زشت و زیبا مفاهیمی هستند که بیشتر ما در زندگی روزمره با آن روبرو می شویم ، اما ما هرگز نتوانسته ایم تعریف و معیار روشنی برای آن بدست آوریم. زیبایی شناسی یکی از مقولاتی است که توسط فیلسوفان و روانشناسان تعریف شده است ، اما از طرف افلاطون و ارسطو. از فروید تا تعاریف ، زیبایی تأکید می کند که زیبایی نسبی است.
گذشته از بحث های فلسفی در مورد زیبایی ، یکی از مباحث مورد علاقه نسل جوان و شاید به تعبیر بهتر ، یکی از جنجال های جامعه جوان امروز ما ، زشتی و زیبایی است.
زیبایی اگر نمی خواهیم بیش از حد در آسمان به آن نگاه کنیم و به آنچه یک جوان می خواهد تمرکز کنیم ، این عاملی است که باعث می شود فرد از نظر جنسیت محبوبیت بیشتری پیدا کند.
این معیارها از جامعه به جامعه دیگر متفاوت است. به عنوان مثال ، در برخی قبایل آفریقایی ملاک زیبایی یک زن ، گردن یا لبه بلند یک بشقاب است و برای رسیدن به این هدف ، حلقه های زیادی را در اطراف گردن یا صفحات روی لب می پوشند.
برای قبایل ، چاقی بیش از حد معیار زیبایی است ، و برای دیگران ، برای خال کوبی کردن ... این همه به آنچه جامعه از زیبایی می داند ، تمرکز دارد و انتخاب جنسی توسط آن شکل می گیرد.
اما تغییر در جامعه بشری و افزایش نقش ها در جامعه ، موقعیت و جایگاه فرد و همسالانش را از هم جدا کرد و به همین نسبت ، معنی زیبایی و زشتی تحت تکثر و پیچیدگی قرار گرفت.
امروزه با گسترش رسانه های عمومی و سینما در جوامع مختلف ، اتفاق جالبی در زمینه زیبایی شناسی رخ داده است که برخی از آنها جنبه آسیب شناسی دارند.
در زمان های قدیم معیار زیبایی توسط شاعران و خوانندگانی تنظیم شده بود که آن را در ترانه ها می خواندند ، اما نتیجه کار به خصوص به عنوان اعضای جامعه مدرن مورد توجه ما نیست. مخصوصاً اینکه بخاطر اعضای خانواده اش بخندیم و به آنها فکر کنیم طبق استانداردهای ما زشت هستند.
اما امروز معیارهای زیبایی توسط رسانه های جمعی تنظیم شده است و این موضوع باعث شده است تا استانداردهای زیبایی شناسی با تضاد جدی روبرو شوند که این یک همپوشانی بین استانداردهای جوامع مختلف با یکدیگر است.
به عنوان مثال ، بازیگران ، زنان و مردان اروپایی چهره های خاصی در چهره خود دارند که اگرچه به عنوان معیار زیبایی شناخته می شوند اما برای سایر نژادها غیرقابل دسترسی هستند. به عنوان مثال ، بینی گره خورده و زیاد یکی از معیارهایی است که منجر به افزایش جراحی زیبایی می شود. زیرا ما طبیعتاً هندی های عرب داریم. در مورد اندام هم همینطور است. در جامعه ای مانند هلند که متوسط قد زنان بین 170 تا 180 متغیر است ، داشتن قد و نازک غیر معمول نیست که اندازه گیری زیبایی داشته باشد ، اما مشکل این است که به عنوان مثال یک هندی جوان ، می خواهد شبیه نیکول کیدمن باشد.
در همین حال ، اگر کسی در مورد زیبایی های بی نظیر زن و مرد ایرانی صحبت کند ، سخنان وی ارتجاعی تلقی می شود ، زیرا رسانه ها بی سر و صدا استانداردها را تغییر داده اند.
بعضی اوقات به جایی می رسد که فرصت طلبان کالاهای مسخره مانند کفش های تقویت کننده قد و کپسول های ساخت استخوان را ارائه می دهند و مردم آنها را خریداری می کنند!
از سوی دیگر ، فشار بخش رسمی جامعه در سالهای اخیر برای متحد کردن دسته بندی لباس به عنوان یکی از مقوله های زیبایی ، آن را به تقابل با یک وضعیت آسیب شناختی و ساختاری تبدیل کرده است.
به دلیل این درگیری در شرکت ما انواع مختلفی از وضوح در رده های زیبایی وجود داشته است که در قالب مصرف زیاد مواد آرایشی و افزایش دامنه جراحی های زیبایی و پوشش ضعیف رخ داده است.
در حقیقت ، روشی که در سالهای اخیر با جنس و زیبایی به آن پرداخته ایم ، باعث شده است زشتی و زیبایی از آنچه مهمتر است ، اهمیت پیدا کند و موضوعی که در جوامع دیگر باعث شده است تا جوانان به ورزش بپردازند ، زندگی سالم تری داشته باشند. و گرایش به هنر برای ایجاد افسردگی ، عوارض و افزایش سن ازدواج و دفعات طلاق در جامعه ما موضوعی شده است.
وقتی دختری برای رسیدن به بدن ایده آل خود از مواد مخدر استفاده می کند ، باید نه همان شخص بلکه جامعه را مورد انتقاد قرار دهد که چرا کار به اینجا رسیده است و چرا ما نتوانسته ایم آرزوی زیبایی را که یک گرایش کمال گرا در انسان است ، منتقل کنیم. در طبقه آسیب پذیری اجتماعی و انحراف اخلاقی قرار نمی گیرد.