ویرگول
ورودثبت نام
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتیدانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

دکترین امنیتی ایران پس از ۷ اکتبر: بازدارندگی، خویشتن‌داری و مدیریت بحران

ایران پس از ۷ اکتبر، کوشید با حفظ بازدارندگی منطقه‌ای، بحران را در سطحی قابل‌مدیریت نگه دارد و از تصاعد تنش با آمریکا و اسرائیل پرهیز کند. در مقابل، اسرائیل پس از شوک ۷ اکتبر به این جمع‌بندی رسید که تهدیدهای بالقوه را هم باید تهدید فوری دید و پیش از بالفعل شدن هدف قرار داد.

لذا مسئله پس از آن برخورد دو منطق امنیتی بود: مدیریت بحران از سوی تهران، و جنگ پیشگیرانه از سوی تل‌آویو.

نقطۀ آغاز این بحث، خود ۷ اکتبر است. تاکنون شواهدی مبنی بر اطلاع قبلی یا نقش ایران یا حزب‌الله در طراحی حمله دیده نمی‌شود. گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا، گزارش‌های رسانه‌هایی مانند CBS، ABC و گاردین، و حتی برخی اظهارات مقام‌های اسرائیلی بر این امر دلالت دارد.

گزارش‌های اخیر دربارۀ محرمانه‌بودن طراحی عملیات حماس و نامۀ منسوب به محمد سنوار به حزب‌الله نیز همین تصویر را تقویت می‌کند: ۷ اکتبر بیش از آنکه آغاز یک طرح هماهنگ منطقه‌ای از سوی تهران باشد، بحرانی بود که ایران و متحدانش را در برابر وضعیتی تازه قرار داد.

اگر هدف ایران گسترش جنگ بود، طبیعی‌ترین مسیر، ورود تمام‌عیار حزب‌الله به نبرد بود. اما چنین نشد. حزب‌الله وارد درگیری مرزی و فرسایشی شد، اما تا مدت‌ها در سطح محدود و کنترل‌شده باقی ماند و به جنگ تمام‌عیار تبدیل نشد.

رفتار ایران در ماجرای وعده صادق یک نیز باید در همین چارچوب فهم شود. این عملیات پس از حمله به ساختمان کنسولی ایران در دمشق انجام شد؛ حمله‌ای که برای تهران عبور از خط قرمز محسوب می‌شد. ایران پاسخ داد، اما پاسخ را در قالب احیای بازدارندگی و کنترل سطح تنش تنظیم کرد. پیام تهران این بود که حملۀ مستقیم به منافع و نیروهای ایرانی بی‌پاسخ نمی‌ماند، اما این پاسخ عدم تمایل ایران برای ورود به جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار را نشان می‌داد.

به بیان دقیق‌تر، سیاست ایران پاسخ محدود، حساب‌شده و بازدارنده بود.

ترور اسماعیل هنیه در تهران آزمون دشوارتری بود. این حادثه، از نظر حیثیتی و امنیتی، می‌توانست به پاسخ فوری ایران منجر شود. اما تهران پاسخ را به تأخیر انداخت. گزارش‌های مختلف نشان می‌دادند ایران خطر افتادن در دام جنگ منطقه‌ای و همچنین احتمال پیشرفت گفت‌وگوهای آتش‌بس غزه را در محاسبات خود لحاظ کرده بود.

این تأخیر یکی از نشانه‌های مهم منطق مهار بحران بود. در همین نقطه، سخنان پزشکیان در نیویورک اهمیت ویژه پیدا می‌کند.

در ۴ مهر ۱۴۰۳، پزشکیان در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل گفت ایران قصد جنگ با هیچ کشوری را ندارد و اگر غرب به تعهدات برجامی بازگردد، تهران آمادۀ گفت‌وگو درباره «موضوعات دیگر» نیز هست. در دیدار با روزنامه‌نگاران غربی نیز گفت ایران حاضر است سلاح‌های خود را زمین بگذارد، اگر اسرائیل هم چنین کند. این پیام‌ها در رسانه‌های مهم بین‌المللی، از جمله گاردین و بلومبرگ، به‌عنوان نشانه‌ای از آمادگی تهران برای کاهش تنش بازتاب یافت.

این بیانات تنها دو روز پیش از ترور حسن نصرالله مطرح شد. یعنی درست در لحظه‌ای که تهران در سطح رسمی پیام کنترل بحران، گفت‌وگو و پرهیز از جنگ می‌فرستاد، اسرائیل در مسیر ضربه‌ای رفت که کل معادلۀ بازدارندگی منطقه‌ای ایران را تغییر داد.

ترور حسن نصرالله ضربه‌ای مستقیم به معماری بازدارندگی منطقه‌ای تهران بود. از همین زاویه، باید وعده صادق دو را فهمید، عملیاتی که تلاش داشت در عین کنترل تنش و جلوگیری از گسترش جنگ، بازدارندگی ایران را بازیابی کند.

در کنار این نشانه‌های میدانی و دیپلماتیک، پروندۀ FATF نیز اهمیت زیادی دارد.

طرح دوبارۀ FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام، با موافقت رهبر جمهوری اسلامی، صرفا یک تصمیم مالی نبود. حساسیت اصلی پالرمو و CFT دقیقاً در این بود که مخالفان داخلی می‌گفتند پذیرش این لوایح می‌تواند مسیرهای حمایت مالی مرتبط با متحدان منطقه‌ای ایران را محدود کند.

بنابراین بازگشت جدی پروندۀ FATF به دستور کار و تصویب پالرمو در اردیبهشت ۱۴۰۴ و تصویب بعدی CFT در مهر همان سال در سطوح عالی نظام، نشانۀ مهمی بود. این روند نشان می‌داد ایران برای کاهش فشار بین‌المللی و بازکردن مسیرهای تنفس اقتصادی، آماده است حتی در یکی از حساس‌ترین حوزه‌های مرتبط با شبکۀ منطقه‌ای خود انعطاف نشان دهد.

این را باید کنار رفتار حقوقی ایران در سازمان ملل هم دید. اگرچه ایران در سطح سیاسی همچنان شناسایی اسرائیل و راه‌حل دو دولتی را نمی‌پذیرد؛ اما در رأی‌گیری‌های سازمان ملل با قطعنامه‌هایی همراه شده که از حل مسالمت‌آمیز مسئلۀ فلسطین در چارچوب راه حل دو دولتی سخن می‌گویند.

البته این به معنای تغییر بنیادین موضع سیاسی ایران نیست؛ اما نشان می‌دهد رفتار حقوقی تهران همیشه با تصویر حداکثری و متصلب از سیاست‌های منطقه‌ای آن منطبق نیست.

🔻به کانال شمس الدین شریعتی در تلگرام بپیوندید.

https://t.me/Shamsoddin_Shariati

وبسایت شمس الدین شریعتی

www.shamspolitics.com

ایرانسازمان ملل
۳
۰
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید