ویرگول
ورودثبت نام
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتیدانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

تنگۀ هرمز؛ ضرورت حیاتی ایران در معادلات پساجنگ

کنترل تنگۀ هرمز در شرایط کنونی دیگر صرفاً یک امتیاز ژئوپولیتیک برای ایران نیست، بلکه به یک ضرورت حیاتی در معادلات پساجنگ تبدیل شده است.

🔻تجربه‌های پیشین نشان داده است که صرف امضای توافق با ایالات متحده، به معنای رفع فوری و مؤثر تحریم‌ها نخواهد بود. ساختار تحریم‌ها علیه ایران، شبکه‌ای پیچیده از قوانین، مصوبات، دستورهای اجرایی و سازوکارهای چندلایۀ حقوقی و سیاسی است که تعلیق یا لغو آن‌ها فرایندی زمان‌بر، پرهزینه و در معرض کارشکنی بازیگران مختلف خواهد بود.

در چنین وضعیتی، تثبیت کنترل ایران بر تنگۀ هرمز می‌تواند به‌عنوان یک اهرم بازدارنده و تضمین‌ساز عمل کند. به این معنا که اگر آمریکا یا دیگر طرف‌های احتمالی توافق‌های آینده به تعهدات خود پایبند نمانند، ایران نیز ابزار لازم برای اعمال فشار متقابل و دشوار کردن شرایط عبور و مرور دریایی برای آن کشور یا کشورها را در اختیار داشته باشد. از این منظر، کنترل تنگۀ هرمز نه یک برگ برندۀ تشریفاتی، بلکه بخشی از سازوکار تضمین منافع ایران در هر توافق احتمالی آینده است.

🔻اهمیت این مسئله زمانی دوچندان می‌شود که به وضعیت داخلی ایران پس از جنگ توجه کنیم. ایران در این جنگ با خسارات سنگین مواجه شده و بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های کشور نیازمند بازسازی فوری است. چنین بازسازی‌ای مستلزم منابع مالی گسترده و جذب سرمایه‌گذاری در مقیاسی بزرگ است. هرچند رفع تحریم‌ها شرط مهمی برای ورود سرمایه خارجی محسوب می‌شود، اما در کوتاه‌مدت نمی‌توان با اطمینان بر آن تکیه کرد؛ زیرا هم روند رفع تحریم‌ها طولانی است و هم امکان اخلال سیاسی در میانۀ مسیر همواره وجود دارد.

در این چارچوب، تنگۀ هرمز می‌تواند برای ایران به یکی از معدود منابع درآمدی نقد، فوری و قابل اتکا تبدیل شود؛ منبعی که امکان تأمین بخشی از هزینه‌های بازسازی و جلوگیری از تعمیق بحران اقتصادی را فراهم می‌کند. در واقع، اگر ایران کنترل مؤثر خود بر این گذرگاه راهبردی را از دست بدهد، نه‌تنها چشم‌انداز روشنی برای رفع عملی تحریم‌ها و جذب سرمایه باقی نمی‌ماند، بلکه امکان تأمین منابع لازم برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده نیز به‌شدت محدود خواهد شد. پیامد چنین وضعیتی، ورود کشور به چرخه‌ای از تضعیف مستمر اقتصادی و راهبردی است.

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم حتی پیش از جنگ نیز اقتصاد ایران با مشکل منفی شدن خالص تشکیل سرمایه ثابت روبه‌رو بود؛ به این معنا که میزان استهلاک و فرسودگی زیرساخت‌ها و سرمایه‌های موجود، از حجم سرمایه‌گذاری جدید پیشی گرفته بود. بنابراین، در شرایطی که کشور پیشاپیش با فرسایش ظرفیت‌های تولیدی و عمرانی مواجه بوده، از دست دادن اهرم‌های حیاتی درآمدزا و راهبردی می‌تواند روند فرسایش زیرساختی را شتاب دهد.

🔻بر این اساس، کنترل تنگۀ هرمز را نباید صرفاً یک امتیاز لوکس ژئوپولیتیک یا ابزار چانه‌زنی در سطح بین‌المللی دانست. در وضعیت پساجنگ، این کنترل برای ایران به یکی از شروط حیاتی برای حفظ توان بازسازی، جلوگیری از فرسایش بیشتر اقتصاد و فراهم کردن امکان رشد و بقای کشور تبدیل می‌شود.

به کانال تلگرام شمس الدین شریعتی بپیوندید.

ایرانجنگامریکاتحریم
۱
۰
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید