
دعوت به حق و مبارزه با فساد
به دنبال آيات پيشين كه مسئله اخوت و اتحاد را توصيف مىكرد در اين آيه اشاره به مسئله امر به معروف و نهى از منكر شده كه در حقيقت يك پوشش اجتماعى براى محافظت جمعيت است، زيرا اگر مسئله امر به معروف و نهى از منكر در ميان نباشد عوامل مختلفى كه دشمن بقاى وحدت اجتماعى هستند، همچون موريانه از درون ريشههاى اجتماع را مىخورند، و آن را از هم متلاشى مىسازند، بنابراين حفظ وحدت اجتماعى بدون نظارت عمومى ممكن نيست!
در آيه فوق دستور داده شده كه همواره در ميان مسلمانان بايد امتى باشند كه اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى را انجام دهند، مردم را به نيكىها دعوت كنند، و از بديها باز دارند. (و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر).
و در پايان آيه تصريح مىكند كه فلاح و رستگارى تنها از اين راه ممكن است. (و اولئك هم المفلحون)
از آنجا كه بحث امر به معروف و نهی از منکر از مباحث مهم قرآن مجيد است، و در آيات فراوانى به آن اشاره شده، لازم است نكاتى را در اينجا يادآور شويم.
امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
معروف در لغت به معنى شناخته شده و منكر به معنى ناشناس است. به اين ترتيب كارهاى نيك، امورى شناخته شده، و كارهاى زشت و ناپسند، امورى ناشناس معرفى شدهاند. فطرت پاك انسانى با دسته اول آشنا و با دوم ناآشناست.
آيا امر به معروف يك وظيفه عقلى است يا تعبدى ؟
جمعى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه وجوب اين دو وظيفه تنها با دليل نقلى ثابت شده، و عقل فرمان نمىدهد كه انسان ديگرى را از كار بدى كه زيانش تنها متوجه خود او است باز دارد.
ولى با توجه به پيوندهاى اجتماعى و اينكه هيچ كار بدى در اجتماع انسانى در نقطه خاصى محدود نمىشود، بلكه هر چه باشد همانند آتشى ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند، عقلى بودن اين دو وظيفه مشخص مىشود.
اتفاقا در بعضى از احاديث به اين موضوع اشاره شده است. از پيغمبر اكرم (ص) چنين نقل شده كه فرمود: يك فرد گنهكار، در ميان مردم همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود، و به هنگامى كه در وسط دريا قرار گيرد تبرى برداشته و به سوراخ كردن موضعى كه در آن نشسته است بپردازد، و هر گاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد من در سهم خود تصرف مىكنم! اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولى نمىكشد كه آب دريا به داخل كشتى نفوذ كرده و يكباره همگى در دريا غرق مىشوند.
اهميت امر به معروف و نهى از منكر
علاوه بر آيات فراوان قرآن مجيد احاديث زيادى در منابع معتبر اسلامى نيز درباره اهميت اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى وارد شده است كه در آنها به خطرات و عواقب شومى كه بر اثر ترك اين دو وظيفه در جامعه بوجود مىآيد اشاره گرديده، به عنوان نمونه:
پيغمبر اكرم (ص) مىفرمايد: من امر بالمعروف و نهى عن المنكر فهو خليفة الله فى ارضه و خليفة رسول الله و خليفة كتابه؛ كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند، جانشين خداوند در زمين و جانشين پيامبر و كتاب اوست
از اين حديث بخوبى استفاده مىشود كه اين فريضه بزرگ قبل از هر چيز يك برنامه الهى است و بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى همه جزء اين برنامه است.
مردى خدمت پيامبر آمد -در حالى كه حضرت بر فراز منبر نشسته بود– پرسيد: من خير الناس؛ از همه مردم بهتر كيست؟ پيامبر فرمود: آمرهم بالمعروف و انهاهم عن المنكر و اتقاهم لله و ارضاهم؛ آن كس كه از همه بيشتر امر به معروف و نهى از منكر كند و آن كس كه از همه پرهيزگارتر باشد و در راه خشنودى خدا از همه بيشتر گام بردارد.
اين همه تاكيدات به خاطر آن است كه اين دو وظيفه بزرگ در حقيقت ضامن اجراى بقيه وظایف فردى و اجتماعى است، و در حكم روح و جان آنها محسوب مىشود، و با تعطيل آنها تمام احكام و اصول اخلاقى ارزش خود را از دست خواهد داد.
آيا امر به معروف موجب سلب آزادى است؟
در پاسخ اين سؤال بايد گفت با اينكه به طور مسلم زندگانى دسته جمعى براى افراد بشر فوائد و بركات فراوانى دارد و حتى اين نوع مزايا انسان را وادار به زندگانى اجتماعى كرده است، ولى در مقابل آن محدوديتهایى نيز براى او ببار مىآورد، و چون در برابر فواید بيشمار زندگى دسته جمعى ضرر اين نوع محدوديتها جزیى و ناچيز است لذا بشر از روز اول تن به زندگى اجتماعى داده و محدوديتها را پذيرفته است، و از آنجا كه در زندگى اجتماعى سرنوشت افراد بهم مربوط است، و به اصطلاح افراد اجتماع در سرنوشت يكديگر اثر دارند حق نظارت در اعمال ديگران حق طبيعى و خاصيت زندگى دستهجمعى است، چنانچه اين مطلب به طرز جالبى در حديثى كه سابقا از پيامبر اكرم (ص) نقل كرديم آمده است. بنابراين انجام اين فريضه نه تنها با آزاديهاى فردى مخالف نيست، بلكه وظيفه اى است كه افراد در مقابل يكديگر دارند.
آيا امر به معروف توليد هرج و مرج نمىكند؟
امر به معروف و نهى از منكر داراى دو مرحله است، مرحله نخست كه جنبه عمومى دارد، شعاع آن محدود است، و از تذكر و اندرز دادن و اعتراض و انتقاد نمودن و مانند آن تجاوز نمىكند، مسلما يك اجتماع زنده بايد تمام نفراتش در برابر مفاسد داراى چنين مسئوليتى باشند.
ولى مرحله دوم كه مخصوص جمعيت معينى است و از شئون حكومت اسلامى محسوب مىشود، قدرت بسيار وسيعى دارد، به اين معنى كه اگر نياز به شدت عمل و حتى قصاص و اجراى حدود باشد اين جمعيت اختيار دارند كه زير نظر حاكم شرع و متصديان حكومت اسلامى انجام وظيفه كنند.
بنابراين با توجه به مراحل مختلف امر به معروف و نهى از منكر، و حدود و مقررات هر يك، نه تنها هرج و مرجى در اجتماع توليد نمىشود، بلكه اجتماع از صورت يك جامعه مرده بيرون آمده و به يك جامعه زنده تبديل مىگردد.