یک سایت معتبر و همحوزه به شما لینک میدهد، انگار به گوگل میگوید این محتوا ارزش دیدهشدن دارد.
حال اگر بخواهیم این مفهوم را با بالانس لینکسازی کنار هم بگذاریم، یک تصویر روشن شکل میگیرد:
اگر محتواهای واقعاً مفید، دادهمحور و حلکننده مسئله تولید کنید، بخشی از لینکها به صورت طبیعی و بدون دخالت مستقیم شما ساخته میشوند.
اگر برای دیدهشدن این محتواها، کمپین محتوایی، روابط عمومی دیجیتال، رپورتاژهای هدفمند و حضور در رسانههای مرتبط طراحی کنید، بخشی از لینکها با برنامهریزی شما ولی همچنان در قالب طبیعی به وجود میآیند.
اگر همراه با این فعالیتها، سیگنالهای برندینگ مثل جستجوی نام برند، منشن بدون لینک، حضور در شبکههای اجتماعی و تعامل واقعی کاربران را هم تقویت نمایید، تصویر کلی شما از نگاه الگوریتمها بسیار معتبرتر و منطقیتر میشود.
در چنین شرایطی، حتی اگر بخشی از لینکها را خریداری کرده باشید، وقتی بالانس را رعایت کنید، پروفایل شما بیشتر شبیه یک اکوسیستم زنده است، نه یک پروژه لینکسازی مصنوعی.
واقعیتی است که هر کسی در دنیای سئوی عملی با آن روبهرو میشود؛ بسیاری از سایتها برای رشد پروفایل لینک خود از رپورتاژ، خرید بکلینک و انواع همکاری تبلیغاتی استفاده میکنند. با این حال، در مستندات رسمی گوگل صراحتاً تأکید شده که خرید و فروش لینکهایی که پیج رنک را منتقل میکنند و با هدف دستکاری رتبه ساخته میشوند، مصداق لینک اسپم و مغایر با سیاستهای این موتور جستجو است.
اگر قرار است در این بازی حضور داشته باشید، حداقل باید ریسک را مدیریت کنید و بالانس را به شکل جدی رعایت نمایید. چند نکته کلیدی:
لینکها را در زمان پخش کنید، نه اینکه در یک بازه کوتاه تعداد زیادی رپورتاژ و لینک خریداری نمایید؛
تعداد لینکها را بر اساس سن دامنه، میزان محتوا، قدرت برند و سرعت رشد ارگانیک تنظیم کنید. سایت تازهتأسیس نباید در چند ماه اول دهها رپورتاژ سنگین بگیرد.
از سایتهای متنوع اما مرتبط لینک بگیرید. تمرکز روی یک شبکه محدود از سایتها، الگو را مصنوعی میکند.
بخشی از لینکهای تبلیغاتی را با اتریبیوتهایی مثل nofollow یا sponsored علامتگذاری کنید تا برای گوگل شفاف باشد که این لینک، تبلیغاتی است و قرار نیست مثل یک لینک ویرایشی طبیعی دیده شود.
در کنار اینها، باید قبول کنید که بخشی از رپورتاژها به مرور زمان حذف میشوند یا تأثیرشان کاهش پیدا میکند. این ریزش، خودش جزئی از بالانس لینکسازی است و نباید به دنبال پروفایل لینکی باشید که در آن هیچ لینکی هرگز از دست نمیرود.
بالانس لینکسازی برای همه سایتها یک نسخه ثابت ندارد. استراتژی شما باید با توجه به سن دامنه، وضعیت فعلی پروفایل لینک، میزان محتوا و سطح رقابت تنظیم شود.
برای یک سایت تازهکار، بالانس یعنی:
تمرکز اصلی روی ساخت پایه محتوایی قوی، قابل لینک و قابل اشتراک؛
شروع آهسته و منطقی لینکسازی از منابع مرتبط و امن، مثل پروفایلها، دایرکتوریهای معتبر و چند رپورتاژ سبک در رسانههای همموضوع؛
خودداری از رشد انفجاری بکلینک در ماههای اول و اجازه دادن به شکلگیری سیگنالهای طبیعی مثل منشن برند و لینکهای خودجوش.
برای یک برند جاافتاده، بالانس یعنی:
هماهنگ کردن رشد لینکها با کمپینهای بازاریابی، روابط عمومی و فعالیتهای رسانهای برند؛
مدیریت توزیع انکرتکست به شکلی که بخش زیادی از آن برند و نیوگیشنال (Navigational) باشد و تنها درصدی روی کوئریهای پولساز تمرکز کند؛
پایش مداوم سرچ کنسول و سایر ابزارها برای شناسایی ریزشهای غیرعادی و بررسی علت آنها
برای سایتی که قبلاً به خاطر لینک اسپم ضربه خورده، بالانس یعنی:
توقف کامل هرگونه لینکسازی تهاجمی؛
پاکسازی یا Disavow لینکهای شدیداً اسپمی در صورت نیاز؛
تمرکز روی لینکسازی بر پایه محتوا، همکاری واقعی با رسانههای مرتبط و رشد تدریجی و کنترلشده لینکها.
در بیشتر پروژههایی که پروفایل لینک سالمی ندارند، چند اشتباه تکراری تقریباً همیشه خودشان را نشان میدهند:
اول اینکه نگاه به لینکسازی صرفاً «کمی» است، نه «کیفی و الگومحور». یعنی تمرکز روی این است که چند بکلینک ساخته شده، نه اینکه این لینکها از چه دامنههایی آمدهاند، چقدر مرتبط هستند و با چه انکرتکستی ثبت شدهاند. نتیجه چنین رویکردی معمولاً خرید تعداد زیادی لینک ارزان در یک بازه زمانی کوتاه میباشد، بدون توجه به کیفیت و تناسب آنها.
دوم اینکه برای زمانبندی لینکسازی هیچ استراتژی مشخصی وجود ندارد. یک ماه به شکل شدید و فشرده لینک گرفته میشود و چند ماه بعد کاملاً هیچ اقدامی انجام نمیگردد. از بیرون، این الگو بیشتر شبیه تزریق مصنوعی لینک در یک بازه محدود است تا یک روند طبیعی و تدریجی.
مورد سوم این است که انکرتکستها به صورت افراطی روی کلمات کلیدی پولساز متمرکز میشوند. وقتی هفتاد یا هشتاد درصد لینکها روی یکی دو عبارت تجاری خاص بسته میگردد، هر الگوریتمی به راحتی متوجه میشود که این رفتار، طبیعی و ارگانیک نیست.
چهارم اینکه معمولاً کسی نمودار ریزش لینکها را به طور جدی رصد نمیکند. در حالی که ریدایرکتهای اشتباه، تغییر ساختار آدرسها یا برخی خطاهای فنی میتوانند باعث از دست رفتن تعداد زیادی لینک شوند و تعادل لینکسازی را به هم بزنند. چون این دادهها به موقع بررسی نمیشوند، مشکل دیر شناسایی میگردد و اصلاح آن سختتر خواهد بود.

برای اینکه واقعاً بتوانید بالانس لینکسازی را رعایت کنید، فقط داشتن استراتژی روی کاغذ کافی نیست. باید به صورت دورهای دادههای واقعی را بررسی کنید. سرچ کنسول، گزارش Referring domains، تعداد لینکهای جدید و از دست رفته، توزیع انکرتکستها، نوع دامنههای لینکدهنده و حتی جایگاه صفحات لینکشده در نتایج، همه بخشی از این تصویر هستند.
پیشنهاد عملی این است که برای هر پروژه، یک شیت یا داشبورد درست کنید و به صورت ماهانه این اطلاعات را ثبت و تحلیل نمایید. بعد از چند ماه، الگوی رشد و ریزش لینکها برای هر سایت روشن میشود و میتوانید بفهمید بالانس دارید یا خیر. اگر جایی جهش غیرعادی دیدید، دنبال توضیح باشید. اگر توضیح منطقی وجود نداشت، آن نقطه را به عنوان زنگ خطر در نظر بگیرید.
اگر بخواهیم همه بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، رعایت بالانس در لینکسازی یعنی اینکه پروفایل لینک سایت شما، از نگاه گوگل شبیه رفتار واقعی وب باشد. در رفتار واقعی، لینکها به تدریج و در طول زمان شکل میگیرند، بخشی از آنها از بین میروند، سایتها محتوای شما را به خاطر ارزش واقعی آن لینک میکنند و کمپینهای محتوایی یا خبری باعث جهشهای قابل توضیح در تعداد لینکها میشود.
وقتی شما این منطق را در استراتژی سئو پیاده میکنید، هم ریسک جریمه و اکشن دستی را به حداقل میرسانید، هم شانس این را دارید که لینکهایتان سالها برای شما کار کنند و با هر آپدیت اسپم جدید دچار نوسان شدید نشوید.
بالانس لینکسازی اصلاً یک مفهوم تئوریک و مبهم نیست. یک مدل عملی برای فکر کردن به لینکسازی است که کمک میکند هر تصمیم شما درباره ساخت یا خرید لینک، در نهایت در یک تصویر کلی طبیعی، منطقی و پایدار قرار بگیرد. اگر از همین امروز به جای اینکه فقط بپرسید «چند تا لینک ساختیم»، بپرسید «الگوی رشد و ریزش لینکهایمان چقدر طبیعی است»، یک قدم بزرگ به سمت سئوی حرفهایتر و کمریسکتر برداشتهاید.
تهیه شده توسط تیم تخصصی سئو سید احسان خسروی (مدیر، متخصص و مشاور استراتژیک سئو)