ویرگول
ورودثبت نام
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
خواندن ۱۲ دقیقه·۳ ماه پیش

آینده احراز هویت ربات‌ها در جستجو: از «امضای دیجیتال» تا تیم Anti-scraper گوگل

آینده احراز هویت ربات‌ها در جستجو: از «امضای دیجیتال» تا تیم Anti-scraper گوگل
آینده احراز هویت ربات‌ها در جستجو: از «امضای دیجیتال» تا تیم Anti-scraper گوگل

جستجو سال‌ها روی توافق‌های نانوشته می‌چرخید: شما محتوای باکیفیت تولید می‌کنید، ربات‌ها به‌صورت منظم می‌خزند، نتایج ایندکس می‌شود و ترافیک انسانی از دل آن به‌دست می‌آید. اما آن‌سوی این چرخه، لایه‌ای خاکستری شکل گرفت؛ ربات‌هایی که خود را به‌جای Googlebot جا می‌زدند، اسکرپرهایی که بی‌نام و نشان داده استخراج می‌کردند و ابزارهایی که برای خدمت‌رسانی به متخصصان سئو ناگزیر بودند در مرز باریک میان «پایش مشروع» و «برداشت نامجاز» حرکت کنند. امروز این مرز باریک در حال پررنگ‌تر شدن است. جهت‌گیری تازه‌ی اکوسیستم جستجو روشن است: ترافیک ماشینی قابل‌احراز، دسترسی پایدارتر خواهد داشت؛ ترافیک بی‌نام و غیرقابل ردیابی، محدودتر.

این مقاله تلاش می‌کند تصویر بزرگ را کامل کند: چرا احراز هویت ربات‌ها ناگزیر شده است، امضای دیجیتال دقیقاً چه مسئله‌ای را حل می‌کند، سناریوهای فنی پیش رو چه هستند، پیامدها برای سئو و تیم‌های دیتا چیست و یک نقشه‌ی اجرایی واقع‌بینانه برای ۳۰ تا ۹۰ روز آینده چه می‌تواند باشد. لحن ما فنی است اما عمل‌گرا؛ هدف، تبدیل موضوعی پرسر و صدا به مجموعه‌ای از تصمیم‌های قابل اجراست.

چرا احراز هویت ربات‌ها ناگزیر شد؟

سه نیرو همزمان به نقطه‌ی جوش رسیدند:

  • نخست، جعل هویتی که طی سال‌ها رخ داد و مدیران سامانه‌ها را خسته کرد: هر سرور می‌داند چقدر ساده است که یک کلاینت، هدرهای شناسه‌ی Googlebot را تقلید کند و با بخشی از محدوده‌های IP عمومی دنیا جابجا شود. اتکا به IP، در جهانی که آدرس‌ها به‌سادگی دور زده می‌شوند، دیگر معیار اعتماد نیست.

  • دوم، اقتصاد داده: داده‌ی خام SERP، لاگ‌های فنی و نقشه‌ی پیوندها تبدیل به دارایی‌هایی حساس و گران شده‌اند. پلتفرم‌ها به‌طور طبیعی نسبت به هر جریان برداشت بی‌ضابطه سخت‌گیرتر می‌شوند.

  • سوم، بلوغ اکوسیستم ابزارها: ابزارهای شناخته‌شده‌ی سئو و مانیتورینگ وب امروز به ده‌ها هزار مشتری سرویس می‌دهند و نمی‌توانند با مدل‌های «بهترین تلاش» به نیازهای سازمان‌های بزرگ پاسخ دهند؛ شفافیت نرخ‌برداری، ظرفیت پیش‌بینی‌پذیر و قراردادهای سطح خدمت، بدون احراز هویت ماشینی قابل اتکا شدنی نیست.

در چنین زمینه‌ای، «احراز هویت ربات» از یک ایده‌ی دانشگاهی به شرایط ورود تبدیل می‌شود. اگر قرار است رباتی به‌طور مداوم، با نرخ مشخص و اثر قابل‌پیش‌بینی به منابع شما دسترسی داشته باشد، باید قابل شناسایی، قابل پیگرد و در نهایت، قابل پاسخگو باشد. اینجا امضای دیجیتال وارد می‌شود.

امضای دیجیتال برای ربات‌ها یعنی چه؟

امضای دیجیتال در این بحث، بیشتر یک چتر مفهومی است تا یک پروتکل واحد. منظور سیستمی است که به هر کلاینت ماشینی هویتی رمزنگاری‌شده می‌دهد تا سرورها بتوانند ورودی‌های معتبر را از جعلی‌ها جدا کنند. سازوکارهای فنی می‌تواند ترکیبی از کلیدهای عمومی–خصوصی، گواهی‌های کوتاه‌عمر، توکن‌های محدود به دامنه و زمان و حتی امضاهای وصل‌شده به دی‌ان‌ای رفتاری یک کلاینت باشد.

تصور کنید ابزار خزنده‌ی شما هنگام درخواست، هدر یا فیلدی را ارسال می‌کند که حاوی امضایی است از یک بارِ پیام، وابسته به زمان و دامنه‌ی مقصد. سرور مقصد می‌تواند این امضا را با کلید عمومی صادرکننده راستی‌آزمایی کند، زمان را چک کند، دامنه را تطبیق دهد و مطمئن شود با یک کلاینت ثبت‌شده سروکار دارد، نه با اسکریپتی که امشب روی یک پروکسی ناشناس بالا آمده است. اتکا به محدوده‌ی IP، در این الگو، صرفاً یک سیگنال تکمیلی است نه ستون اعتماد.

این مدل، دو مزیت عملی ایجاد می‌کند:

  • اول) مسیرهای «سفید» برای ترافیک شناخته‌شده شکل می‌گیرد: محدودیت‌ها هوشمند می‌شود و نرخ‌برداری قابل‌پیش‌بینی.

  • دوم) مسیرهای «خاکستری» برای ترافیک بی‌هویت به‌صورت پیش‌فرض تنگ می‌شود: سقف نتایج، پنجره‌های زمانی کوتاه‌تر، آزمون‌های چالشی و نرخ‌های محدودکننده‌ی تهاجمی‌تر.

امضای دیجیتال برای ربات‌ها یعنی چه؟
امضای دیجیتال برای ربات‌ها یعنی چه؟

تأیید چندمرحله‌ای؛ امضا به‌تنهایی کافی نیست

امضا قابل سرقت است؛ هیچ سیستم انسانی یا ماشینی مصون نیست. به همین دلیل، الگوی غالب به سمت احراز هویت چندعاملی برای ترافیک ماشینی می‌رود.

یک مثال ساده: امضا + الگوی رفتاری. امضای معتبر می‌گوید «چه کسی هستی»، الگوی رفتاری می‌گوید «چطور رفتار می‌کنی». اگر کلاینتی با امضای معتبر بیاید اما توزیع درخواست‌هایش، تنوع مسیرها، عمق خزیدن در بازه‌ی زمانی کوتاه یا واکنش به پاسخ‌های خطا با الگوی از پیش ثبت‌شده‌ی آن ابزار هم‌خوان نباشد، سیستم می‌تواند سطح دسترسی را فوری کاهش دهد.

عامل سوم معمولاً سیاست‌های نرخ‌برداری است. حتی برای کلاینت‌های سفید، کوتاها دقیق تعریف می‌شوند: X درخواست در دقیقه برای صفحات HTML ،Y درخواست در ساعت برای رکوردهای API و Z سقف‌های روزانه یا ماهانه. مجموعه‌ی این سه عامل، امن‌تر از هر کدام به‌تنهایی است. بازیگران مشروع منتفع می‌شوند چون رفتارشان قابل پیش‌بینی و تابع قرارداد است؛ برای بازیگران متخلف هزینه زیاد می‌شود؛ چون نیاز به جعل در چند لایه پیدا می‌کنند.

محدودسازی پیش‌فرض برای ترافیک بی‌هویت

یکی از ملموس‌ترین اثرها برای کاربران ابزار، ظهور محدودیت‌های پیش‌فرض است. اگر کلاینتی بدون احراز هویت روشن اقدام به خزیدن کند، احتمالاً فقط بخشی از نتایج را خواهد دید، تا عمق مشخصی اجازه‌ی پیمایش می‌گیرد، یا با پنجره‌های بازگشت طولانی‌تر روبه‌رو می‌شود. این رفتار را در سال‌های گذشته در برخی APIها دیده‌ایم: پاسخ‌های خلاصه، سقف رکورد و سیاست‌های «نمونه‌گیری» به‌جای بازگرداندن تمام مجموعه. تفاوت این‌بار در فراگیری و پیوند با هویت است؛ قرار نیست صرفاً یک API عمومی محدود شود، بلکه کلیت دسترسی ماشینی به وب، به‌تدریج به دو خط تبدیل می‌شود: خط امضاشده و خط ناشناس.

برای ابزارهای معروف سئو که سال‌هاست با رعایت ضوابط کار می‌کنند، این تغییر به معنای مذاکره‌های شفاف‌تر است؛ ارائه‌ی مسیرهای ثبت هویت برای کاربران سازمانی، تعریف کوتاهای قابل خرید و ارائه‌ی داشبوردهای مصرف. برای اسکریپرهای سفارشی بی‌نام، معنایش ساده است؛ هزینه‌ی ادامه‌ی کار به‌شدت بالا می‌رود.

مهندسی معکوس الگوهای اسکرپ و دفاع پویا

محدودسازی ایستا کافی نیست. همانطور که هکرها با دیوار آتش ایستا راحت کنار می‌آیند، اسکرپرها هم با یک‌سری محدودیت ساده سازگار می‌شوند. به همین دلیل، تیم‌های ضدهرزه‌برداری به سمت دفاع پویا حرکت کرده‌اند: یادگیری رفتار کلاینت‌ها در طول زمان، برچسب‌گذاری الگوهای حمله و اسکرپ و اعمال سیاست‌های متغیر در لحظه.

نتیجه؟ پایداری داده‌های خام برای ابزارهایی که روی برداشت‌های گسترده حساب می‌کنند، دوره‌هایی از نوسان را تجربه می‌کند. یک روز مسیر A بازتر است، فردا مسیر B تنگ‌تر؛ همه چیز وابسته به یادگیری سامانه و واکنش طرف مقابل است. برای کاربران نهایی، این نوسان می‌تواند به معنای شکاف‌های مقطعی در پوشش داده باشد؛ چیزی که باید از الان برایش برنامه‌ی جبرانی داشت.

پیامدها برای سئو و تیم‌های دیتا

نخستین پیامد، اقتصادی است. پیاده‌سازی امضا، گرداندن کلیدها، مدیریت توکن‌ها و تطبیق با کوتاها برای ارائه‌دهندگان ابزار هزینه دارد. این هزینه یا به‌صورت مستقیم در قیمت‌گذاری پلن‌ها می‌نشیند یا به‌صورت غیرمستقیم در محدودیت‌های جدید. سازمان‌ها باید انتظار داشته باشند پلن‌های حرفه‌ای، شفاف‌تر اما دقیق‌تر قیمت‌گذاری شوند.

پیامد دوم، کاهش «بی‌نامی» است. بسیاری از تیم‌ها سال‌ها از ابزارهای خودمیزبان یا اسکریپرهای داخلی استفاده کرده‌اند بی‌آنکه در برابر دیگران معرفی شوند. با امضای دیجیتال، بخشی از این ناهمنامی از بین می‌رود. البته امضا لزوماً هویت حقوقی را افشا نمی‌کند، اما مسیری برای نسبت‌دادن رفتار به یک کلاینت پایدار فراهم می‌نماید. این تغییر فرهنگی است: از «هر کاری می‌شود بکنیم» به «هر کاری که قابل دفاع و قابل تکرار باشد».

پیامد سوم، ریسک شکاف داده‌ای در کوتاه‌مدت است. در دوره‌ی گذار، ناسازگاری‌هایی میان ابزارها رخ می‌دهد: یک ابزار به‌دلیل امتیاز هویتی قوی‌تر، پوشش بیشتری گزارش می‌کند؛ ابزار دیگر به‌دلیل عبور از آستانه‌ی کوتا، بخشی از داده را با تأخیر جمع‌آوری می‌کند. تیم‌های سئو باید در تفسیر داده حساس‌تر شوند و به‌جای تکیه بر یک منبع، از هم‌نشینی منابع بهره بگیرند: سرچ‌کانسول و لاگ‌های سرور، پیمایش‌های میدانی رفتار کاربر و منابع ثالث مجاز.

معماری فنی یک ربات «قابل‌احراز»

اگر از نگاه مهندسی به موضوع بنگریم، رباتی که قرار است در جهان امضامحور زنده و چابک باشد، به چند مؤلفه‌ی صریح نیاز دارد:

  • اول) مولد هویت: این مولد مسئول مدیریت کلیدهای خصوصی–عمومی، درخواست و نوسازی گواهی‌ها، نگهداری امن رازها و امضای پیام‌هاست. در دنیای واقعی، این مؤلفه را بهتر است از بدنه‌ی خزنده جدا کرد و در یک سرویس کوچک، به‌صورت قابل ممیزی نگه داشت.

  • دوم) آگاه‌ساز نرخ‌برداری: خزنده بدون آگاهی از سقف‌ها و پنجره‌های زمانی، ناگهان خودش را پشت دیوار می‌بیند. یک ماژول سیاست‌خوان باید بتواند برای هر دامنه و مسیر، سیاست‌های نرخ‌برداری را دریافت یا حدس بزند، مصرف جاری را مانیتور کند و برنامه‌ی بعدی را بچیند.

  • سوم) مغز تطبیق: دفاع پویاست؛ حمله نیز باید بتواند در چهارچوب مجاز، تطبیق دهد. وقتی پاسخ‌ها کند شد یا الگوهای خطا تغییر کرد، خزنده باید از مسیرهای جایگزین، نمونه‌گیری، یا کاهش عمق کمک بگیرد تا هم کار جاری را ناقص نگذارد و هم اعتماد میزبان را نسوزاند.

  • چهارم) مشاهده‌پذیری: بدون ثبت دقیق چه‌ کسی، کِی، کجا و با چه پارامترهایی خزیده، امکان دیباگ و مذاکره با میزبان‌ها وجود ندارد. لاگ‌های ساختاریافته، تله‌متری سازگار و داشبوردهای مصرف، از لوکس‌های مهندسی نیست؛ شرط بقاست.

سناریوهای رایج گذار برای سازمان‌ها

سناریوی اول) سازمان محتوامحور با ابزارهای آماده

این سازمان سال‌هاست از خزنده‌های دسکتاپی یا سرویس‌های ابری شناخته‌شده برای سایت‌ Audit، بررسی لینک‌ها و پایش رتبه استفاده می‌کند. برای این گروه، گذار نسبتاً نرم است: ارتقای پلن‌ها، فعال‌سازی مسیرهای هویتی و تنظیم چرخه‌های برداشت با کوتاهای جدید. چالش اصلی، مدیریت هزینه و ایجاد انطباق با جریان‌های داخلی گزارش‌دهی است.

سناریوی دوم) سازمان داده‌محور با اسکریپرهای سفارشی

این گروه معمولاً چندین ربات خودمیزبان دارد که به‌صورت موازی کار می‌کنند، از پروکسی‌های چرخشی استفاده می‌نمایند و خروجی‌ها را به انباره‌ی مرکزی می‌ریزند. گذار در اینجا جدی‌تر است: باید مؤلفه‌ی هویت را به معماری افزود، سیاست‌های برداشت را رسمی کرد و برای مسیرهای امضاشده با میزبان‌های اصلی مذاکره نمود. احتمالاً بخشی از «حجم ارزان» کنار گذاشته می‌شود تا «حجم پایدار امضاشده» جای آن را بگیرد.

سناریوی سوم) سازمان فناوری با ترکیب ابزار و ربات

این گروه هم از APIهای رسمی پلتفرم‌ها استفاده می‌کند و هم برای مصارف خاص خود، ربات‌های سبک دارد. مزیت این سناریو، انعطاف است. با این‌حال، نیاز به یک «لایه‌ی حکمرانی» دارد تا مصرف کل، اثر روی سایت‌های مقصد و ریسک‌های حقوقی/شهرتی را کنترل کند. این همان جایی است که سیاست‌های داخلی داده و ریسک باید از روی کاغذ به رویه‌های فنی تبدیل شوند.

خطای رایج: تقلیل مسأله به «دورزدن محدودیت‌ها»

وسوسه‌ی مهندسی همیشه این است که هر محدودیتی، دورزدنی دارد. قطعاً دارد؛ اما با دو هزینه. نخست، هزینه‌ی مهندسی و نگهداشت است. هرچه دفاع میزبان پویا‌تر شود، اسکریپت‌های دفاع‌گریز شکننده‌تر می‌شوند.

دوم، هزینه‌ی شهرت و ریسک حقوقی می‌باشد. برندها و سازمان‌های جدی نمی‌توانند برای کسب چند درصد داده‌ی بیشتر، وارد منازعات پرهزینه شوند. ارزش بلندمدت در «دسترسی پایدار» است نه «دسترسی موقت کامل».

این تغییر زاویه‌ی دید، در دل خود یک مزیت رقابتی است: تیمی که زودتر انطباق پیدا کند، زودتر به داده‌ی قابل اتکا و قابل دفاع می‌رسد.

گزارش‌پذیری و شفافیت؛ سرمایه‌ی تازه‌ی ابزارها

در جهان امضامحور، مهمترین ویژگی یک ابزار صرفاً «حجم داده» نیست؛ «شفافیت مصرف» و «قابلیت حسابرسی» است. اگر ابزاری بتواند به شما نشان دهد که هویت رباتش چگونه ثبت شده، نرخ‌برداری چگونه رعایت می‌شود، چه خط‌مشی‌هایی برای سایت‌های حساس اجرا می‌کند و در صورت برخورد با محدودیت‌ها چه برنامه‌ی بازیابی دارد، آن ابزار ارزشمند است حتی اگر پوشش اولیه‌اش کمتر به‌نظر برسد. در مقابل، ابزاری که همچنان روی شعارهای «پوشش کامل، هر زمان، هر جا» می‌ایستد اما درباره‌ی روش برداشت و رعایت خط‌مشی‌ها سکوت می‌کند، ریسکی است که دیر یا زود خود را نشان می‌دهد.

اثر این تغییر بر تفسیر داده‌های سئو

اگر امروز داشبوردهای شما به یک منبع واحد تکیه دارد، باید آماده‌ی بازطراحی شوید. تفسیر نوسان‌های کوتاه‌مدت رتبه و پوشش، آن‌ هم در دوره‌ی گذار، نیازمند تقویت مثلث داده است: داده‌ی مالکیتی مثل سرچ‌کانسول و لاگ‌های وب‌سرور، داده‌ی رفتاری از پیمایش‌های کاربر و رویدادهای تحلیلی و داده‌ی ثالث مجاز از ابزارهای امضاشده.

این هم‌نشینی به شما اجازه می‌دهد تشخیص دهید کاهش پوشش یک ابزار، واقعیت بازار است یا قید فنی گذرا. تصمیم‌های محتوایی و فنی نیز به‌جای تکیه بر یک نمودار، بر همگرایی چند سیگنال بنا می‌شود.

نقشه‌ی اجرایی ۳۰–۶۰–۹۰ روزه

در ۳۰ روز نخست، موجودی بگیرید. فهرست کامل ابزارها و ربات‌ها را بنویسید، مسیرهای برداشت را مستندسازی کنید، کوتاهای فعلی را از سرویس‌دهنده‌ها بپرسید و یک سیستم اکسپورت منظم برای دارایی‌های داده‌ای فعال کنید: کیوردها، لاگ‌های خزیدن، گزارش‌های تاریخچه و اسنپ‌شات‌های SERP. همزمان، تیم فنی یک ماژول ساده‌ی مدیریت کلید بسازد و برای آزمایش، امضای سبک را روی یکی از ربات‌ها پیاده نماید. هدف در این مرحله، مشاهده‌پذیری و آشنایی عملی است.

در افق ۶۰ روزه، معماری را ماژولار کنید. خزنده را به لایه‌های مستقل تقسیم کنید: هویت، نرخ‌برداری، مغز تطبیق و مشاهده‌پذیری. برای دو یا سه دامنه‌ی مهم، مسیرهای امضاشده بگیرید یا اگر امکانش نیست، سیاست‌های داخلی محافظه‌کارانه‌تری بچینید تا اثرات ناخواسته‌ی دفاع پویا را کم کنید. داشبورد مصرف داخلی را بالا بیاورید تا هرکس بداند کجا و چگونه در حال خرج کردن سهمیه‌ها هستید.

در ۹۰ روز، حکمرانی را رسمی کنید. یک سند کوتاه اما اجرایی برای «مصرف مسئولانه‌ی داده» تدوین کنید: چه‌چیزهایی می‌خزیم، با چه سقفی، برای کدام سایت‌ها محافظه‌کارانه‌تر عمل می‌کنیم، وقتی با دیوار می‌خوریم چه سلسله‌مراتبی را طی می‌کنیم و در مواجهه با نوسان داده چگونه گزارش‌دهی را تنظیم می‌کنیم. همزمان، به سراغ تنوع منبع بروید: اگر تاکنون تنها به یک ابزار برای مانیتورینگ لینک یا رتبه تکیه می‌کردید، حالا یک منبع مکمل اضافه کنید تا ریسک تک‌نقطه‌ای کاهش یابد.

نگاه راهبردی؛ از جنگ ابزار به قراردادهای قابل دفاع

این گذار را می‌توان به‌عنوان «سخت‌گیری علیه سئو» فهمید و دلخور شد. اما از زاویه‌ی دیگر، این گذار فرصتی است برای حرفه‌ای‌تر شدن رابطه‌ی میان تولیدکنندگان محتوا، میزبان‌های وب و ابزارهای واسط. وقتی هویت ربات‌ها روشن باشد، نرخ‌برداری‌ها شفاف و قابل حسابرسی باشد و دفاع‌ها پویا اما قابل گفتگو، همه‌ی بازیگران سود می‌برند: میزبان‌ها کمتر آسیب می‌بینند، ابزارها داده‌ی پایدارتر می‌دهند و تیم‌های سئو تفسیرهای مطمئن‌تری ارائه می‌کنند.

موفقیت در این مرحله، با دو ویژگی تعریف می‌شود: پذیرش زودهنگام و اجرای تمیز. پذیرش زودهنگام یعنی اینکه از امروز، نه فردا، موجودی بگیرید، بکاپ ساختاریافته را جدی کنید و اولین ربات امضاشده‌ی خود را بسازید یا فعال کنید. اجرای تمیز یعنی معماری را ساده و ماژولار کنید، مشاهده‌پذیری را هسته قرار دهید و وقتی لازم است به‌جای «حجم بیشتر»، «حجم قابل دفاع‌تر» را انتخاب کنید.

احراز هویت ربات‌ها و مسیر تازه‌ی سئو

جهان جستجو به سمت دوخطی شدن دسترسی ماشینی پیش می‌رود: خط امضاشده و خط ناشناس. در خط نخست، ربات‌ها با هویت رمزنگاری‌شده، رفتار قابل پیش‌بینی و احترام به کوتاها حرکت می‌کنند و در عوض، دسترسی پایدار و ظرفیت مطمئن می‌گیرند. در خط دوم، ربات‌ها بی‌نام می‌مانند، اما با ظرفیت‌های محدود، نوسان شدید و ریسک بالای انسداد روبه‌رو هستند. انتخاب مسیر، انتخابی فنی و راهبردی است، نه صرفاً اخلاقی.

اگر تیم شما امروز سه کار انجام دهد، فردا آسوده‌تر است:

۱) بکاپ ساختاریافته از تمام دارایی‌های داده‌ای را به روتین ثابت تبدیل کنید.
۲) لایه‌ی هویت و نرخ‌برداری را به معماری کراول خود بیفزایید و اولین مسیر امضاشده را عملیاتی کنید.

۳) تنوع منبع و حکمرانی داده را از شعار به رویه تبدیل کنید

مسیر آسانی نیست، اما روشن است و در این روشنایی، سازمان‌هایی که زودتر و تمیزتر تطبیق پیدا کنند، تنها به «دسترسی پایدار» نمی‌رسند؛ به «مزیت رقابتی» می‌رسند.

تهیه شده توسط تیم تخصصی سئو سید احسان خسروی (مدیر، متخصص و مشاور استراتژیک سئو)

احراز هویتامضای دیجیتالگوگلسئوسید احسان خسروی
۱
۰
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید