ویرگول
ورودثبت نام
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
خواندن ۸ دقیقه·۸ ساعت پیش

رشد AI Search و آینده سئو: چرا هنوز سئو کلاسیک و گوگل موتور اصلی ترافیک هستند؟

رشد AI Search و آینده سئو: چرا هنوز سئو کلاسیک و گوگل موتور اصلی ترافیک هستند؟
رشد AI Search و آینده سئو: چرا هنوز سئو کلاسیک و گوگل موتور اصلی ترافیک هستند؟

در یکی دو سال اخیر، AI Search و ابزارهای مبتنی بر مدل‌های زبانی بزرگ به شکل جدی وارد ادبیات بازاریابی دیجیتال شده‌اند. طبیعی است که با پررنگ شدن تجربه‌های جستجو و پاسخ‌دهی مبتنی بر هوش مصنوعی، بسیاری از تیم‌ها احساس کنند قواعد بازی تغییر کرده و باید بخش عمده منابع را به مفاهیمی مثل GEO اختصاص دهند. با این حال، اگر موضوع را از زاویه مدیریت ترافیک، بازده سرمایه‌گذاری و اولویت‌بندی عملیاتی بررسی کنیم، تصویر واقع‌گرایانه‌تری به دست می‌آید.

داده‌های ترافیکی برای بسیاری از وب‌سایت‌ها نشان می‌دهد سهم ارجاعی پلتفرم‌های LLM در مجموع معمولاً فقط کسری از ترافیکی است که جستجوی ارگانیک گوگل ایجاد می‌کند و در بسیاری موارد، در بازه حدود ۲ تا ۳ درصد ترافیک ارگانیک گوگل گزارش می‌شود. این گزاره به معنای کم‌اهمیت بودن AI Search نیست، بلکه یک پیام مدیریتی دقیق دارد: تغییرات AI باید رصد و در استراتژی لحاظ شود، اما نباید باعث گردد تمرکز از اقدامات بنیادی و پربازده سئو برداشته شود. برای اکثر کسب‌وکارها آن چیزی که رشد پایدار می‌سازد، ترکیب درست سئو پایه، محتوا با توان رقابت و تجربه کاربری بهینه است.

AI Search چیست و چرا در کنار سئو گوگل باید جدی گرفته شود؟

AI Search را می‌توان به عنوان لایه‌ای جدید از تجربه جستجو تعریف کرد که تلاش می‌کند به جای فهرست کردن صرف لینک‌ها، پاسخ را با ترکیب و خلاصه‌سازی اطلاعات ارائه دهد یا مسیر تصمیم‌گیری کاربر را کوتاه‌تر کند. همین ویژگی باعث شده بخشی از توجه بازار از رتبه گرفتن در صفحه نتایج به سمت دیده شدن در پاسخ‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی برود. از نگاه یک متخصص سئو، این تغییر دو پیام دارد:

  • اول اینکه الگوی رفتار کاربر می‌تواند متفاوت شود؛

  • مورد دوم این است که اندازه‌گیری و اتریبیوشن می‌تواند پیچیده‌تر گردد.

با این حال، رشد یک کانال جدید الزاماً به معنی جابه‌جایی سریع کانال‌های اصلی نیست. بسیاری از سایت‌ها همچنان بخش عمده ورودی خود را از گوگل می‌گیرند و تصمیمات تجاری و بازاریابی آنها به حجم ترافیک ارگانیک وابسته می‌باشد. بنابراین رویکرد حرفه‌ای این است که AI Search را به عنوان فرصتی برای تکمیل سبد ورودی ببینیم؛ نه جایگزین فوری برای سئو کلاسیک.

سهم ترافیک AI Search در برابر ترافیک ارگانیک گوگل: چرا عدد مهم است؟

وقتی گفته می‌شود سهم ارجاعی پلتفرم‌های LLM اغلب در حد چند درصد ترافیک ارگانیک گوگل است، دقیقاً درباره وزن کانال صحبت می‌کنیم. وزن کانال یعنی در بهترین سناریو هم اگر عملکرد شما در آن کانال دو برابر شود، اثر نهایی روی رشد کل سایت چقدر خواهد بود. اگر کانالی کوچک باشد، حتی رشد سریع آن هم ممکن است در KPIهای کلان سازمان چندان محسوس نباشد. برعکس، اصلاحات درست روی کانالی که سهم اصلی را می‌سازد، می‌تواند رشد قابل مشاهده و پیوسته ایجاد کند.

از اینجا یک قاعده مدیریتی بیرون می‌آید: در برنامه‌ریزی، زمان و بودجه باید متناسب با اثر واقعی باشد. بخشی از منابع می‌تواند به پایش و یادگیری AI Search اختصاص یابد، اما ستون فقرات برنامه باید همچنان روی گوگل و سئو کلاسیک باقی بماند؛ چون همانجاست که اعداد بزرگ ساخته می‌شوند و ریسک از دست دادن فرصت هم بیشتر است.

سئو پایه و اصول کلاسیک سئو: چرا هنوز بیشترین بازده را می‌دهند؟

برای تعداد زیادی از سایت‌ها، بزرگ‌ترین رشدها نه از پروژه‌های پیچیده و پرهزینه، بلکه از رفع خطاهای ساده و روتین حاصل می‌شود. مسئله این است که عناصر پایه سئو هم مستقیم روی رتبه و کلیک اثر می‌گذارند و هم مسیر را برای رشد محتوا و لینک‌سازی هموار می‌کنند. وقتی این پایه‌ها درست نباشند، هرچقدر هم محتوا تولید کنید یا کمپین بسازید، بخش قابل توجهی از پتانسیل را از دست می‌دهید.

در سئو پایه، چند نقطه کلیدی معمولاً بیشترین اثر را دارند: تگ عنوان، هم‌راستایی قصد جستجو با محتوای صفحه، پوشش واریانت‌های کلیدواژه و ساختار منطقی محتوا. اگر عنوان صفحه دقیق نباشد یا واریانت‌ها به درستی پوشش داده نشوند، شما عملاً از همان نقطه اول سیگنال‌دهی را ضعیف می‌کنید. نتیجه هم مشخص است: رتبه‌هایی که می‌توانستند بهتر شوند، بهتر نمی‌گردند و ایمپرشن‌ها و کلیک‌ها پایین‌تر از ظرفیت واقعی باقی می‌مانند.

تگ عنوان و کلیدواژه: ساده‌ترین اهرم برای رشد رتبه، ایمپرشن و کلیک

در بسیاری از پروژه‌ها، فقط با یک اصلاح کوچک در تگ عنوان می‌توان مسیر رشد را فعال کرد. عنوان، هم برای موتور جستجو نقش سیگنال موضوعی دارد و هم برای کاربر نقش تصمیم‌ساز. وقتی عنوان صفحه اصلی یا صفحات لندینگ، کلیدواژه هدف را دقیق و طبیعی منعکس کند، گوگل راحت‌تر جایگاه صفحه را درک می‌نماید و کاربر هم دلیل بیشتری برای کلیک پیدا می‌کند. اینجا همان نقطه‌ای است که گاهی با کمترین هزینه، بیشترین بازده به دست می‌آید.

نکته مهم این است که هدف‌گذاری کلیدواژه باید واقعی و مبتنی بر ظرفیت صفحه باشد. اگر صفحه یک موضوع را پوشش نمی‌دهد، صرفاً با افزودن یک کلیدواژه به عنوان نمی‌توان انتظار نتیجه داشت. اما اگر صفحه واقعاً مرتبط باشد و فقط در بیان موضوع ضعف داشته باشد، تغییر عنوان می‌تواند سیگنال‌ها را هم‌راستا کند و نتیجه به شکل افزایش ایمپرشن و رشد کلیک دیده شود.

بهینه‌سازی آن‌پیج و ساختار محتوا: پایه‌ای برای رشد پایدار

بعد از عنوان، نوبت به آن‌پیج می‌رسد. آن‌پیج یعنی محتوای صفحه دقیقاً با همان چیزی که کاربر می‌خواهد همسو باشد و مسیر اسکن و فهم ساده‌ای ارائه دهد. ساختار مناسب، استفاده درست از زیرعنوان‌ها و توضیح مرحله‌ای باعث می‌شود کاربر زمان بیشتری در صفحه بماند و تعامل بهتری داشته باشد. این تعامل هم به تجربه کاربر کمک می‌کند و هم می‌تواند به پایدار شدن عملکرد صفحه منجر شود.

لینک‌سازی داخلی در سئو کلاسیک: چرا هنوز ابزار قدرتمند توزیع اعتبار است؟

لینک‌سازی داخلی یکی از کم‌هزینه‌ترین و در عین حال کم‌توجه‌ترین بخش‌های سئو است. شما با لینک‌سازی داخلی درست، به گوگل نشان می‌دهید کدام صفحات برای شما مهم‌تر هستند، ارتباط موضوعی بین صفحات چگونه است و کاربر باید از کجا به کجا هدایت شود. این کار هم به ایندکس بهتر کمک می‌کند و هم به توزیع اعتبار در سایت.

وقتی اصلاحات عنوان و آن‌پیج را انجام می‌دهید اما لینک‌سازی داخلی را رها می‌کنید، بخشی از پتانسیل رشد را قفل می‌نمایید. لینک‌سازی داخلی اگر منطقی و مبتنی بر مسیر کاربر باشد، صفحات را از حالت جزیره‌ای خارج می‌کند و باعث می‌شود یک بهبود کوچک در یک صفحه اثر زنجیره‌ای در کل خوشه موضوعی ایجاد نماید.

استراتژی محتوا در عصر اشباع: چگونه با اتوریتی و تازگی به رتبه و ایمپرشن برسیم؟

وب امروز از محتوای مشابه و بازنویسی‌شده اشباع شده است؛ به‌ خصوص در موضوعاتی که به راحتی با ابزارهای تحقیق کلیدواژه استخراج می‌شوند. اما این اشباع به معنی پایان فرصت نیست. فرصت زمانی شکل می‌گیرد که شما بتوانید ارزش افزوده واقعی بسازید و سایت هم از نظر اتوریتی و اعتبار موضوعی در جایگاهی باشد که شانس رقابت داشته باشد.

در موضوعات رقابتی، محتوای تازه و دقیق می‌تواند سریع‌تر از تصور بالا بیاید؛ به شرط اینکه روی همان سؤال‌ها و همان نیازهای واقعی کاربر تمرکز کند و نسبت به وضعیت موجود یک قدم جلوتر باشد. این جلوتر بودن همیشه به معنی طولانی‌تر نوشتن نیست. گاهی شفاف‌تر نوشتن، ساختار بهتر، پوشش کامل‌تر و تازه‌تر بودن مزیت می‌سازد. وقتی این مزیت ایجاد شود، تقاضای موجود به ایمپرشن تبدیل می‌شود و اگر پیام صفحه درست باشد، کلیک هم رشد می‌کند.

اتوریتی دامنه و حق رقابت: معیار تصمیم برای تولید محتوا

یک اشتباه رایج این است که بدون توجه به توان رقابت، سراغ سخت‌ترین کلیدواژه‌ها می‌رویم. نتیجه هم محتوایی است که منتشر می‌شود اما سهمی از بازار نمی‌گیرد. رویکرد حرفه‌ای این است که قبل از تولید، ظرفیت واقعی سایت ارزیابی شود. اگر سایت در یک حوزه اعتبار دارد، فرصت‌های رقابتی بیشتری هم خواهد داشت. اگر ندارد، باید یا با موضوعات کم‌رقابت‌تر شروع کند یا با ساخت خوشه‌های موضوعی و لینک‌سازی داخلی، قدم به قدم اعتبار بسازد.

