
حذف پارامتر num=100 یک تغییر کوچک فنی بهنظر میرسد، اما پیامدهای اندازهگیری بزرگی دارد. از این پس با افزودن &num=100 نمیتوان ۱۰۰ نتیجه را یکجا دید و صفحهی نتایج عملاً به ۱۰ آیتم در هر بارنمایش محدود میشود.
نتیجهی مستقیم این تغییر، افزایش هزینهی گردآوری داده برای ابزارها و جابهجایی اعداد در Search Console است: ایمپرشن کمتر، میانگین رتبه خوشبینانهتر و در اکثر موارد بدون تغییر محسوس در کلیک. این مقاله چارچوبی میدهد برای تفسیر درست این اعداد و بهروزرسانی KPIها و داشبوردها.
سالها بود که سئوکارها و ابزارها با الحاق &num=100 به آدرس جستجوی گوگل، یکجا ۱۰۰ نتیجهی ارگانیک را میدیدند. این ترفند یک مزیت ساده اما عظیم داشت: بهجای ۱۰ درخواست جداگانه برای صفحههای ۱ تا ۱۰، یک درخواست کافی بود. از همین مسیر، کرالرهای ابزارها میتوانستند ارزانتر و سریعتر، عمق نتایج را بخوانند و با نویز کمتر، تصویر جامعی از جایگاهها بسازند. اکنون با حذف آن پارامتر، همان دادهی معادل، ۱۰ برابر درخواست و هزینهی فنی میطلبد و طبیعی است که بسیاری از سرویسها عمق ردیابی را کوتاه کنند و تمرکز را روی top-10 یا نهایتاً top-20 بگذارند. Semrush و Ahrefs هر دو این اثر را عمومی کردهاند و رویکردهای «موقت ولی عملی» برای حفظ کیفیت رتبههای مهم را توضیح دادهاند.
نکته مهم: این تغییر صرفاً یک «مسئلهی ابزارها» نیست. به محض تغییر رفتار لود نتایج، لایهی اندازهگیری خود گوگل هم تحت تأثیر قرار میگیرد: ایمپرشنها، میانگین رتبه و حتی شکل نمودارهای ما در Search Console. بخش زیادی از افت ناگهانی ایمپرشن در بسیاری از اکانتها از همینجا میآید؛ نه لزوماً از افت واقعی دیدهشدن نزد کاربران.
اگر نمودارهای Search Console شما از حوالی ۱۲–۱۴ سپتامبر «سقوط پلهای» نشان میدهند، با احتمال بالا با یک تغییر روش اندازهگیری طرفید. در مدل قدیم، درخواستهای انبوهی که برای ساخت صفحات ۱۰۰تایی ارسال میشد، میتوانستند وارد شمارش ایمپرشن شوند؛ حالا که همان صفحات وجود ندارند، ایمپرشنها طبیعی است که پایین بیایند و «میانگین رتبه» هم کمی بهتر دیده شود، چون نتایج دورتر کمتر به حساب میآیند.
این الگو در چند تحلیل مستقل و گزارشهای میدانی تکرار شده است. معیار کنترلکیفی ساده هم روشن است: اگر کلیکها و کاربران یونیک از کانال ارگانیک در Analytics تغییر معناداری نکردهاند، احتمالاً مشکل واقعی کسبوکار ندارید و صرفاً با «نُرم جدید اندازهگیری» مواجهید.
نقطهی مقابل هم هست: اگر همزمان با افت ایمپرشن، کلیک ارگانیک، CTR و تراکنشهای ارگانیک شما هم پایین آمدهاند، نمیتوان همهچیز را گردن num=100 انداخت. در آن حالت باید فرضیههای دیگری مثل آپدیتهای هسته، رقابت تازه، تغییر نیت جستجو یا مشکلات فنی سایت را بهصورت سیستماتیک تست کنید.
دنیای ابزارها بر «واحد درخواست» میچرخد. زمانی که ۱۰۰ نتیجه در یک پاسخ برمیگشت، هزینهی خزش یک کوئری معقول بود. حالا همان پوشش عمقی، ۱۰X درخواست لازم دارد؛ یعنی هزینهی زیرساخت، ریسک محدودیتهای نرخ، زمان پردازش و در نهایت قیمت تمامشده برای کاربر. طبیعی است که شرکتها به سمت یکی از این استراتژیها بروند:
1) تمرکز روی top-20 و کاهش عمق؛
۲) کاهش فرکانس آپدیت در رتبههای دور
۳) نمونهبرداری هوشمند بهجای خزش کامل
۴) ادغام منابع دادهی جانبی.
پیامهای رسمی Semrush و Ahrefs همراستا با همین رویکردهاست: «دادهی مهم را دقیق نگه میداریم؛ پایش موقعیتهای فراتر از صفحه اول را منطقیتر میکنیم.»
ایمپرشن شاخصی وابسته به «بارگذاری صفحهی نتایج» است، نه تضمینی از مواجههی انسانی. وقتی خود صفحهها عوض شوند، ایمپرشن هم عوض میشود؛ حتی اگر رفتار کاربران فرق نکرده باشد. بنابراین، برای ارزیابی واقعی، کلیکها، کاربران ارگانیک و سشنهای کیفیتدار را محور تصمیم بگذارید.
میانگین رتبه شاخصی مشتقشده است و حالا که نتایج دور کمتر وارد محاسبه میشود، بهطور مصنوعی بهتر بهنظر میرسد. این بهبود ظاهری را به افزایش فروش و لید ترجمه نکنید مگر آنکه شواهد محکمی داشته باشید.
num=100 استنه؛ افتهای واقعی تقاضا، آپدیتهای گوگل یا مشکلات فنی سایت میتوانند همزمان رخ بدهند. از مدل «قبل/بعد» استفاده کنید، اما همزمان علل مستقل را تستِ حذف کنید.
هزینهفایده را دقیق بسنجید. بسیاری از کسبوکارها از رتبههای ۳۰+ نفع عملی چندانی نمیبرند. تمرکز بر share of top-10/top-20 اغلب تصمیمهای بهتری میسازد و هزینهی ردیابی را معقول نگه میدارد.
اگر KPI و داشبورد شما بر متریکهایی بنا شده که با این تغییر نیمهساختاری جابهجا شدهاند، به شما ربط دارد. کارفرما قرار است نمودارها را ببیند و سؤال بپرسد؛ بهتر است پاسخ آماده باشد.
یک «مارکر زمانی» در همهی داشبوردها ثبت کنید: «تغییر num=100 — سپتامبر ۲۰۲۵». سپس در Looker Studio یا ابزار ترجیحیتان، کارتهای وضعیت را برای سه محور بسازید: ۱) ایمپرشن ۲) کلیک ۳) کاربران ارگانیک.
هدف در این فاز، فهمیدن «اثر اندازهگیری» در برابر «اثر واقعی» است. اگر کلیک و کاربران پایدارند، به مدیران و تیمهای کسبوکار اطلاع دهید که افت ایمپرشن، اثر روششناسی است نه افت عملکرد.
KPIهای رتبهای را از «میانگین رتبه کلی» به سهم حضور در Top-10 و Top-20 و CTR اصلاح کنید. برای کوئریهای پولساز، یک لایهی «Intent Map» بسازید و آنها را به صفحات لندینگ و رویدادهای بیزنسی وصل کنید. اگر تیم شما روی بازار محتوا کار میکند، «نمایش فعال در ماژولهای عمودی» (ویدیو، اخبار، بحثها و نتایج فروشگاهی) را هم وارد KPI کنید تا اثر جایگزینی را بهتر ببینید.
برای ردیابی رقبا دیگر لازم نیست هر کوئری را تا صفحه ۱۰ دنبال کنید. یک «سبد نمونهی نماینده» از کوئریها بسازید: ۲۰٪ کوئریهای باارزش بالا + ۳۰٪ کوئریهای تعادلی + ۵۰٪ لانگتیلهای مهم. برای این سبد عمق ردیابی را حفظ کنید؛ برای بقیه، عمق کمتر ولی فرکانس بیشتر بگذارید تا تغییرات واقعی سریعتر دیده شود.
یک سند ۱ صفحهای برای مدیران غیرفنی آماده کنید: «چرا ایمپرشن افت کرد اما فروش نه؟». بعد، نسخهی تخصصیتر را برای تیم مارکتینگ منتشر کنید که توضیح میدهد چگونه باید گزارشهای ماهانه را تفسیر کنند.
کاربر امروز در SERP فقط با ۱۰ آیتم در هر بار لود مواجه میشود. ارزش واقعی برای بیزنس، حضور پایدار در این بازه است. بهجای وسواس روی رتبههای ۳۰+، تلاش را روی تثبیت در ۱–۱۰ و سپس ۱۱–۲۰ بگذارید و محتوایتان را متناسب با نیت جستجو و فرمت نتیجه (ویدیو، FAQ، نقد، مقایسه و How-to) بازطراحی کنید.
حالا که عمق ردیابی محدودتر شده، دقیقتر باید بدانید کدام کوئریها پول میسازند. برای هر پرسونای کلیدی، مسیر موضوعی از آگاهی تا تصمیم را ترسیم کنید و شکافهای محتوایی را ببندید. اگر محصول/خدمت شما در ماژولهای عمودی (News ،Videos ،Discussions) فرصت دارد، آنها را وارد استراتژی کنید.
بهجای شعار، برای تجربه و تخصص شاخص قابل اندازهگیری تعریف کنید: تعداد نویسندگان معتبر با پروفایل قابل راستیآزمایی، استنادهای داخلی/خارجی باکیفیت، نسبت محتوای بهروزشده به محتوای تازه و نرخ تعامل page typeهای حساس.
Core Web Vitals، ثبات رندر و بهویژه مدیریت خطاهای ایندکس همچنان اثر مستقیم روی امکان حضور در top-10 دارند. ساختار داده (Schema) و hygiene داخلی لینکها در دورهای که عمق ردیابی کمتر شده، برای دیدهشدن در همان ۱۰ نتیجه حیاتیتر است.
فهرست رقبا را بر اساس سبد نمونهی نماینده بسازید. بهجای خزش کور، به کلاسترهای موضوعی اهمیت دهید: کدام رقبا در SERPهای راهنمای خرید، کدام در نقد کارشناسی، کدام در مقایسههای محصول حضور پررنگ دارند. این تصویر قابل عمل است و هزینهی ردیابی را هم کنترل میکند.
نسخهی «قبل از سپتامبر ۲۰۲۵» و «بعد از سپتامبر ۲۰۲۵» را صریحاً در هر نمودار نشان دهید تا برداشت اشتباه پیش نیاید. برای تیم فروش هم خلاصهی ۳ خطی بسازید تا اشتباهاً افت ایمپرشن را افت تقاضا تفسیر نکنند.
Semrush: «گزینهی ۱۰۰ نتیجه حذف شده و ما در حال استفاده از راهکارهای موقت و تمرکز بر رتبههای کلیدی هستیم.» پیام روشن این است که «کیفیت رتبههای مهم» حفظ میشود، حتی اگر عمقهای دورتر کمتر شوند.
Ahrefs: «تغییر، فرکانس آپدیت را پایین نیاورده اما تعداد نتایج قابل بررسی برای هر کوئری فراتر از صفحهی اول کم میشود.» یعنی top-10 همچنان منظم، اما در دورترها باید انتظار نوسان داشت.
تحلیلگران مستقل: چندین تحلیل به پیوند این حذف با افت ایمپرشن و بازتعریف خوانش «Great Decoupling» اشاره دارند: اینبار افت ایمپرشن الزاماً هممعنی افت ترافیک نیست.
رسانههای خبری سئو: Search Engine Land بهطور پیوسته این تغییر را پوشش داده و صراحتاً گفته که «باگ» نیست و اثر گسترده روی ابزارها و حتی دادههای خود گوگل گذاشته است.
۱) تعریف «مارکر تغییر» در همهی داشبوردها
۲) بازنویسی KPIها بر محور top-10/top-20 ،CTR و کلیک
۳) ساخت سبد نمونهی نماینده برای ردیابی رقبا
۴) بهروزرسانی Intent Map و اتصالش به قیف بیزنس
۵) ممیزی فنی با تمرکز بر رندر، اسکیما و بهداشت لینک داخلی
۶) تهیهی سند تکصفحهای «خوانش جدید داده» برای مدیران
۷) تنظیم بودجهی ابزارها با هدف پوشش بهینهی رتبههای مهم

حذف num=100 بهظاهر یک پیچگوشتی کوچک در موتور جستجوست، اما اثرش بهسرعت به داشبوردها و تصمیمهای روزمرهی تیمهای سئو میرسد. اگر آن را صرفاً «ضعف ابزارها» ببینید، احتمالاً چند هفتهی دیگر دوباره باید توضیح بدهید که «چرا ایمپرشن پایین است». اگر اما این واقعیت را بپذیرید و اندازهگیری را حول «قابلکلیکها» بازتعریف کنید، خروجی کارتان شفافتر، هزینهها کمتر و گفتگو با مدیران سادهتر میشود.
سه پیام کلیدی را با خود ببرید:
۱) افت ایمپرشن الزاماً افت کسبوکار نیست؛ شواهد رفتاری کاربر حرف آخر را میزنند.
۲) کیفیت حضور در top-10/top-20، عملاً واحد مشترک تصمیمگیری سئو پس از سپتامبر ۲۰۲۵ است.
۳) مستندسازی «قبل/بعد»، بهترین سپر شما در برابر سوءتفاهمهای درونسازمانی است.
در نهایت، این تغییر فرصتی است برای مرتبکردن میز اندازهگیری: آنچه واقعاً به کلیک و درآمد تبدیل میشود را نگه دارید و باقی را با شهامت حذف کنید.
تهیه شده توسط تیم تخصصی سئو سید احسان خسروی (مدیر، متخصص و مشاور استراتژیک سئو)