
با مثال شروع کنیم:
ریشه ی علم به معنای دانایی، آگاهی، فهم است.
وقتی در باب ثلاثی مزید افعال می رود، می شود اعلام
اعلام یعنی آگاه کردن، خبر دادن
وقتی در باب تفعیل می رود، می شود تعلیم
تعلیم یعنی آموزش دادن
نتیجه:
هر دو از یک ریشه هستند اما معنایشان متفاوت است و می دانید که تعلیم=اعلام نیست
اسلام را بررسی کنیم:
ریشه ی سلم به معنای صلح و آرامش، بی عیبی، رهایی از نقص و آسیب است.
وقتی در باب ثلاثی مزید افعال می رود، می شود اسلام
اسلام یعنی وارد حاجت سلامت شدن، خود را به صلح و ایمنی سپردن، از تعارض درونی خارج شدن.
وقتی در باب تفعیل می رود، می شود تسلیم.
تسلیم یعنی تحویل دادن سلامتی، واگذار کردن آرامش، رهایی را از خود سلب کردن و به دیگری سپردن
نکته بسیار مهم:
در باب افعال، فاعل خودش وارد حالت جدید میشود.
مشکل اصلی اینجاست:
اسلام، تسلیم
از نظر شنیداری شبیه اند
اما در صرف عربی، دو ساخت، معنا و کاربرد کاملا متفاوت دارند.
ریشهی «سلم» اساساً ناظر به سلامت و صلح است.
«اسلام» از باب افعال است، نه تفعیل.
باب افعال دلالت بر ورود اختیاری به یک حالت دارد.
اگر اسلام به معنای «زور و اجبار» بود، باید از ساختهای دیگری استفاده میشد.
تفسیر «اسلام = تسلیم شو» بیشتر یک ترجمهی سطحی فارسی است، نه فهم علمی زبان عربی.
اسلام، پیش از آنکه یک دستور بیرونی باشد،
یک تحول درونی و انتخاب وجودی است.