«خون حسین علیه السلام و اصحابش کهکشهانی است که بر آسمان دنیا، راه قبله را می نمایاند...
اگر نبود خون حسین، جوشیدن سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب، نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین سرچشمه خورشید است... و بدان که سینه ی تو نیز آسمان لایتناهی است با قلبی که در آن خورشید می جوشد... و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن: «حسین، حسین، حسین...»
آن شراب طهور را که شنیده ای تنها به تشنگانِ راز می نوشانند، ساقی اش حسین است؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین. عالم همه در طواف عشق است و دایره دارِ این طواف، حسین است. این جا در کربلا، در سرچشمه جاذبه ای که عالم را بر محور عشق نظام داده است. شیطان اکنون در گیر و دار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست می خورد: از خونِ عاشق، خونِ شهید.»