ویرگول
ورودثبت نام
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتیدانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
خواندن ۴ دقیقه·۳ روز پیش

وضعیت ناپایدار «نه جنگ، نه صلح»

تاریخ انتشار اولیه در کانال تلگرام: 4 اردیبهشت 1405

تمدید یک‌طرفۀ آتش‌بس در 4 اردیبهشت 1405 از سوی امریکا نشان می‌دهد واشنگتن، دست‌کم در مقطع فعلی، تمایلی به ورود دوباره به درگیری نظامی مستقیم با ایران ندارد. علت روشن است: تجربۀ عملیات نظامی اخیر برای امریکا و اسرائیل نه‌تنها آن‌ها را به اهداف اعلامی‌شان نزدیک نکرد، بلکه هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی سنگینی به همراه داشت. در کنار این خسارت‌ها، نشانه‌های از فشار بر ذخایر مهمات و توان عملیاتی امریکا و اسرائیل نیز آشکار شده است؛ مسئله‌ای که ادامۀ جنگ را برای آن‌ها پرهزینه‌تر می‌کند.

در چنین شرایطی، منطقه وارد وضعیت «نه جنگ، نه صلح» شده است؛ وضعیتی که در ظاهر از جنگ تمام‌عیار فاصله دارد، اما در عمل برای هیچ‌یک از سه بازیگر اصلی، یعنی ایران، امریکا و اسرائیل، مطلوب و پایدار نیست.

برای ایران، این وضعیت هزینه‌زا است. محاصرۀ دریایی امریکا علیه ایران، اگرچه در عمل محدود، ناقص و کم‌اثر به نظر می‌رسد، اما به هر حال ریسک تجارت دریایی ایران را افزایش داده و هزینه‌های مبادله را بالا برده است. از سوی دیگر، تنگۀ هرمز زمانی می‌تواند به سود ایران تبدیل شود که این مسیر باز باشد و کشتی‌ها با پرداخت عوارض از آن عبور کنند. در کنار این مسئله، تحریم‌های بین‌المللی همچنان برقرار است، آثار اقتصادی و زیرساختی جنگ به‌تدریج ظاهر می‌شود و وضعیت تعلیق میان جنگ و صلح، همراه با قطعی طولانی اینترنت، اقتصاد ایران را در وضعیت رکود، انتظار و بی‌ثباتی نگه داشته است.

اما این وضعیت برای امریکا نیز پرهزینه است. بسته ماندن تنگۀ هرمز هر روز فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد می‌کند. حتی اگر امروز تنگه باز شود، بازگشت بازار انرژی، زنجیرۀ حمل‌ونقل و قیمت کالاها به وضعیت عادی ماه‌ها زمان خواهد برد؛ و هرچه این بحران طولانی‌تر شود، فرایند بازیابی نیز به صورت تصاعدی دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود. افزایش قیمت سوخت و کالاهای مصرفی در امریکا و دیگر نقاط به‌تدریج فشار اجتماعی و سیاسی علیه کاخ سفید را افزایش می‌دهد.

در داخل امریکا نیز اگرچه دموکرات‌ها تقریباً یک‌پارچه مخالف ادامۀ جنگ هستند و جمهوری‌خواهان فعلاً پشت ترامپ ایستاده‌اند، اما این وضعیت شکننده است. تداوم بحران، افزایش هزینه‌های اقتصادی و فشار حقوقی و سیاسی داخلی می‌تواند شکاف‌های تازه‌ای در اردوگاه حامیان دولت ایجاد کند. از سوی دیگر، از نگاه واشنگتن و تل‌آویو، هر روز ادامۀ این وضعیت یعنی فرصت بیشتر برای ایران؛ ایرانی که اکنون بیش از هر زمان دیگری انگیزه و توجیه راهبردی و توان برای حرکت به سمت بازدارندگی هسته‌ای دارد.

بنابراین، تعلیق میان جنگ و صلح به زیان هر سه طرف است. ایران زیر فشار اقتصادی، امنیتی و روانی این وضعیت باقی می‌ماند؛ امریکا با فشار ناشی از بحران انرژی، آسیب به اقتصاد جهانی و پیامدهای سیاسی داخلی مواجه است؛ و اسرائیل نیز نگران آن است که هر روز تأخیر، به ایران فرصت بیشتری برای بازیابی توان عملیاتی، ترمیم بازدارندگی و حرکت به سمت ظرفیت‌های هسته‌ای بدهد.

اما نکتۀ مهم این است که هر یک از بازیگران، خروج از این وضعیت را به شکلی متفاوت دنبال می‌کنند. منافع امریکا و ایران در این است که این بن‌بست از مسیر یک توافق پایان یابد؛ توافقی که هم فشار اقتصادی و امنیتی بر ایران را کاهش دهد، هم امریکا را از بحران پرهزینۀ فرسایشی خارج کند و هم چارچوبی برای تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده در ایران فراهم آورد. اما اسرائیل چنین پایان‌بندی‌ای را برنمی‌تابد، به‌ویژه اگر توافق شامل رفع بخشی از تحریم‌های ایران باشد. از سوی دیگر، اسرائیل توان ادامۀ یک جنگ گسترده و فرسایشی علیه ایران را به‌تنهایی ندارد. به همین دلیل، مطلوب‌ترین سناریو برای تل‌آویو بازگرداندن امریکا به جنگی شدیدتر و تمام‌عیارتر است؛ زیرا پایان دیپلماتیک بحران را به زیان راهبردی خود می‌بیند.

مسئلۀ اصلی اکنون این است که کدام طرف توان بیشتری برای تحمل این وضعیت فرسایشی دارد و کدام‌یک زودتر به نقطۀ اضطرار می‌رسد. ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد با اقدامات محدود و کنترل‌شده در تنگۀ هرمز، فشار را حفظ و محاصرۀ دریایی را بی اثر کند، بی‌آنکه الزاماً از آستانۀ جنگ تمام‌عیار عبور کند. اما به نظر می‌رسد امریکا اضطرار بیشتری برای خروج از این وضعیت دارد. فشار اقتصادی، نگرانی از طولانی شدن بحران، آسیب‌پذیری سیاسی داخلی و مسئلۀ برنامۀ هسته‌ای ایران، همگی زمان را علیه واشنگتن تبدیل می‌کنند.

از این رو، وضعیت کنونی نمی‌تواند برای مدت طولانی ادامه یابد. امریکا ناگزیر خواهد شد برای خروج از این بن‌بست دست به اقدام بزند. پرسش اصلی این است: آیا این اقدام بازگشت به میز مذاکره خواهد بود، یا حرکت به سمت تشدید تنش؟


🔻به کانال شمس الدین شریعتی در تلگرام بپیوندید.

https://t.me/Shamsoddin_Shariati

اقتصاد جهانیجنگخاورمیانهایرانامریکا
۱
۰
شمس الدین شریعتی
شمس الدین شریعتی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه ملی ایرلند مینوت. کارشناسی ارشد جامعه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید