معمولا کتابهای تاریخی زیادی نمیخونم و نگاهم رو به جلوست. اما با انتشار دورغها یا مخفی کردن حقایق از دوره پهلوی اول و دوم و امید بستن برخی به ربع پهلوی سوم، موجب شد خودم و شما رو به خواندن این کتاب دعوت کنم.

کتاب مستند روایی چاپید شاه به دوران حکومت پهلوی اول و دوم می پردازد. در این کتاب ارزشمندکه با عکس های مستند و تصویرسازیی های جذاب همراه است ، تمام اتفاقات آن دوران روایت می شود .
یکی از ویژگی های مهم کتاب نثر روان، جذاب و شیرین است که مخاطب را به با خود همراه می کند .
یکی دیگر از نکات برجسته کتاب، اینفوگرافیهای انتهای فصل ها است که نکات مهم و کلیدی هر فصل را به صورت خلاصه توضیح می دهد.
رژیم پهلوی در ایران با روی کار آمدن رضاخان از سوی انگلیسیها تأسیس و استقرار یافت. ضاشاه، روحیه خشن و استبدادی داشت. او با اینکه در ابتدا سعی میکرد، این روحیه استبدادی را آشکار نسازد؛ اما پس از مدتی با تقویت بیش از اندازه ارتش، کنترل مجلس و از بین بردن نهادها و شخصیتهای مستقل، روحیه مستبدانه خویش را آشکار ساخت.
ارتش او، ابزار سرکوب مخالفان و بسط قدرت شاهی بود.
او با اعمال دیکتاتوری تقریباً هر کاری که میخواست انجام میداد. نمایندگان مجلس با دخالت و انتخاب او به مجلس راه مییافتند. هنگامی که شاه، طرح یا لایحهای را مد نظر داشت تصویب میشد و زمانی که مخالف بود آن طرح یا لایحه رد میشد.
اسناد تاریخی به جا مانده از دوران رضاخان نشان از عملکرد فاجعهآمیز او در تأمین ابتداییترین لوازم رفاهی دارد. به طوری که در این دوران زندگی اقشار کمدر آمد جامعه به شدت در حال فروپاشی بود. در طول دوران حکومت رضاخان، مسئله کمبود و گرانی نان یکی از مهمترین مشکلات مردم محسوب میشد. عدم پرداخت به موقع حقوق کارگران، کمبود درآمد، گرانی و… از دیگر مسائل و مشکلات مردم در این دوران بود.
در اثنای جنگ جهانی دوم حکومت رضاشاه با حملهی متفقین فروپاشید و پسرش محمدرضا به پادشاهی انتخاب شد. استقرار حکومت محمدرضا نیز همانند پدرش با کودتا صورت گرفت و سرتاسر دوران حکمرانی وی به همراهی با ایالات متحده، فشار به مردم و فساد اقتصادی، سیاسی و اداری گذشت تا اینکه در نهایت انقلاب اسلامی، نقطهی پایانی بر این روند گذاشت. شناخت ماهیت رژیم پهلوی نیازمند مطالعه نظاممند و شناخت شخصیت رضاخان و محمد رضای پهلوی است.
«نیروهای اشغالگر آذوقه مردم ایران را غارت كردند تا جایی كه در ایران قحطی بزرگی شد و جمعیت زیادی از مردم جان خود را از دست دادند. نیروهای قزاق در همه این مدت بهجای آنكه از مردم بیدفاع ایران حمایت كنند، آذوقه باقیمانده مردم را غارت میكردند. البته در جریان هستید كه نیش عقرب نه از ره كین است/ اقتضای طبیعتش این است! قزاق و قزاقخانه متعلق به نیروهای روسیه بود؛ قزاق به كسی میگفتند كه قلدر و خشن است و به هیچكس و هیچچیز اهمیت نمیدهد. نمیشد از قزاقجماعت انتظار رحم و مروت داشت. این صفات در رضا ماكسیم هم بود پس او در این اوضاعواحوال قمر در عقرب توانست در قزاقخانه بیشازپیش رشد كند.»
***
«قبل از شروع كودتا لازم بود چهره سران نهضت در افكار عمومی ایران مخدوش شود. گروه انگلیسی الحق و الانصاف در آبروریزی رقیب نداشت. آنها دستبهكار شدند. اسم عملیات روانی را «بدامن» گذاشتند. عملیات خود را با انتشار مقاله در مجلات و روزنامه علیه شوروی و سران نهضت ملی نفت شروع كردند. بعدازآن مأموریت خود را با انتشار كاریكاتورهای موهن از آیتالله كاشانی و دكتر مصدق، پخش شایعات متعدد، تلاش برای جدایی بین افراد جبهه ملی، حمله به مساجد و درگیری با روحانیون و... ادامه دادند. تفرقه انداختن و حكومت كردن ترفند همیشگی انگلیسیهاست! عملیات به خوبی پیش رفت. افراد مؤثر جبهه ملی همچون حسین مكی از آن جدا شدند. اختلاف بین دكتر مصدق و آیتالله كاشانی هم به اوج رسید. آیتالله كاشانی و دكتر مصدق در سیاست خارجی هم نظر بودند، اما در سیاست داخلی با هم اختلاف نظر داشتند.»
