یک حادثه، یک ارزش...


چند روز قبل از امروز 19/11/1398 مشکلی برام پیش اومد و مجبور شدم برم آزمایشگاه، بعد از انجام کارهای آزمایشگاه خواستم هزینه پرداخت کنم مشکل در ارتباط با بانک پیش آمد و پول از حساب من کم شد ولی در سیستم آزمایشگاه تایید پرداخت انجام نشد. مسئول آزمایشگاه گفت که باید پرینت حسابت را بگیری و بیاری قسمت مالی تا برات درست کنند. من این کار را کردم ولی یک ساعت معطل شدم تا مسئول مالی بیاد و سند درست کنه و تطابق بده و من دوباره پرداخت کنم و سند بخوره.

این جا داشتم فکر میکردم که یکی از ارزش هایی که خیلی خیلی ریشه ای است و اگر واقعا برای یک مجموعه ارزش باشه این اتفاق ها نمی افته زمان هست.

اگر زمان و تلف نشدن وقت هیچ کس ( نه کارفرما! بلکه تک تک انسان ها) برای یک مجموعه ارزشمند باشه خیلی خیلی از اینطور اتفاق ها به وجود نمیاد و خیلی اوقات ما انسان ها به دلیل بی اهمیت شمردن وقتمون از طرف دیگران عصبانی میشیم و احساس میکنیم کل شخصیتمون زیر سوال رفته




والعصر ... ان الانسان لفی خسر ...

قسم به زمان ... همه انسانها درحال از دست دادن سرمایه اشان هستند...



ما نباید در از دست دادن سرمایه اصلی انسان ها عامل باشیم بلکه باید مانع باشیم