ویرگول
ورودثبت نام
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتیدانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

ایران در آذر و خاکستر؛ روایتی از ایستادگی و سوگ

منتشر شده به مناسبت سوم خرداد ماه، سالروز آزاد سازی خرمشهر

سوم خرداد، نام لحظه‌ای است که خرمشهر، شهر زخم‌خورده و خون‌آموخته، از میان دود و آتش برخاست و به ایران بازگشت. کارون و اروند گواهی دادند که این خاک، هرچند زیر چکمۀ متجاوز بلرزد، از یاد نمی‌برد از آنِ کیست. از آن پس، خرمشهر نام شیوه‌ای از ایستادن شد؛ یادآور اینکه مرز را تنها با خاکریز نگاه نمی‌دارند، بلکه با ایمان، خاطره، خون و مردمانی پاس می‌دارند که ایران را در جان دارند. سوم خرداد پلی شد میان حماسۀ دیروز و آزمون امروز.

امروز، پس از دهه‌ها، همان معنا در صورتی تازه بازگشته است. این بار، آمریکا و اسرائیل، با ائتلافی از آتش و فناوری، با نیرویی تکیه‌زده بر محاسبه و جنگ‌افزار، پا به میدان نهاده‌اند؛ اما با تمدن هزاران‌سالۀ ایران روبه‌رو شده‌اند: با خاکی که نام رستم و سیاوش را در بادهایش دارد، شکوه پاسارگاد و تیسفون را در حافظه‌اش، قامت دماوند و زاگرس را بر شانه‌هایش، و خروش کارون و اروند را در رگ‌هایش

در این رویارویی، یک سو، ماشین جنگی معاصر ایستاده است؛ زبان سرد محاسبه و غرور قدرت‌های مسلح روزگار. سوی دیگر، مردمی ایستاده‌اند از تبار داریوش و کوروش، شاپور و نادر؛ فرزندان خاکی که هم جهانگشا پرورده است و هم دادگر، هم پهلوان و هم مرزبان. آنچه در برابر آتش ایستاد، روحی بود که از هزاره‌های ایران برآمده، از شاهنامه و خرمشهر گذشته، و امروز در جان نسل تازه شعله کشیده است. دشمن با ابزار امروز آمد، اما با روح کهن ایران روبه‌رو شد.

نسل امروز، فرزندانِ همان خانه‌هایی‌اند که در آن، مادران عشق به ایران را با شیر در جان کودکان ریخته‌اند و در کنار گهواره‌ها، از دلاوری رستم، از پاکی سیاوش، از سرنوشت اسفندیار و از گردآفرید، آن بانوی مرزبان و دلیر، قصه‌ها گفته‌اند. اینان فرزندان پدرانی‌اند که از دادخواهی کاوه، از روزهای آتش خرمشهر و از عزت ایستادن سخن گفته‌اند. چنین است که وطن، برای این نسل، درس کتاب نیست؛ نانی است بر سفره، نامی است در لالایی، و پیمانی است در خون.

ایران در تاریخ خود، پیروزی کم ندیده و زخم کم نخورده است. تندباد اسکندر بر شکوه هخامنشی وزید؛ پایان ساسانیان با طوفانی بزرگ همراه شد؛ مغولان شهرها را به خاک و خون کشیدند؛ دریاهای جنوب سایۀ بیگانگان را بر هرمز و خلیج فارس دیدند؛ و در روزگار نزدیک‌تر، اشغال ایران در جنگ جهانی و دست‌اندازی قدرت‌های استعماری، سایۀ تحمیل و تجزیه را بر سر کشور افکند. اما شگفتی ایران همین است: سوخته است، اما خاکستر نشده؛ شکسته است، اما از ریشه نیفتاده؛ چون سرو، زخم بر تنه دارد، اما قامت خم نمی‌کند.

آزمون امروز از همین‌رو معنایی دیگر دارد. در این هنگامۀ معاصر، ایران در برابر ماشین جنگیِ زمانه ایستاد و روایت تاریخ را این بار نه با اشغال، که با پیروزی نوشت. این پیروزی، ادامۀ همان رشتۀ درازی است که از کاوه و آریوبرزن، از شکوه شاپور در برابر روم، از بازپس‌گیری هرمز و خلیج فارس، و از سوم خرداد خرمشهر می‌گذرد؛ رشته‌ای که در آن ایران، هر بار راهی به سوی برخاستن گشوده است و نام خود را دوباره بر بلندای تاریخ نشانده است.

و این حماسه، حماسۀ مردم است؛ کردها در کوهستان‌های سربلند، لرها و عشایر در دامنه‌های زاگرس، مرزبانان خلیج فارس، و مردمی که در روزهای هراس چراغ حضور را در خیابان‌ها روشن نگاه داشتند. ایستادگی آنان، چشم بسیاری را به ایران دوخت و جهانیان را در برابر راز پایداری این خاک به شگفتی واداشت.

از این حماسه، مادران قصه‌ها در گوش کودکانشان نجوا خواهند کرد؛ پدران از شب‌هایی خواهند گفت که آسمان پر از هراس بود و دل مردم پر از ایمان؛ شاعران خواهند سرود، هنرمندان تصویرش خواهند کرد و مورخان جهان از راز پایداری مردمی خواهند نوشت که در برابر آتش، نخست دل خود را نگاه داشتند و سپس خاک خود را.

اما هیچ حماسه‌ای بی‌سوگ نیست. این پیروزی، تا همین‌جا نیز بهایی سنگین داشته است. عزیزانی از میان ما رفتند: شهروندان بی‌دفاع، کودکان بی‌گناه، خانواده‌های داغدار، فرماندهان و رزمندگان جان‌فدا. شهرهایی زخم برداشتند، خانه‌هایی لرزیدند، و مادرانی ماندند با نام‌هایی که زین پس باید در سکوت صدا بزنند. پس در برابر روان پاک شهیدان سر فرود می‌آوریم؛ و در برابر کودکان پرکشیده، مادران داغدار، پدران خاموش و آنان که جان خود را سپر این خاک کردند.

ما از این تنگنای تاریخی نیز عبور خواهیم کرد؛ خرابی‌ها را دوباره خواهیم ساخت، کاستی‌ها را جبران خواهیم کرد، زخم‌ها را به یاد خواهیم سپرد و از یاد، چراغ راه خواهیم افروخت. ایران، این سرو زخم‌خورده و ایستاده، بار دیگر از میان آذر و خاکستر، روی به سپیده خواهد کرد.

بر روان پاک رفتگان درود؛ بر فرماندهان شهید و رزمندگان جان‌فدا، یاد و نامی جاودان؛ بر مادران و پدران داغدار، شکیبایی؛ بر فرزندان ایران، بیداری و پیمان؛ و بر این خاک کهن، فردایی آبادتر و سربلندتر.

🔻به کانال شمس الدین شریعتی در تلگرام بپیوندید.

https://t.me/Shamsoddin_Shariati

وبسایت شمس الدین شریعتی

www.shamspolitics.com

خلیج فارسایران
۳
۰
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید