سلام به دوستان ویرگولی. این مطلب ممکنه حساسیت برانگیز باشه اما تلاش میکنم لطیف بنویسم. سال ۴۰۱ بود و فقط چند ساعتی بود که از مرگ/قتل مهسا امینی میگذشت. پستهای مخالفان رو میدیدم، ناگهان این تکه از آیه ۱۵ از سوره قصص قرآن به ذهنم خطور کرد؛ "هذا من عمل الشیطان" موسی علیه السلام داشت میگذشت که یه مظلوم ازش کمک خواست. موسی وارد درگیری شد و مشتی به طرف زد. طرف مُرد! موسی که اصلا نمیخواست آدم بکشه و مشت رو هم به نقطه حساسی نزده بود، شگفتزده شد. و بعد نتیجه گرفت که این کارِ شیطان بود که من و اون رو با هم مواجه کرد تا منو (که امید بنی اسرائیل هستم) از دُور خارج کنه. و همین هم شد که سالها از زادگاهش فراری بود. طی روزهای بعد، تحلیلهای مختلفی دیدم، حتی یکی از کانالهای انقلابی هم به گشت ارشاد توپیده بود! ولی من همینجور اون تکهآیه در ذهنم بود و حس میکردم که قضیه باید از این جنس باشه؛ یعنی مرگ یا قتل اتفاقی. بعدتر که مدارک بیمه تامین اجتماعی مبنی بر مشکلات مغزی متوفا و صحبتهای پدرش جلوی دوربین منتشر شد، مطمئنتر شدم. (قسمت حساسیت برانگیز، تمام!! 🫣) از این جا به بعدِ داستان، همین امروز صبح اتفاق افتاد. داشتم با استادم گپ میزدم، بحث مذاکره با آمریکا و وزیر خارجه بود. نظر استاد دربارهی آقای عراقچی، مثبت و حاکی از اعتماد بود. بعد دربارهی این میگفت که برخلاف غربیها که مزوّرانه به شفافیتِ همهی موضوعاتِ جامعهی ما اصرار میکنن و خودشون در قبال مردمِ خودشون بهش پایبند نیستن، قرآن میگه لا تسئلوا عن اشیاء ان تُبدَ لکم تسوءکم، از چیزهایی نپرسید که اگر براتون معلوم بشه ناراحت میشید. [۱] با این دونستنها، مردم فقط بهم میریزن ولی کاری از دستشون برنمیاد، ضمنا در تنورِ تفرقههاشون دمیده میشه و چنددستگیها، نظم اجتماعی و خانوادهها و کسبوکارهاشون رو بهم میریزه. البته بنده شفافیت رو خیلی دوست دارم، همیشه دوست داشتم و دارم که مسائل توضیح داده بشن و این علاقه رو بعدها هم دنبال میکنم.
ولی وقتی به این فکر میکنم که آدمهای کف جامعه میتونن اینقدر پیچیده باشن، وقتی که شریکت رو بعد از سی سال متوجه میشی که در این سالها از جلو دوست و از پشت برات میزده!، و همسایهت و کاسب مورد اعتمادت و ...، اون بالاها که چند ده درجه پیچیدهتر میشن، چقدر شرایط میتونه وحشتناک باشه! و اونوقت دونستنِ بعضی مسائل... ! منظورم از اون بالاها، فقط مسئولین اجرایی نیست، بلکه سیستم قضائی، اطلاعات، خبرگزاریها، مجموعه تصمیمساز اقتصادی، جناحهای سیاسی، رانتخوارها، و... هم هستن.
بعلاوه ما با پدیدهی شوم حجّتیه هم مواجهیم. نفوذیهای دیگری هم در کشور ما هستن، اما فقط انجمن حجتیه هست که اعتقاد بنیادین به براندازی داره و با هیچ امتیازی هم رام نمیشه. ضمن اینکه بشدت مذهبیان!! آیا اینها در خبرگزاریها نیستن؟ در اطلاعات، در قوا، حتی در بیوت، یا بیت، حضور ندارن؟ سادهاندیشیه که بگیم نتونستن نفوذ کنن.
باز اینو اضافه کنید که قرآن میگه بمحض اینکه بندهی خدا بپا میخیزه، شیاطین میریزن رو سرش [۲] حالا برای کشور ما که یه جمعیت بزرگ برای خدا بپاخاستن، چه حجمی از شیاطین، هجوم میارن؟ برای وسوسه و تحریک و خرابکاری و ... !!؟ این یعنی که اگه ج.ا رو در دشتها و کوهستانهای سرسبز سوییس پیش هایدی و پیتر و پدربزرگ هم تشکیل بدی، صدها روتِنمایر با بولدوزر میان تا خاک اونجا رو به توبره بکشن!
خب پس تکلیف چیه؟
به اینجای صحبت استاد که رسیدم، یادم به ادامهی آیه افتاد: و ان تسئلوا عنها حین ینزل القرآن تبد لکم [۱] : و اگر وقت نزول قرآن دربارهی آنها بپرسید برایتان روشن میشود. این یعنی تجربهی سال ۱۴۰۱ اَم میتونست درست و علمی باشه. قرآن کتابیه که بشدت بر مسائل تاریخی تکیه کرده و اونها رو از جنبههای سیاسی، اجتماعی و روانشناختی توضیح داده. از اون طرف، تاریخ هم مدام در حال تکراره. پس قرآن رو که میخونی، و زیاد میخونی، میتونی خیلی از اخبار رو درست تحلیل کنی. صحت و سقمش یا میزان انحرافش رو تشخیص بدی.
این یه پیشنهاد دوستانهست و چنان که دیدید، مستند به قرآنه، بنابراین یه پیشنهاد انسانیه، نه حزبی. بنده هم یکی از خود شما هستم، و هیچوقت عضو هیچ کدوم از جناح ها نبودم، و شدیدا عدالتدوست و عدالتخواهم. در حال حاضر، چند سالی هست که بجز یکی دوتا کانال خبری معمولی در شبکههای اجتماعی، نه اخبار تلویزیون رو دنبال میکنم و نه ماهواره رو. بعلاوه حقیقتا اگه راهکاری برای اصلاح مشکلات داخلی و خارجیمون پیدا میکردم که سریعتر از "اصلاح خود و درک توحید" میبود، اون کار رو میکردم. وظیفه داشتم این دانستهها رو باهاتون در میون بذارم، انتخاب با شماست، یاعلی 🖐
پانویس
[۱] مائده ۱۰۱
[۲] جن ۱۹