ویرگول
ورودثبت نام
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
خواندن ۱۵ دقیقه·۲۳ روز پیش

راهنمای حرفه‌ای تحلیل حجم‌ جستجو و سختی کلمه‌ کلیدی برای سئوکارها

راهنمای حرفه‌ای تحلیل حجم‌ جستجو و سختی کلمه‌ کلیدی برای سئوکارها
راهنمای حرفه‌ای تحلیل حجم‌ جستجو و سختی کلمه‌ کلیدی برای سئوکارها

اگر به طور جدی سئو کار می‌کنید، خیلی زود به دو مفهوم کلیدی برخورد می‌کنید که تقریباً همه‌ چیز به آنها گره خورده است: حجم‌ جستجو و سختی‌ کلمه‌ کلیدی. این دو شاخص شبیه دو کفه‌ی ترازو هستند؛ یک طرف ظرفیت جذب ترافیک را نشان می‌دهد و طرف دیگر مقدار تلاشی است که باید برای رسیدن به آن ترافیک خرج نمایید. هر قدر این تعادل را بهتر بفهمید، استراتژی‌ کلمه‌ کلیدی و تولید محتوای شما منطقی‌تر و سودآورتر می‌شود.

در این متن می‌خواهیم از صفر تا صد ماجرا را باز کنیم؛ اینکه حجم‌ جستجو دقیقاً چیست، سختی‌ کلمه‌ کلیدی چطور محاسبه می‌شود، ابزارهایی مثل Ubersuggest ،Ahrefs و LongTailPro چه کمکی می‌کنند، تاریخچه SERP چرا مهم است و در نهایت چطور تصمیم بگیرید یک کلمه‌ کلیدی واقعاً ارزش سرمایه‌گذاری دارد یا نه.

حجم‌ جستجو چیست و چرا برای سئوکارها مهم است؟

حجم‌ جستجو (Search Volume) یعنی اینکه یک کلمه‌ کلیدی در طول یک ماه چند بار در گوگل جستجو شده است. ابزارهای تحقیق‌ کلمات‌ کلیدی معمولاً داده‌های ۱۲ ماه گذشته را جمع می‌کنند، نوسانات فصلی را در نظر می‌گیرند و یک میانگین‌ ماهانه به شما نمایش می‌دهند. این عدد دقیق مطلق نیست، اما تخمین بسیار خوبی از اندازه‌ی تقاضا در بازار جستجو به شما می‌دهد.

برای یک سئوکار حرفه‌ای، حجم‌ جستجو چند کاربرد مهم دارد:

  • اول از همه، کمک می‌کند بین موضوعات مختلف اولویت‌بندی انجام بدهی. اگر دو موضوع در نظر دارید و منابع محدودی در اختیار شما می‌باشد، منطقی است ابتدا سراغ عباراتی بروید که تعداد بیشتری کاربر واقعاً آنها را جستجو می‌کنند و به کسب‌وکار شما هم ربط دارند.

  • دوم اینکه حجم‌ جستجو جهت‌گیری تولید محتوا را مشخص می‌کند. به این ترتیب می‌فهمید باید روی چه نوع محتوا، چه عمقی و با چه سطح جزئیاتی تمرکز کنید.

  • سوم اینکه درک شما از لانگ‌ تیل‌ها را واقعی‌تر می‌کند. خیلی وقت‌ها یک لانگ‌ تیل به‌ تنهایی حجم‌ جستجوی زیادی ندارد، اما وقتی چندین عبارت نزدیک و هم‌خانواده را در نظر بگیرید، می‌بینید این خوشه می‌تواند ترافیک خوبی برای شما بسازد.

نکته‌ی مهم این است که حجم‌ جستجو را نباید فقط برای یک کلمه‌ کلیدی جداگانه ببینید. باید آن را در چارچوب «خوشه‌ موضوعی» تحلیل نمایید. فرض کنید روی عبارت «آموزش تحلیل تکنیکال» کار می‌کنید. حجم‌ جستجوی دقیق این عبارت مهم است، اما وقتی کنار آن «آموزش تحلیل تکنیکال رایگان»، «آموزش تحلیل تکنیکال مقدماتی»، «آموزش تحلیل تکنیکال بورس» و ده‌ها ترکیب نزدیک دیگر را قرار بدهید، تصویر واقعی‌تری از ظرفیت ترافیکی این حوزه به دست می‌آورید.

چطور حجم‌ جستجو در ابزارهای سئو محاسبه می‌شود؟

ابزارهایی مانند Ubersuggest و Ahrefs خودشان مالک گوگل نیستند، بنابراین به دیتابیس خام جستجو دسترسی مستقیم ندارند. این ابزارها معمولاً از ترکیبی از منابع داده استفاده می‌کنند؛ مانند داده‌های کلیکی کاربران، APIهای جانبی، داده‌های تاریخی، نمونه‌گیری از نتایج جستجو و مدل‌های آماری. سپس با کمک الگوریتم‌های اختصاصی، به عددی می‌رسند که تا حد خوبی به واقعیت نزدیک است.

به همین علت است که اگر یک کلمه‌ کلیدی را در چند ابزار مختلف بررسی کنید، اعداد دقیقاً با هم برابر نیستند، اما معمولاً در یک محدوده‌ی نزدیک قرار می‌گیرند. آنچه اهمیت دارد این نیست که حجم‌ جستجو ۱۶۰۰ است یا ۱۹۰۰؛ مهم این است که در مقایسه با سایر کلمات‌ک لیدی در همان حوزه، با یک عبارت پرتقاضا روبه‌رو هستید یا کم‌تقاضا.

در تحلیل حرفه‌ای حجم‌ جستجو، چند نکته را باید همیشه در نظر داشته باشید:

  • نخست اینکه حجم‌ جستجو فقط یک میانگین است و نوسانات فصلی و موضوعی را به‌ طور کامل نشان نمی‌دهد. برای برخی موضوعات، فصل اوج جستجو بسیار مشخص است؛ برای نمونه «تور اروپا نوروز» یا «تعمیر کولر گازی» در فصل‌ گرما. به همین دلیل، بررسی نمودار روند جستجو در طول سال، گاهی از خود عدد میانگین مهم‌تر است.

  • دوم اینکه حجم‌ جستجو برابر با ترافیک واقعی سایت شما نخواهد بود. بخشی از کاربران روی تبلیغات کلیکی کلیک می‌کنند، بخشی روی نتایج رقبا، بخشی پاسخ خود را در اسنیپت‌های ویژه و بخش پاسخ‌های مستقیم دریافت می‌نمایند.

  • سوم اینکه برای عبارات برندشده و نام برندها، حجم‌ جستجو گرچه مهم است، اما نقش آن در استراتژی محتوا با جستجوهای اطلاعاتی، تجاری و تراکنشی متفاوت می‌باشد و باید جایگاه جداگانه‌ای برای آن تعریف کنید.

تعادل حجم‌ جستجو و سختی کلمه‌ کلیدی؛ دو کفه‌ی یک تصمیم

حجم‌ جستجو تنها نیمی از داستان است. نیمه‌ی دیگر ماجرا «سختی‌ کلمه‌ کلیدی» می‌باشد. سختی‌ کلمه‌ کلیدی در ساده‌ترین تعریف یعنی اینکه چقدر دشوار است صفحه‌ی سایت شما برای یک عبارت مشخص، به رتبه‌های بالای گوگل برسد. ابزارهای مختلف این شاخص را معمولاً روی مقیاس ۰ تا ۱۰۰ نمایش می‌دهند. هر قدر این عدد بزرگتر باشد، رقابت شدیدتر است و برای حضور در صفحه‌ اول، به لینک‌های قوی‌تر، محتوای بهتر و زمان بیشتری نیاز خواهید داشت.

در عمل، سئوکاران همیشه به دنبال نقطه‌ای از تعادل هستند؛ جایی که هم حجم‌ جستجو منطقی باشد و هم سختی‌ کلمه در سطحی قرار بگیرد که احتمال موفقیت شما واقع‌بینانه باشد. این تعادل برای همه‌ی سایت‌ها یکسان نیست. یک برند بزرگ و قدیمی می‌تواند روی کلمات‌ کلیدی با سختی بالا سرمایه‌گذاری کند، اما برای یک سایت تازه‌کار، ورود مستقیم به عبارات فوق‌ رقابتی، اغلب به معنی سرمایه‌گذاری زیاد و نتیجه‌ی کم در کوتاه‌ مدت است.

بر اساس تجربه‌ی بسیاری از سئوکاران، زمانی که سختی‌ کلمه در ابزارها بالاتر از حدود ۲۵ تا ۳۰ باشد، برای سایتی که تازه شروع به کار کرده، ورود به این رقابت بدون برنامه و بودجه‌ی مشخص، انتخاب منطقی‌ای نیست؛ خصوصاً اگر در صفحه‌ اول، با نام‌ها و دامنه‌های قدرتمند و شناخته‌شده مواجه باشید. البته این عدد یک قانون قطعی نیست، بلکه علامتی است برای اینکه با دقت بیشتری به نتایج نگاه کنید و تحلیل‌ دستی SERP را جدی‌تر بگیرید.

سختی کلمه‌ کلیدی بر چه اساسی سنجیده می‌شود؟

هر ابزار سئویی الگوریتم خاص خود را دارد، اما در اغلب موارد، چند مؤلفه‌ی مشترک برای محاسبه سختی‌ کلمه‌ کلیدی وجود دارد. مهمترین عامل، پروفایل‌ بک‌لینک صفحات رتبه‌دار است. ابزار بررسی می‌کند صفحاتی که اکنون در صفحه‌ اول حضور دارند، از چند دامنه‌ی منحصربه‌فرد لینک گرفته‌اند و کیفیت این دامنه‌ها تا چه حد بالاست. اگر متوجه شوید که برای ورود به این صفحه باید با سایت‌هایی رقابت کنید که هر صفحه‌ی آنها ده‌ها یا صدها دامنه‌ی قوی به آن لینک داده‌اند، طبیعی است که سختی‌ کلمه‌ کلیدی افزایش پیدا می‌کند.

البته ماجرا به بک‌لینک محدود نمی‌شود. فاکتورهایی مثل اعتبار کلی دامنه، قدرت برند، تاریخچه‌ی حضور سایت در نتایج، نوع محتوا و حتی وجود عناصر خاص در SERP مانند Featured Snippet، باکس پرسش‌های متداول (People Also Ask)، ویدیوها و… هم درک واقعی شما از سختی‌ کلمه را شکل می‌دهد. همه‌ی این عوامل لزوماً در یک عدد خلاصه نمی‌شوند؛ به همین دلیل، سئوکار حرفه‌ای، عدد سختی‌ کلمه را تنها نقطه‌ی شروع می‌داند و ادامه‌ی تحلیل را با بررسی مستقیم نتایج گوگل انجام می‌دهد.

یک نکته‌ی دیگر، تفاوت میان «سختی سئوی ارگانیک» و «رقابت تبلیغاتی» است. گاهی مشاهده می‌کنید CPC و رقابت در Google Ads بالا می‌باشد، اما سختی‌ کلمه از نظر سئو چندان زیاد نیست و برعکس. بنابراین نباید این دو را با هم اشتباه گرفت؛ هرکدام تصویری از یک بعد متفاوت رقابت را به شما نشان می‌دهند.

چه عواملی رقابت روی یک کلمه‌ کلیدی را واقعاً سخت می‌کنند؟

زمانی که می‌خواهید جدی تصمیم بگیرید روی یک کلمه‌ کلیدی کار کنید یا خیر، بهترین کار این است که صفحه‌ اول گوگل را باز نمایید و با حوصله نتایج را بررسی کنید. در این مرحله، چند سؤال کلیدی وجود دارد که پاسخ آنها، تصویر واضح‌تری از سختی‌ کلمه‌ کلیدی پیش روی شما قرار می‌دهد.

نخست باید به بک‌لینک‌ها نگاه کنید. چند سایت در صفحه‌ اول پروفایل‌ بک‌لینک قدرتمند و متنوعی دارند؟ آیا لینک‌ها از سایت‌های معتبر و مرتبط آمده‌اند یا بیشتر مجموعه‌ای از لینک‌های ضعیف و تکراری هستند؟ اگر چند سایت از رقبا، ده‌ها دامنه‌ی معتبر را به یک صفحه جذب کرده باشند، برای رقابت با آنها لازم است استراتژی لینک‌سازی جدی و بلند مدتی طراحی کنید.

سپس بهتر است سراغ محتوای آن صفحات بروید. کیفیت محتوا، میزان پوشش موضوع، عمق تحلیل، ساختار هدینگ‌ها، استفاده از کلمات‌ مرتبط و LSI، به‌کارگیری تصاویر و ویدیو، وجود جدول‌ها و نمودارها، تجربه‌ی کاربری و سرعت‌ بارگذاری، همگی نشان می‌دهد گوگل تا چه اندازه برای این صفحات ارزش قائل شده است. اگر محتوای رقبای صفحه‌ اول سطحی و کوتاه باشد، حتی با بک‌لینک‌های کمتر نیز امکان رقابت وجود دارد؛ اما اگر محتوا عمیق، ساختارمند و کاملاً منطبق با نیت‌ جستجوی کاربر باشد، کار برای ورود سخت‌تر خواهد شد.

سن‌ دامنه و اعتبار کلی سایت نیز اهمیت زیادی دارد. دامنه‌هایی که سال‌ها در یک حوزه‌ی مشخص فعال بوده‌اند و تعداد زیادی صفحه در آن موضوع منتشر کرده‌اند، در نگاه گوگل نوعی «اقتدار موضوعی» کسب کرده‌اند. این اقتدار باعث می‌شود حتی صفحات جدید آنها هم نسبتاً سریع‌تر و راحت‌تر رتبه بگیرند. در نتیجه، اگر در حال رقابت با چنین دامنه‌هایی هستید، باید انتظار رقابتی سنگین‌تر را داشته باشید.

در نهایت، تاریخچه‌ی نتایج برای آن کلمه‌ کلیدی نیز اهمیت دارد. اگر متوجه شوید نتایج صفحه‌ اول در طول چند ماه یا چند سال اخیر بارها تغییر کرده و گوگل هنوز به ترکیب ثابت نرسیده است، یعنی هنوز در حال آزمایش انواع محتوا و سایت‌های مختلف می‌باشد و فرصت خوبی برای ورود وجود دارد. اما اگر می‌بینید تقریباً همان چند سایت مشخص برای مدت طولانی در صدر مانده‌اند، باید بپذیرید که برای جا باز کردن در کنار آنها به ارزش‌افزوده‌ی جدی، محتوای واقعاً برتر و استراتژی بلند مدت نیاز دارید.

تحلیل حجم‌ جستجو و سختی کلمه‌ کلیدی با Ubersuggest

یکی از ابزارهایی که برای شروع کار و ساختن تصویر اولیه از بازار کلمات‌ کلیدی بسیار مفید است، Ubersuggest می‌باشد. این ابزار علاوه بر اینکه حجم‌جستجو، CPC و سختی‌ کلمه را نمایش می‌دهد، پیشنهادهای زیادی از کلمات‌ کلیدی مرتبط، سؤال‌محور، لانگ‌ تیل و عبارت‌های مشابه در اختیار شما قرار می‌دهد.

کار با Ubersuggest معمولاً از وارد کردن یک یا چند کلمه‌ کلیدی پایه شروع می‌شود. پس از تنظیم کشور و زبان، فهرستی از کلمات‌ کلیدی مرتبط به‌ همراه حجم‌ جستجو و سختی تقریبی آنها به شما نمایش داده می‌شود. در این مرحله می‌توانید کلمات را خوشه‌بندی کنید؛ یعنی عباراتی را که نیت‌ جستجوی مشابه دارند در یک دسته قرار دهید و برای هر خوشه، یک صفحه‌ی محتوایی یا مجموعه‌ای از صفحات را برنامه‌ریزی کنید.

در بخش دیگری از Ubersuggest می‌توانید نتایج صفحه‌ اول گوگل را برای هر کلمه‌ کلیدی مشاهده نمایید. با کلیک روی هر نتیجه، اطلاعاتی مانند تعداد بک‌لینک‌ها، اعتبار دامنه و میزان اشتراک‌گذاری محتوا در شبکه‌های‌ اجتماعی به شما نمایش داده می‌شود. این داده‌ها کمک می‌کند تشخیص دهید آیا با شرایط و منابع فعلی، توان رقابت با این سایت‌ها را دارید یا بهتر است فعلاً به سراغ کلمات‌ کلیدی کم‌رقابت‌تر بروید.

مزیت دیگر Ubersuggest این است که می‌توانید از آن برای تحلیل‌ کلمات‌ کلیدی رقبا استفاده کنید. کافی است به‌ جای یک کلمه‌ کلیدی، آدرس‌دامنه یا URL یکی از رقبا را وارد کنید تا ببینید آن سایت برای چه عباراتی رتبه دارد، چه میزان ترافیک از هر کلمه‌ کلیدی دریافت می‌کند و کجاها فرصت‌هایی وجود دارد که هنوز توسط او پوشش داده نشده است.

Ahrefs و LongTailPro؛ ابزارهای مکمل برای تحلیل سختی کلمه‌ کلیدی

زمانی که بخواهید تحلیل عمیق‌تری انجام دهید، استفاده از ابزارهای تخصصی‌تر مانند Ahrefs و LongTailPro منطقی است. Ahrefs یکی از بزرگترین دیتابیس‌های بک‌لینک را در اختیار دارد و شاخص سختی‌ کلمه‌ کلیدی آن عمدتاً بر اساس تعداد دامنه‌های لینک‌دهنده به صفحات‌برتر محاسبه می‌شود. علاوه بر این، در Ahrefs مفهومی به نام پتانسیل‌ ترافیک (Traffic Potential) وجود دارد که نشان می‌دهد اگر برای یک کلمه‌ کلیدی خاص رتبه بگیرید، با توجه به اینکه همان صفحه معمولاً برای چندین کلمه‌ کلیدی دیگر نیز رتبه خواهد گرفت، در مجموع چه میزان ترافیک می‌توانید به‌ دست آورید.

بخش SERP Overview در Ahrefs تصویر بسیار شفافی از وضعیت رقبا به شما می‌دهد. در این بخش می‌بینید هر نتیجه چند دامنه‌ی منحصربه‌فرد به خود جذب کرده، چه میزان ترافیک ارگانیک دارد و برای چند کلمه‌ کلیدی دیگر رتبه گرفته است. این اطلاعات در کنار عدد سختی‌ کلمه کمک می‌نماید تصمیم بگیرید آیا واقعاً می‌خواهید وارد این میدان رقابت شوید یا باید به‌ دنبال فرصت‌های دیگری باشید.

LongTailPro در سمت دیگر، بیش‌تر روی کلمات‌ کلیدی بلند و کم‌رقابت تمرکز دارد. این ابزار شاخص اختصاصی خود به نام Keyword Competitiveness (KC) را ارائه می‌دهد که به‌ طور خاص برای ارزیابی دشواری‌ رتبه‌گرفتن روی لانگ‌ تیل‌ها طراحی شده است. اگر سایت شما تازه‌کار است و هنوز اعتبار دامنه‌ی زیادی ندارد، استفاده از LongTailPro برای یافتن فرصت‌های کوچک اما متعدد می‌تواند استراتژی هوشمندانه‌ای باشد. لانگ‌ تیل‌ها معمولاً نیت‌ جستجوی مشخص‌تری دارند، نرخ‌ تبدیل بالاتری به همراه می‌آورند و با ترافیکی پراکنده اما جمع‌شونده، به رشد تدریجی سایت کمک می‌کنند.

Ahrefs و LongTailPro؛ ابزارهای مکمل برای تحلیل سختی کلمه‌ کلیدی
Ahrefs و LongTailPro؛ ابزارهای مکمل برای تحلیل سختی کلمه‌ کلیدی

چرا بررسی تاریخچه SERP در تحلیل سختی کلمه‌ کلیدی حیاتی است؟

بسیاری از ابزارها تنها یک تصویر لحظه‌ای از SERP در اختیار شما قرار می‌دهند؛ اما برای تصمیم‌گیری دقیق، دانستن تاریخچه‌ی نتایج ارزش بسیار زیادی دارد. اگر متوجه شوید گوگل طی شش ماه گذشته چندین بار ترکیب نتایج را تغییر داده، می‌توانید بفهمید هنوز در حال آزمایش انواع محتوا و سایت‌های مختلف است و در نتیجه، جا برای ورود بازیگران جدید وجود دارد. اما اگر کشف کنید که در دو سال گذشته، تقریباً همان چند دامنه‌ی خاص بدون تغییر جدی در صدر مانده‌اند، باید بپذیرید که برای شکستن این وضعیت، به محتوای واقعاً متمایز و استراتژی سئو بلند مدت نیاز خواهید داشت.

بررسی تاریخچه‌ی SERP کمک دیگری هم دارد؛ به شما نشان می‌دهد گوگل چه نوع صفحه‌ای را برای یک کوئری خاص ایده‌آل می‌داند. ممکن است تصور کنید یک عبارت جنبه‌ی اطلاعاتی دارد، اما در نتایج می‌بینید بیشتر صفحات، صفحات‌ محصول یا دسته‌بندی فروشگاه‌ها هستند. این یعنی نیت‌ جستجو به سمت تراکنشی بودن متمایل شده است و اگر شما صرفاً یک مقاله‌ی آموزشی ارائه دهید، حتی با کیفیت بالا، احتمالاً به صدر نتایج نمی‌رسید. بالعکس، ممکن است برای عبارتی که فکر می‌کنید جنبه‌ی تجاری دارد، ببینید تقریباً تمامی نتایج، راهنماها و مقالات تحلیلی هستند و صفحات‌ محصول در حاشیه قرار گرفته‌اند. در این حالت، استراتژی تولید محتوا و نوع صفحه‌ی هدف باید با این واقعیت هماهنگ شود.

چگونه تشخیص دهیم یک کلمه‌ کلیدی واقعاً ارزشمند است؟

در نهایت تمام این تحلیل‌ها باید به یک تصمیم عملی ختم شود: روی این کلمه‌ کلیدی کار کنیم یا خیر؟ برای پاسخ به این سؤال، لازم است چند عامل را همزمان در نظر بگیرید. نخست حجم‌ جستجو را بررسی کنید؛ اگر این عدد آنقدر پایین باشد که حتی در صورت رتبه‌ گرفتن، ترافیک قابل توجهی نصیب سایت شما نشود، شاید بهتر باشد موضوعات دیگری را در اولویت قرار دهید. سپس سختی‌ کلمه‌ کلیدی را ارزیابی کنید و آن را با مرحله‌ی رشد سایت خود بسنجید. یک دامنه‌ی تازه‌ ثبت‌شده و بدون سابقه‌ لینک، نباید در ابتدای مسیر وارد رقابت‌های بسیار سنگین شود.

پس از آن، قدرت و نوع رقبا در صفحه‌ اول را تحلیل کنید. آیا بیشتر نتایج مربوط به وب‌سایت‌های عمومی و غیرتخصصی هستند یا سایت‌هایی که سال‌هاست دقیقاً در همان حوزه، محتوا تولید می‌کنند؟ اگر سایت‌های عمومی در صدر هستند، گاهی می‌توان با یک سایت تخصصی و محتوای بسیار قوی بخشی از ترافیک را جذب کرد. اما اگر چند برند تخصصی و قدرتمند در رأس نتایج قرار داشته باشند، شرایط به مراتب سخت‌تر خواهد بود.

در گام بعدی، باید اهداف‌ کسب‌وکار را در نظر بگیرید. ممکن است یک کلمه‌ کلیدی حجم‌جستجوی بالایی داشته باشد، اما کاربرانی که آن را جستجو می‌کنند هنوز در ابتدای مسیر تصمیم‌گیری باشند و فاصله‌ی زیادی تا خرید داشته باشند. در مقابل، یک عبارت با حجم‌جستجوی متوسط می‌تواند مخاطبانی را جذب کند که آماده‌ی اقدام و تبدیل هستند و در نتیجه، ارزش تجاری بیشتری برای شما ایجاد می‌کند.

در نهایت، یک سئوکار حرفه‌ای به جای آنکه تنها روی یک کلمه‌ کلیدی تکیه کند، به کل خوشه‌ی موضوعی نگاه می‌نماید. ممکن است کلمه‌ی اصلی سخت و رقابتی باشد، اما در اطراف آن ده‌ها لانگ‌ تیل کم‌رقابت‌تر وجود داشته باشد که در مجموع ترافیک و فروش بیشتری نسبت به تمرکز صرف روی یک عبارت جنرال برای شما به همراه بیاورند.

استراتژی حجم‌ جستجو و سختی‌ کلمه‌ کلیدی برای سایت‌های تازه‌کار

اگر در ابتدای مسیر سئو هستید، عاقلانه‌ترین کار این است که از رقابت‌های بسیار سنگین فاصله بگیرید و روی فرصت‌های کوچکتر اما متعدد تمرکز کنید. به عبارت دیگر، بهتر است روی کلمات‌ کلیدی کم‌رقابت، لانگ‌ تیل‌ها و عبارت‌هایی با نیت‌ جستجوی مشخص سرمایه‌گذاری نمایید. این کلمات شاید به‌ تنهایی چشمگیر به نظر نرسند، اما شانس‌ رتبه‌گرفتن شما در آنها بسیار بیشتر است و در کنار هم، ترافیک قابل توجهی را به سمت سایت هدایت می‌کنند.

در این مرحله، استفاده‌ی هوشمندانه از کلمات‌ مرتبط و LSI در متن، ساختن خوشه‌های‌ محتوایی منسجم و لینک‌سازی‌ داخلی اصولی، از درگیر شدن روی چند کلمه‌ی بسیار سخت مهم‌تر می‌باشد. زمانی که در یک حوزه‌ی مشخص، چندین مقاله‌ی مرتبط، یکدیگر را پشتیبانی و به هم لینک می‌دهند و هر کدام بخش مشخصی از نیت‌ جستجو را پوشش می‌دهند، گوگل به‌ تدریج سایت شما را به‌عنوان یک مرجع در آن موضوع تشخیص می‌دهد. این همان چیزی است که در مراحل بعد، هنگام ورود به رقابت روی کلمات‌ کلیدی با حجم‌جستجوی بالا به کمک شما می‌آید.

از همان ابتدا، داده‌های سرچ‌ کنسول را جدی بگیرید. بسیار پیش می‌آید که عباراتی که کاربران واقعاً با آنها وارد سایت شما می‌شوند، دقیقاً همان چیزهایی نباشد که در ابزارها بررسی کرده‌اید. سرچ‌ کنسول نشان می‌دهد برای چه کلمات‌ کلیدی ایمپرشن دریافت می‌کنید، کدام عبارات کلیک می‌گیرند و در کجاها در آستانه‌ی ورود به صفحه‌ اول هستید. این اطلاعات، منبع بسیار ارزشمندی برای بهینه‌سازی عناوین، توضیحات، به‌روزرسانی محتوا و حتی ایده‌سازی برای مقالات جدید است.

حجم‌ جستجو و سختی‌ کلمه‌ کلیدی را مثل یک متخصص ببین

تحلیل حجم‌ جستجو و سختی‌ کلمه‌ کلیدی، فقط وارد کردن چند عبارت در ابزار و نگاه‌ کردن به چند عدد نیست. اینکار نوعی تصمیم‌گیری استراتژیک است که روی مسیر رشد سایت، هزینه‌ها، زمان‌بندی و حتی مدل‌کسب‌وکار شما اثر می‌گذارد. اگر فقط حجم‌ جستجو را ببینید، ممکن است سراغ موضوعاتی بروید که از عهده‌ی رقابت در آن بر نمی‌آیید. اگر فقط به سختی‌ کلمه نگاه کنید، شاید تمام وقت خود را روی موضوعاتی بگذارید که ترافیک‌ واقعی آنها بسیار محدود است.

ترکیب نگاه داده‌محور (با کمک ابزارهایی مثل Ubersuggest ،Ahrefs و LongTailPro)، تحلیل‌ دستی SERP، درک‌ عمیق از نیت‌ جستجو و هماهنگی با اهداف‌کسب‌وکار، چیزی است که یک سئوکار معمولی را از یک سئوکار حرفه‌ای جدا می‌کند. اگر تازه شروع کرده‌اید، از کلمات‌ کم‌رقابت و لانگ‌ تیل‌ها آغاز نمایید، روی کیفیت‌ محتوا و ساختن خوشه‌های‌ موضوعی تمرکز کنید و با حوصله، اعتبار دامنه‌ خودتان را بالا ببرید. وقتی این پایه‌ها محکم شد، رقابت‌ روی کلمات‌ کلیدی سخت‌تر دیگر یک ریسک نابجا نیست، بلکه قدمی منطقی در ادامه‌ی مسیر رشد برند شما خواهد بود.

تهیه شده توسط تیم تخصصی سئو سید احسان خسروی (مدیر، متخصص و مشاور استراتژیک سئو)

کلمه کلیدیگوگلسئوسید احسان خسروی
۱
۰
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید