ویرگول
ورودثبت نام
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

تفاوت شعرو ترانه از نگاه شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک ودراماتیک

شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک

شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک ودراماتیک و خواننده و نوازنده گیتار متعادل و سنجیده خصوصی
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک ودراماتیک و خواننده و نوازنده گیتار متعادل و سنجیده خصوصی

شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک ودراماتیک و خواننده و نوازنده گیتار متعادل و سنجیده خصوصی
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک ودراماتیک و خواننده و نوازنده گیتار متعادل و سنجیده خصوصی

در سال‌های فعالیت ادبی‌ام، در ترانه هایم بارها با این پرسش روبه‌رو شده‌ام که «تفاوت شعر و ترانه دقیقاً در چیست؟» هرچند شعر و ترانه هر دو از دل احساس و زبان می‌جوشند، اما مسیر و کارکردشان متفاوت است. در ادامه، دیدگاه من درباره‌ی این تفاوت‌ها را به شکلی روشن و قابل‌فهم بیان می‌کنم.
۱. کارکرد: شعر برای خوانده شدن، ترانه برای شنیده شدن.
وعلت ساختن  سپردن و خواندن  به همین علت  میباشد   ولی خصوصی است
شعر نوشته می‌شود تا خوانده شود؛
تا واژه‌ها بی‌واسطه با ذهن و خیال مخاطب روبه‌رو شوند.
اما ترانه از همان لحظه‌ی تولد، برای موسیقی ساخته می‌شود. ترانه قرار است شنیده شود، با ریتم همراه شود و در نهایت از گلوگاهی صوتی بیرون بیاید. به عبارتی، شعر فرزند کاغذ است و ترانه فرزند صدا.
۲. زبان: پیچیدگی در شعر، سادگی در ترانه
در شعر، شاعر می‌تواند آزادانه از استعاره، تصویرسازی‌های پیچیده و لایه‌های معنایی استفاده کند. مخاطب انتظار دارد با کمی تأمل، عمق شعر را دریابد.
اما ترانه، زبان گفت‌وگوی روزمره است. باید ساده، روان و قابل‌فهم باشد؛ نه فقط برای خوانندهٔ موسیقی، بلکه برای مردم کوچه و خیابان. ترانه اگر بیش از حد پیچیده باشد، از گوش و احساس مخاطب فاصله می‌گیرد.
۳. وزن و موسیقی‌پذیری
شعر ممکن است وزن داشته باشد یا نداشته باشد؛
چه در غزل، چه در نیمایی، چه در شعر سپید، شاعر آزاد است.
ولی ترانه همیشه ریتم می‌خواهد؛
حتی وقتی به ظاهر آزاد نوشته می‌شود، باز هم ضرب، تکرار و قابلیت آهنگ‌سازی در آن جاری است. ترانه سرا باید کلمات را طوری بچیند که آهنگساز بتواند بی‌دردسر روی آن ملودی بسازد.
۴. ساختار: آزادی شعر در برابر چارچوب ترانه
شعر ساختارهایی مختلف دارد:
غزل، رباعی، سپید، نیمایی و…
اما این ساختارها وابسته به نیاز ادبی متن هستند.
در ترانه اما ساختار تابع موسیقی‌ست:
(بند)،  (ترجیع/)، بندی دارد
این‌ها اجزایی‌اند که ترانه را برای اجرا آماده می‌کنند. موسیقی به ترانه چارچوب می‌دهد.
۵. تجربهٔ مخاطب: درنگ در شعر، احساس لحظه‌ای در ترانه
شعر معمولاً آرام خوانده می‌شود؛
مخاطب مکث می‌کند، فکر می‌کند، دوباره می‌خواند.
اما ترانه یک تجربهٔ لحظه‌ای است. ریتم شنیده می‌شود، صدا احساس را منتقل می‌کند و کلمات باید در همان لحظه اثر بگذارند.
جمع‌بندی
از نگاه من،
ترانه شعرِ موسیقی‌پذیر است؛
شعری که تصمیم گرفته پا بر ریتم بگذارد و با ملودی دست بدهد.
اما شعر، جهان آزاد کلمات است؛
بدون اجبار، بدون ریتمِ ثابت و بدون نیاز به اجرا.
شهرام کاظمی مرادی
خالق هزار ترانه اجرا

ترانه
۱
۰
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شهرام کاظمی مرادی خالق هزار ترانه هرمنوتیک و دراماتیک
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید