دوست دارم صاف و صادقانه حرف بزنیم. خیلی از ما وقتی می شنویم "اینترنت بین الملل قطع می شود" یا "فلان اپ خارجی فیلتر شد"، اول یاد کارهای روزمره خودمان می افتیم.
چک کردن اینستاگرام در صبح، فرستادن عکس برای خانواده در تلگرام، دیدن ویدیوهای آموزشی در یوتیوب.
اما مساله فقط این چیزها نیست. مساله این است که هر کسی از یک تکه از این اینترنت برای خودش یک پل درست کرده بود. پلی به سوی درآمد، پلی به سوی مشتری جدید، پلی به سوی دیده شدن.
حالا اگر این پل ها را یکی یکی برداریم، هر کسی، یک چیزی را از دست می دهد. اما به این موضوع توجه کن: چیزی که برای یکی کاملا بی ارزش است، برای دیگری تمام سرمایه زندگی اش است. این را هم باید در نظر بگیریم. چون کل حرف، همين است.
برخی از چیزهایی که از دست میدهیم برای برخی کاملا ضد ارزش و بی اهمیت و برای برخی کاملا ارزشمند و مهم هستند
مثل اینستاگرام و تلگرام
این دو برای عده ای که از این دو برنامه، درآمدزایی نمیکنند و مشتری پیدا نمکنند کاملا ضد ارزش و بی اهمیت است
و برای کسانی که در این دو پلتفرم مشتری یابی و درامدزایی داشتند کاملا ارزشمند و مهم است
از طرفی من و خیلی های دیگر در بله، ایتا، روبیکا کانال و صفحه راه اندازی میکنیم تا با مشتری های قبلی خودمان در ارتباط باشیم. همچنین دوست داریم برای درآمد ادامه دار مشتریهای جدیدی پیدا کنیم.
زیرا بنا بر مشاهدات، راهی برای مشاهده کانال و صفحه توسط افراد، جز از طریق درخواست مستقیم یا پرداخت پول برای تبلیغات وجود ندارد.
در اینستاگرام افراد با ارائه بازخورد و میزان ماندگاری در صفحه و واکنشهای خودشان، به الگوریتم اینستاگرام میفهماندند که این پست ارزشمند است و در موضوع فلان به دیگر کاربران نیز این پست را نشان بده. اما در روبیکا و بله و ایتا چنین ساز و کاری یا همان الگوریتمی وجود ندارد.
خب حالا برسیم به اصل ماجرا. این که من می گویم در بله، روبیکا، ایتا: "الگوریتم وجود ندارد" یعنی چه؟ یعنی چه فرقی می کند که یک پست در اینستاگرام بگذارم یا در بله؟
فرقش خیلی ساده است. در اینستاگرام، وقتی من یک محتوای خوب می گذارم، مخاطب با لایک کردن، کامنت گذاشتن، سیو کردن و مهم تر از همه با "وقتی که پای آن پست می ایستد" به اینستاگرام علامت می دهد که "این محتوا خوب است، آن را به دیگران هم نشان بده."
بعد اینستاگرام آن پست را به چند نفر جدید نشان می دهد. اگر آن چند نفر جدید هم با آن تعامل کنند، پست به چند هزار نفر می رسد.
این یعنی عدالت در دیده شدن؛ یعنی اگر محتوایت خوب باشد، لازم نیست پول بدهی یا کسی را بشناسی. خود الگوریتم تو را پیدا می کند.
هیچ خبری نیست. سیستم به من نمی گوید "این پست را چند نفر دیدند" و "چه کسانی با آن تعامل کردند" و "آیا می توانم آن را به دیگران نشان بدهم یا نه."
در این فضاها، تنها راه دیده شدن این است که یا خودت لینک کانالت را بدهی به کسانی که می شناسی، یا پول بدهی که تبلیغات بکنی.
آن هم تبلیغات کلیکی بی خاصیت که معلوم نیست چه کسی آن را می بیند و اصلا آن شخص به کار تو می خورد یا نه.
حالا بگذارید یک مثال واقعی بزنم. فرض کنید شما یک آشپز ماهری هستید و آموزش آشپزی می دهید.
در اینستاگرام، شما یک ویدیوی 60 ثانیه ای از طرز تهیه یک غذای ساده می گذارید. مردم می بینند، خوششان می آید، سیو می کنند، برای دوستانشان می فرستند. اینستاگرام می فهمد که این محتوا برای موضوع "آشپزی آسان" خوب است. بعد آن را به کسانی که تا حالا آموزش آشپزی دیده اند نشان می دهد. شما بدون هیچ هزینه ای، مشتری جدید پیدا می کنید.
فقط همان 200 نفری که قبلا از اینستاگرام یا تلگرام آوردیدشان آنجا (یک فرض خیالی: چون قبلا که شما نگفته بودید بیاید کانال بله من). هیچ کس جدیدی آن را نمی بیند. مگر اینکه پول بدهید تا بله یا ایتا یک بنر در جایی نشان دهد. اما هزینه آن بنر برای یک آشپز ساده خیلی زیاد است. تازه اگر هم بدهید، نمی دانید آن بنر را چه کسی می بیند. شاید یک دانش آموز آن را ببیند که هیچ علاقه ای به آشپزی ندارد.
این یعنی چه؟ یعنی در فضای داخلی، کوچک ها و تازه واردها شانسی برای رشد ندارند.
فقط آنهایی می توانند بمانند که یا از قبل مشتری داشتند، یا پول زیادی دارند برای تبلیغات. بقیه کم کم خفه می شوند و کانال هایشان می میرد.
و اینجا می رسم به دردناک ترین بخش ماجرا. ما فرصت برابر برای شروع کردن را از دست می دهیم.
یک جوان 20 ساله در یک شهر کوچک، با یک ایده خوب و یک گوشی ساده، دیگر نمی تواند مثل چند سال پیش یک کسب و کار اینستاگرامی راه بیندازد و به درآمد برسد. حالا باید یا پول داشته باشد، یا رابطه داشته باشد، یا از قبل مخاطب داشته باشد. اگر هیچکدام را نداشته باشد، هیچ شانسی هم ندارد.
و کسی که این شانس را از او گرفته، نه یک رقیب اقتصادی، نه تحریم خارجی، نه چیز دیگر. این خود ما هستیم که با بستن دسترسی به الگوریتم های هوشمند جهانی، پل های رشد را یکی یکی خراب کرده ایم.
حالا بپرسید "پس راه حل چیست؟" راستش را بخواهید، من جواب قطعی ندارم. اما یک چیز را خوب می دانم: اگر قرار است بگوییم "اینترنت داخلی جایگزین اینترنت خارجی می شود" اول باید الگوریتمی بسازیم که به محتوای خوب جایزه بدهد، نه به پول و رابطه. تا آن روز نیامده، هر حرفی از "جایگزینی" فقط یک شوخی تلخ است.
خلاصه اینکه: چیزهایی که از دست می دهیم فقط چند اپلیکیشن نیست.
از دست می دهیم "عدالت در دیده شدن" را
از دست می دهیم "فرصت شروع مجدد" را
و از دست می دهیم "این امید" را که یک نفر با یک ایده خوب، بتواند بدون سرمایه و بدون پارتی، خودش را به دیگران ثابت کند.
اینها برای بعضی ها ضد ارزش است؛ قبول. اما برای آن یکی کهن سال، میانسال یا جوان که فردای ایران به او وابسته است، تمام ارزش زندگی اش است.
منو در بله دنبال کنید:
ble.ir/seyedahmaddev
یا اگه خواستی مستقیم پیام بدی و سوالی بپرسی:
ble.ir/seyedahmaddeveloper