ویرگول
ورودثبت نام
sfmqrb
sfmqrbسجاد ف. مغربی
sfmqrb
sfmqrb
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

خیال خال تو

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین

که استظهار هر اهل دلی بود

به گردابی چو می‌افتادم از غم

به تدبیرش امید ساحلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان

چه دامنگیر یا رب منزلی بود

هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن

ز من محروم‌تر کی سائلی بود

بر این جان پریشان رحمت آرید

که وقتی کاردانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد

حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است

که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

فالحافظ
۴
۰
sfmqrb
sfmqrb
سجاد ف. مغربی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید