
در طرح یک فیلم مستند (معمولا” در دو صفحه) تکلیف این امور باید روشن شود :
۱ – انگیزۀ فیلمساز برای تولید این فیلم چیست و چرا ساختن آن را مهم می داند؟
۲- نگاه فیلمساز به موضوع چیست و چه می خواهد بگوید و یا چه مکاشفه ای را می خواهد دنبال کند؟
۳ – ایدۀ خاص فیلم چیست؟
۴ – این نگاه یا ایدۀ فیلم چگونه به حرکت در می آید و در چه مسیری پیش می رود؟ (روایت و مسیر کلی و توجهات تصویری مشخص تر فیلمساز).
۵ – صحنه های کلیدی فیلم کدام اند و ما را از کجا به کجا می برند؟
۶ – مخاطب فیلم کیست ؟
۷ – چه نوع مستندی ساخته خواهد شد (مستند مستقیم، چالشگر، بازسازی، تجربی، ترکیبی، …)؟
۸ – راوی فیلم چه کسی است و چه رابطه ای با موضوع و شخصیت های فیلم دارد؟ (فیلم از منظر چه کسی است؟).
طرح را خیلی مختصر یا مفصل برگزار نکنیم.
طرحی که ما می نویسیم یک متن راهنما برای دل قرص داشتن در شروع فیلمبرداری است و ممکن است دربرابر موقعیت های واقعی و جذابیت های لحظات و حضورها تغییر زیادی بکند؛ اما باز هم تأکید می کنم که تغییری که به طرح برخورد کند و آن را عوض کند بسیار متفاوت است با اینکه ما طرح قابل اتکایی نداشته باشیم و ذهن مان به طور دائم اسیر زیر و بالاهای متعدد وضعیت های پیش روی مان قرار گیرد.
اغلب کارگردان ها در طراحی فیلم شان، تا نوشتن صحنه ها پیش می آیند، اما در برابر ردیف کردن دقیق صحنه ها مقاومت نشان می دهند و تا حدودی هم حق دارند. شاید آن ها می خواهند تا رسیدن به زمان تصویربرداری و حتی در جریان آن، ذهن شان میان این صحنه ها بازی کند و ردیف کردن صحنه ها را به وقت تدوین وا می گذارند.
گاهی با کلی گویی یا انشا نویسی فیلم سازان جوان رو به رو می شویم؛ اما گاه پیش می آید که فیلمساز هایی به آن طرف بام می افتند و طرح شان را مفصل و ردیف شده و صحنه به صحنه (همچون فیلمنامۀ یک فیلم داستانی) می نویسند و مصرّ هم هستند که آن را مو به مو بسازند. این دقت و تفصیل در فیلم های کاربردی و علمی و آموزشی حاصل خوبی در بر دارد، اما در مستندهای مستقیم، مشاهده گر و حتی چالشی، از تر و تازگی فیلم و انعطاف و آمادگی فیلمساز برای بده و بستان با موقعیت واقعی می کاهد. اشکال این نوع طرح ها این است که روابط و اتفاقات دورۀ تصویربرداری، جذابیت شان را برای فیلمساز از دست می دهند و یکی از خصوصیات برانگیزانندۀ کار در سینمای مستند که گفت و گوی دائم با واقعیت است، از کف می رود. این طرح ها مشکل دیگری هم پیش می آورند : در دورۀ تصویربرداری، خود موقعیت واقعی و شخصیت فیلم را هم می بندد و آن ها را تنها جوابگوی آن چیزی می کند که فیلمساز طلب می کند. پس بهتر است طرح فیلم در کامل ترین حالتش، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مسیر و شکل نهایی فیلم را روشن کند و ۲۰ تا ۳۰ درصد ذهن ما را درگیر دریافت و کشف داده های تازه و موقعیت های بکر کند.