سال ۸۴ در صنعتی اصفهان مطلع شدیم که مجلس قانونی رو تصویب کرده که طی اون دانشگاههای برتر کشور میتونستن دانشجوی پولی (بدون کنکور) بگیرن و اونا رو با مدرکی عین سایر دانشجوها فارغالتحصیل کنن. دانشجوها ناراحت شدن و ۷ شب و روز در صحن دانشگاه، تحصن کردیم. دو گروه بودیم؛ انجمن عدالتخواهی و انجمن صنفی. طی هماهنگیها قرار شد صحن دانشگاه رو ترک کنیم و بریم تهران جلوی مجلس متحصن بشیم. در گام اول، انجمن صنفی رها کرد و نیومد. با اتوبوس رفتیم تهران. جلوی مجلس که رسیدیم خیلی سریع پلیس رسید و جلوی میلههای بهارستان صف کشید. شاید عدهای خبرنگار هم سر رسیدن و یکم دور و برمون شلوغ شد. به صلاحدید، سریع تعدادی عکس امام و رهبری رو در دست گرفتیم و غائلهای که میرفت با آمد و شد افراد بیگانه نسبت به خواستهی دانشجویی، از حالت صنفی خارج و سیاسی بشه، خاموش شد. زمستان بود، ۷ شب و روز اونجا بودیم، پتوهای خیس شدهمون رو روی میلههای مجلس خشک میکردیم 😄
اون مطالبه البته به نتیجه نرسید. و دلیلش:
۱. اون موضوع قبلا قانون شده بود و نیاز به قدرت دانشجویی بیشتری داشت، نه فقط ۱۰۰ نفر. شاید اگه انجمن صنفی و دو تشکل دیگهی دانشگاه و چندتا از دانشگاههای تهران، اهمیت بیشتری میدادن، به جاهای بهتری میرسیدیم.
۲. بعضی تشکلها اون موقع هم شاید با حکومت زاویه داشتن و مسیر قانونی و اعتراض قانونی رو بیمفهوم میدونستن. چرا وقتی که به اصفهان برگشتیم، ننشستیم باهاشون حرف بزنیم که آقا اگه تجمع قانونی رو نمیای، چه راهکار دیگهای داری؟
۳. عجله کردیم. باید قبلش با تشکلهای بیست سی تا دانشگاه هماهنگ میشدیم که اونا هم بیان. همینطور باید چندتا همایش برگزار میکردیم که موضوع رو از بُعد قانونی-صنفی-حقوقی جا بندازیم تا صرفا یه حرکت احساسی نمیبود. این تصورات که "ما داریم درست میگیم"، "همهی دانشجوها طرفدار ما هستن"، "مجلس غلط میکنه که حرفمون رو گوش نده" و ... این احساسی شدنها رو همراهی میکرد.
چند موضوع قابل توجه برای شُمایی که جوانترید و اصلاح وضع امروز ملت ایران با شماست:
جمهوریت یعنی میپذیرم که نمایندهی من بجای من تصمیم بگیره. حالا اگه نمایندهی من کار رو خراب کرد، بعهدهی خودمه که ازش حساب بکشم یا خلعش کنم. این قاعدهی بازیه، نباید جِر بزنیم.
جمهوریت با دموکراسی فرق داره. اگه تفاوتش رو بشناسیم، اعتراضاتمون کمتر به تنش کشیده میشه.
ما ۸۶.۰۰۰.۰۰۰ نفریم. بعضی به تفکر اسلام سیاسی معترضن، بعضی به ربودهشدنِ خدا از زندگی مردم معترضن، بعضی به اختلاسها و بیکفایتیها معترضیم، بعضی هم مشکلات صنفی داریم که ارتباطش با بقیهی مردم یه ارتباط غیرمستقیمه. باید با حوصله پیش بریم. شاید اون چیزی که من میخوام با منافع دیگری در تضاد باشه. تورم رو مستضعف دوست نداره، اما کسانی که طلا و دلار دارن، شاید حس بدی از تورم پیدا نکنن. وقتی انتخابات برگزار میشه، طبعا اونا اولویتشون معیشت نیست. حالا اگه بازی رو واگذار کردیم، باید صبر کنیم تا چهارسال بعدی. و تبیین کنیم و گفتگو کنیم و حرف بزنیم...
افرادی که الآن در سیاستن، طی چهار دهه توسط خود ما یا توسط نمایندههای ما وارد سیاست شدن. نمیتونیم مسئول انتخابهای خودمون نباشیم و نمیتونیم انتظار داشته باشیم بدون طی شدن فرآیندهای قانون، یکهو خارج بشن
در آخر:
به بزرگترا برسونید یه تجمع و فراخوان اعتراضی ملی راه بندازن، مجوزشم بگیرن. آروم و منطقی بیاید تو خیابون. اونوقت ببینید چه تحولات عظیمی رخ میده
موفق و پیروز باشید ♥️