ویرگول
ورودثبت نام
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتیدانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
خواندن ۳ دقیقه·۱ روز پیش

استعفای گابارد؛ نشانه‌ای از کم‌شدن ترمزهای جنگ

در واشنگتن، گاهی یک استعفا فقط جابه‌جایی یک مقام نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه کدام صداها کنار می‌روند و کدام روایت‌ها دست بالا را پیدا می‌کنند. استعفای تولسی گابارد از ریاست اطلاعات ملی آمریکا، در بستر تنش‌های اخیر، یک پیام سیاسی مهم دارد: حلقۀ تصمیم‌گیری ترامپ دربارۀ ایران فشرده‌تر، هم‌سوتر و کم‌تحمل‌تر نسبت به تردیدهای داخلی می‌شود.

اهمیت گابارد در این نبود که بازیگر تعیین‌کنندۀ سیاست ایران بود. اتفاقا گزارش‌ها نشان می‌دادند که او در ماه‌های اخیر تا حدی از بحث‌های اصلی امنیت ملی کنار گذاشته شده بود. اهمیت او بیشتر در جایگاه نمادین و روایتی‌اش بود. گابارد چهره‌ای کلاسیک از جریان جنگ‌طلب آمریکا نبود. سابقۀ ضد مداخله‌گرایانه داشت و حتی اگر در ماه‌های اخیر کوشید خود را با روایت ترامپ هماهنگ کند، حضورش در رأس جامعۀ اطلاعاتی امریکا همچنان مانعی نمادین برای ساختن یک اجماع کامل و بی‌اصطکاک جنگی بود.

این شکاف پیش از جنگ دوازده‌روزه هم خود را نشان داده بود. گابارد در شهادت مارس ۲۰۲۵ در کنگره گفته بود ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی آمریکا همچنان این است که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. همین موضع، بعدتر با واکنش منفی ترامپ روبه‌رو شد؛ او آشکارا گفت گابارد در این ارزیابی اشتباه کرده است.

بنابراین مسئلۀ اصلی در پروندۀ ایران فقط این نیست که آمریکا دوباره حمله می‌کند یا نه. مسئله مهم‌تر این است که واشنگتن چگونه حمله را توضیح می‌دهد، چگونه برای آن مشروعیت می‌سازد و چگونه میان تصمیم سیاسی و ارزیابی اطلاعاتی رابطه برقرار می‌کند. پرسش‌های اصلی همین‌جاست: آیا ایران واقعاً تهدید فوری بود؟ آیا جنگ اجتناب‌ناپذیر شده بود؟ آیا اطلاعات امنیتی مسیر تصمیم سیاسی را تعیین می‌کرد، یا پس از تصمیم سیاسی برای توجیه آن به کار گرفته می‌شد؟

پیش‌تر، استعفای جو کنت، رئیس مرکز ملی مقابله با تروریسم، این شکاف را علنی کرده بود. او گفته بود ایران تهدید فوری برای آمریکا نبود و جنگ تحت فشار اسرائیل و لابی آن آغاز شد. کاخ سفید این روایت را رد کرد، اما خودِ استعفا نشان داد که اختلاف بر سر جنگ با ایران فقط بیرون از دولت ترامپ نبود؛ بخشی از این شکاف در درون اردوگاه او و جریان «اول آمریکا» هم وجود داشت.

اکنون با خروج گابارد، که از متحدان سیاسی نزدیک به جو کنت محسوب می‌شد، یکی دیگر از چهره‌هایی که می‌توانست این شکاف را زنده نگه دارد، از ساختار تصمیم‌سازی کنار می‌رود. معنای این تحول روشن است: اگر دولت ترامپ دوباره به سمت گزینۀ نظامی حرکت کند، احتمالاً با مقاومت کمتری در درون دستگاه امنیتی روبه‌رو خواهد شد. اختلاف‌نظرها شاید باقی بمانند، اما امکان شنیده‌شدن و اثرگذاری آن‌ها کمتر می‌شود.

برای تهران، پیام این استعفا مهم است. در واشنگتن، صداهایی که می‌توانستند دربارۀ هزینۀ جنگ، مبنای اطلاعاتی حمله، یا نبود تهدید فوری پرسش ایجاد کنند، ضعیف‌تر می‌شوند. این به معنای قطعی بودن حمله نیست؛ اما نشانۀ کاهش ظرفیت بازدارندگی داخلی علیه جنگ است. در چنین فضایی، بحث دربارۀ «واقعیت تهدید» ممکن است کمتر شنیده شود و تأکید بر «ضرورت پاسخ قاطع» بیشتر شود.

از این جهت، استعفای گابارد را نباید یک خبر اداری ساده دانست. این استعفا بخشی از بازآرایی سیاسی و امنیتی واشنگتن در مرحله‌ای حساس از پروندۀ ایران است؛ مرحله‌ای که در آن شکست دیپلماسی می‌تواند سریع‌تر از قبل به زبان زور ترجمه شود.
گابارد ماشۀ جنگ نبود؛ اما خروج او می‌تواند نشانه‌ای از کم‌شدن ترمزها باشد.

🔻به کانال شمس الدین شریعتی در تلگرام بپیوندید.

https://t.me/Shamsoddin_Shariati

وبسایت شمس الدین شریعتی

www.shamspolitics.com

امنیت ملیجنگ ایرانامریکااسرائیلخاورمیانه
۵
۰
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید