اى انسان چه چيز تو را مغرور ساخته؟!
در آيات مورد بحث براى بيدار كردن انسان از خواب غفلت، و توجه او به مسئوليتهايش در برابر خداوند، نخست او را مخاطب ساخته و با يك استفهام توبيخى شديد و در عين حال توام با نوعى لطف و محبت مىفرمايد: اى انسان چه چيزى تو را از پروردگار كريمت غافل ساخته؟ و در برابر او جسور و مغرور نموده؟!
در اينجا "انسان" را به عنوان انسانيتش كه اتمام امتيازات او را بر ساير موجودات اين جهان ياد آور مىشود مخاطب ساخته، سپس او را در برابر خداوندى قرار مىدهد كه هم "رب" است و هم "كريم" به مقتضاى ربوبيتش پيوسته او را در كنف حمايت خود قرار داده، و تربيت و تكامل او را بر عهده گرفته، و به مقتضاى كرمش او را بر سر خوان نعمت خود نشانده، و از تمام مواهب مادى و معنوى برخوردار ساخته است، بى آنكه انتظارى از او داشته باشد و پاداش و عوضى بطلبد، حتى خطاهاى او را ناديده مىگيرد، و با كرمش او را مورد عفو قرار مىدهد.
آيا سزاوار است چنين موجود شريفى در برابر چنان پروردگار بزرگى جسور گردد؟ و يا لحظهاى از او غافل شود و در انجام فرمانش كه ضامن سعادت خود او است قصور ورزد؟
و لذا در حديثى از پيغمبر اكرم (ص) آمده است كه هنگام تلاوت اين آيه فرمود: "غره جهله": جهل و نادانيش او را مغرور و غافل ساخته است!
و از اينجا روشن مىشود هدف اين است كه با تكيه بر مساله ربوبيت و كرم خداوند غرور و غفلت انسان را درهم بشكند، نه آنگونه كه بعضى پنداشتهاند كه هدف تلقين آدمى در زمينه عذرخواهى او است كه در جواب بگويد: كرمت مرا مغرور ساخت.
" غرك" از ماده غرور در اصل به معنى غفلت به هنگام بيدارى است، و به تعبير ديگر غفلت در جايى كه انسان بايد غافل نباشد، و از آنجا كه غفلت گاه سرچشمه جسارت و يا خود برتربينى مىشود واژه غرور به اين معانى نيز تفسير شده است، و شيطان را از اين رو غرور (بر وزن شرور) مىگويند كه انسان را با وسوسههاى خود فريب مىدهد و غافل و مغرور مىکند.
در تفسير "كريم" تعبيرات گوناگونى گفتهاند، بعضى گفتهاند: كريم بخشندهاى است كه تمام افعالش احسان است و هرگز با بخشش خود در پى كسب سود يا دفع زيان نيست.
بعضى گفتهاند: كريم كسى است كه هم آنچه را بر او است و هم آنچه را بر او لازم نيست مىبخشد.
و بعضى گفتهاند: كريم كسى است كه متاع كم را مىپذيرد، و بهاى زياد در برابر آن مىدهد.
ولى در حقيقت همه اينها در مفهوم كريم در صورتى كه در حد اعلى همچون كرم خداوند در نظر گرفته شود جمع است. و در كرم خداوند همين بس كه تنها به عفو گنهكار راضى نمىشود بلكه گناهان را (در مورد كسانى كه شايستگى دارند) به حسنات تبديل مىكند.
اميرمؤمنان على (ع) در تفسير اين آيه جملههاى عجيبى دارد، مىفرمايد:
اين آيه كوبندهترين دليل در برابر شنونده است، و قاطعترين عذر در برابر شخص مغرور، كسى كه جهالت و نادانيش او را جسور و مغرور ساخته، خداوند میفرمايد اى انسان چه چيز تو را بر گناهت جرات داده؟ و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش علاقهمند نموده؟ آيا اين بيمارى تو بهبودى ندارد؟ يا اين خوابت به بيدارى نمیانجامد؟ چرا لااقل آن مقدار كه به ديگران رحم میكنى به خودت رحم نمیكنى، تو هر گاه كسى را در ميان آفتاب سوزان ببينى بر او سايه میافكنى، هر گاه بيمارى را ببينى كه درد، او را سخت ناتوان ساخته از روى ترحم بر او گريه میكنى، پس چه چيز تو را بر بيماريت صبور ساخته، و بر مصيبتت شكيبا نموده، و از گريه بر خويشتن تسليت داده؟ در حالى كه عزيزترين افراد نزد تو خودت میباشى چگونه ترس از نزول بلا در شب تو را بيدار نكرده، با اينكه در گناه و معصيت او غوطهورى، و در حالى كه زير سلطه او قرار دارى. بيا و اين بيمارى (غفلت از خدا) را با داروى تصميم و عزم راسخ مداوا كن، و اين خواب غفلتى را كه چشمانت را فروگرفته با بيدارى برطرف ساز، بيا مطيع خداوند شو، و به ياد او انس گير، خوب تصور كن كه به هنگام غفلتت از خدا او با دادن نعمتها به تو عنايت میكند، تو را به سوى عفو و بخشش خويش میخواند، و زير پوشش فضل و بركات خود قرار میدهد. در حالى كه تو همچنان به او پشت كردهاى، و به ديگرى رو میآورى، بزرگ است خداوندى كه با اين قدرت عظيم، كريم است، اما تو با اين ضعف و حقارت چقدر بر معصيت او جسورى؟!
سپس براى بيدار ساختن اين انسان غافل به گوشه اى از كرم و الطافش به او در چهار مرحله اشاره كرده. مىفرمايد:
همان خدايى كه تو را آفريد، سپس دستگاههاى وجودت را منظم ساخت و سپس تعديل نمود "الذى خلقت فسواك فعدلك" و به هر صورتى میخواست تو را تركيب نمود "فى اى صورة ما شاء ركبك"
...كوتاه سخن اينكه در اين آيات و بسيارى ديگر از آيات قرآن خداوند اين انسان فراموشكار و مغرور را وادار به عرفان خويشتن مىكند از آغاز آفرينش در رحم مادر، تا لحظه تولد، و از آنگاه تا نمو و رشد كامل، وجود خويش را مورد بررسى دقيق قرار دهد، و ببيند در هر گام، و در هر لحظه، نعمت تازهاى از سوى آن منعم بزرگ به سراغش آمده، تا خود را سراپا غرق احسان او بيند و از مركب غرور و غفلت پايين آيد و طوق بندگى حق را بر گردن نهد.