تجربه کاربری و CRO: یک ضرورت مستقل از کانال ورودی

با شکل‌گیری تجربه‌هایی که بخشی از مسیر تصمیم یا خرید را داخل پلتفرم‌های AI انجام می‌دهند، ممکن است این برداشت ایجاد شود که بهینه‌سازی سایت اهمیتش را از دست داده است. اما در عمل، بسیاری از وب‌سایت‌ها فروشگاهی نیستند و حتی برای فروشگاه‌ها هم هنوز مسیرهای کلاسیک جذب و تبدیل فعال است. مهم‌تر از همه، تجربه کاربری و CRO یک ضرورت مستقل از منبع ترافیک می‌باشد.

کاربری که از گوگل، تبلیغات، ارجاع AI یا ورودی مستقیم می‌آید، در نهایت با یک صفحه و یک مسیر مواجه می‌شود. اگر صفحه کند باشد، پیام نامشخص باشد، CTA واضح نباشد یا اصطکاک در فرآیند تصمیم‌گیری زیاد باشد، خروجی ضعیف خواهد شد. برعکس، اگر سایت سریع باشد، مسیر تصمیم شفاف باشد و کاربر دقیقاً بداند قدم بعدی چیست، نرخ تبدیل بهتر می‌شود. بهبودهای کوچک در تعامل کاربر می‌تواند اثر عملی در عملکرد ایجاد کند.

تجربه کاربری و CRO: یک ضرورت مستقل از کانال ورودی
تجربه کاربری و CRO: یک ضرورت مستقل از کانال ورودی

نرخ کلیک و تست‌های مرتبط با CTR: پیوند بین سئو و رفتار کاربر

CTR یکی از شاخص‌هایی است که هم به سئو مربوط است و هم به رفتار کاربر. وقتی عنوان و توضیحات صفحه طوری تنظیم شوند که دقیق، روشن و متناسب با قصد جستجو باشند، نرخ کلیک بهتر می‌شود. بهبود CTR در کنار افزایش ایمپرشن به رشد کلیک واقعی منجر می‌شود. این کار معمولاً نیاز به پروژه‌های سنگین ندارد و چند تست منطقی روی پیام‌رسانی می‌تواند اثر عملی ایجاد کند.

نگاه حرفه‌ای به AI، بدون قربانی کردن سئو پایه، محتوا و CRO

تحول AI در جستجو جدی می‌باشد و باید به‌ صورت مداوم رصد شود، اما وزن واقعی ترافیک در بسیاری از وب‌سایت‌ها نشان می‌دهد که موتور اصلی رشد همچنان سئو کلاسیک و ورودی ارگانیک گوگل است. بنابراین تصمیم درست این نیست که به‌ محض رشد AI Search، برنامه اجرایی سئو را تغییر ماهیت دهیم؛ بلکه باید AI را به‌عنوان یک لایه جدید در کنار کانال‌های اصلی مدیریت کنیم، به‌ گونه‌ای که تمرکز از اقدامات پربازده و قابل اندازه‌گیری سئو برداشته نشود.

برای اکثر کسب‌وکارها مسیر موفقیت همچنان از تقویت بنیان‌ها می‌گذرد: اصلاح دقیق عناصر پایه مثل تگ عنوان و هم‌راستایی کلیدواژه، اجرای هدفمند استراتژی محتوا بر اساس توان رقابت و اتوریتی و سرمایه‌گذاری مداوم روی تجربه کاربری و CRO برای افزایش نرخ تبدیل. در چنین چارچوبی، حتی اگر رفتار کاربران با AI تغییر کند، سایت شما همچنان برای دریافت ایمپرشن، جذب کلیک و تبدیل ترافیک به نتیجه، آماده و رقابتی باقی می‌ماند.

تهیه شده توسط تیم تخصصی سئو سید احسان خسروی (مدیر، متخصص و مشاور استراتژیک سئو)

هوش مصنوعیگوگلسئوسید احسان خسروی
۱
۰
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
احسان خسروی / استراتژیست و مشاور سئو (Off-page)
🤝 @triboon_net SEO Solutions Partner 🛠مشاور و متخصص سئو خبرگزاری‌های موفق؛ اقتصادآفرین، افق‌اقتصادی و... 🏅طراح و مجری کمپین‌های آف‌پیج
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید