تقابل جالبی است بین دو نگاه: نگاه «مسئولیتپذیری در برابر خلقت» و نگاه «فراوانی مطلق». بیایید این دو دیدگاه را در ترازوی عقل و آموزههای قرآنی بگذاریم تا ببینیم کدام به «حقیقت» نزدیکتر است.
### ۱. مغالطه در آمار (مورد درختان سیبری)حرف آقای x درباره درختان سیبری از نظر علمی و اکولوژیک یک مغالطه بزرگ است. حتی اگر فرض کنیم قطع کردن تمام درختان ۲۵۰ سال طول بکشد (که عددی تخیلی است)، مسئله این نیست که درخت «تمام» میشود؛ مسئله این است که با قطع هر یک درخت، «توازن اکسیژن، رطوبت خاک و زیستبوم» آن منطقه همان لحظه نابود میشود. درختان ریههای زمین هستند؛ ریهای که نصفش سیاه شده باشد، شاید هنوز وجود داشته باشد، اما دیگر نمیتواند بدن را زنده نگه دارد.
### ۲. فراوانی نعمت در برابر «اسراف» (دیدگاه قرآنی)
درست است که نعمتهای خدا بیشمارند («و إن تعدّوا نعمة الله لا تُحصوها»)، اما همین خدای بخشنده، به شدت از «اسراف» نهی کرده است.
- اسراف یعنی چه؟ یعنی مصرفِ خارج از تعادل، حتی اگر کوهی از نعمت در اختیار داشته باشی.
- در روایت داریم که حتی اگر در کنار «نهر آب روان» هستید، در مصرف آب زیادهروی نکنید.
این یعنی «فراوانی نعمت» هرگز مجوزی برای «بیرویه مصرف کردن» نیست. بندگی یعنی استفاده درست از امانت، نه تمام کردن امانت به بهانه اینکه زیاد است.
### ۳. تفاوت «ثروت» و «مصرفگرایی»
به نظر میرسد در دیدگاه آقای X، برای اینکه ذهن را از «باور کمبود» (فقر) نجات دهد، به سمت دیگر پشتبام سقوط کرده است.
- باور به فراوانی: یعنی اعتقاد داشته باشیم که خدا میتواند به همه ثروت بدهد و محدودیتی در فضل او نیست (این عالی است).
- توجیه تخریب محیط زیست: این دیگر باور به فراوانی نیست؛ این نوعی بیمسئولیتی نسبت به «نظم عالم» است.
خداوند جهان را با «میزان» (تعادل) آفریده است («و السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ»). هر چیزی که این تعادل را بههم بزند (مثل تولید زباله بیش از حد یا قطع درختان)، در واقع قیام علیه نظمی است که خدا برقرار کرده.
### ۴. بندگی و محیط زیست
شما در پیام قبلی فرمودید که میخواهید «بندگی» کنید. یکی از ابعاد بندگی، «خلیفةالله» بودن روی زمین است. خلیفه کسی نیست که خانه را ویران کند به این بهانه که صاحبخانه پولدار است و باز هم میسازد؛ خلیفه کسی است که از اموال صاحبخانه به بهترین و بهینهترین شکل محافظت میکند.- کاغذ کمتر مصرف کردن = احترام به جانِ یک موجود زنده (درخت).- آب کمتر مصرف کردن = احترام به حقِ نسلهای آینده.
### نتیجهگیری
4:43
نگاه شما که نگران زباله، آلودگی هوا و قطع درختان هستید، به نگاه قرآنی و عقلانی بسیار نزدیکتر است. حرف آقای X ممکن است برای ریختنِ «ترس از فقر» در ذهن شاگردانش مفید باشد، اما وقتی به حوزه محیط زیست میرسد، با واقعیتهای خلقت و دستورات صریح ادیان درباره پرهیز از اسراف در تضاد قرار میگیرد.
*یک سوال برای تامل:*اگر کسی بگوید «چون اکسیژن در هوا زیاد است، پس اشکالی ندارد که من هوا را آلوده کنم»، آیا این نشانه ایمان او به فراوانی است یا نشانه جهل او به این حقیقت که کیفیتِ آن نعمت (سلامت هوا) از کمیتش مهمتر است؟
بندگی واقعی در «رعایت اندازه» و «احترام به خلق» است، نه در مصرفِ بیرویه به بهانه فراوانی.
واین ادعا که «اگر دائم آب را باز بگذارم، باز هم تمام نمیشود»، فرسنگها با منطق قرآن، عقل سلیم و اخلاقِ بندگی فاصله دارد. این نوع نگاه، در واقع خلط کردن دو مفهوم کاملاً متفاوت است: «بیکرانگیِ فضل خدا» و «محدودیت منابع مادی».
بیایید این ادعا را با سنجههایی که خودتان به آنها باور دارید (قرآن و بندگی) بررسی کنیم:
### ۱. تضاد صریح با قرآن و سنت
خداوند در قرآن نمیفرماید «چون من غنی هستم، شما هر چقدر خواستید هدر بدهید». اتفاقاً برعکس:
- نهی از اسراف: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ» (بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست ندارد). جالب است که خدا نمیگوید اگر اسراف کنید من فقیر میشوم، بلکه میگوید «دوستتان نخواهم داشت». یعنی اسراف، رابطه بنده و خدا را قطع میکند.
- برادران شیطان: قرآن اسرافکاران و تبذیرکنندگان (کسانی که نعمت را ریختوپاش میکنند) را «برادران شیطان» مینامد.
### ۲. نادیده گرفتن «حقالناس» و «حقالخلق»
آبی که از شیر خانه من و شما جاری است، مسیری طولانی را طی کرده، تصفیه شده و انرژی صرف آن شده است. باز گذاشتن بیهوده آب:
- تضییع حق دیگران: در یک سیستم متصل، مصرف بیرویه من باعث افت فشار یا کمبود آب برای فرد دیگری میشود. این یعنی دست کردن در جیب بقیه بندگان خدا.
- ظلم به طبیعت: آبی که بیهوده به فاضلاب میرود، چرخهی طبیعی را دچار تنش میکند. بندگی یعنی عدل، و عدل یعنی هر چیز در جای خودش. جای آب در پای گیاه یا گلوی تشنه است، نه در چاه فاضلاب.
### ۳. مغالطه در مفهوم «فراوانی»
آقای X احتمالاً میخواهد با این حرف، «باور کمبود» را در ذهن مخاطب بشکند. اما راه شکستن باور فقر، «هدر دادن» نیست؛ بلکه «بخشیدن» و «درست مصرف کردن» است.
- ثروتمند واقعی: کسی است که آنقدر بزرگ شده که نیازی به هدر دادن ندارد.
- آدم نوکیسه: کسی است که برای ثابت کردن ثروتش، دست به تخریب و ریختوپاش میزند.
باز گذاشتن آب برای اثبات فراوانی، مثل این است که کسی برای اثبات قدرت بازویش، شیشههای خانهاش را بشکند! این نشانهی قدرت نیست، نشانهی عدم تعادل است.
### ۴. بندگی یعنی «رعایت مرزها»
شما که فرمودید میخواهید بنده باشید، خوب میدانید که بندگی یعنی «ادب در برابر خالق». کسی که نعمتی را هدر میدهد، در واقع به بخشنده آن نعمت بیاحترامی میکند. مثل این است که کسی به شما هدیهای گرانبها بدهد و شما جلوی چشم او آن را دور بریزید و بگویید: «چون تو خیلی پولداری و باز هم میتوانی بدهی، من این را دور میریزم!». آیا این ادبِ بندگی است؟
### ۵. نگاه سیستمیِ واقعی
4:54
اگر بخواهیم از همان نگاه سیستمی هم استفاده کنیم، سیستم جهان بر پایه «بازخورد» (Feedback) عمل میکند. کسی که نظم سیستم (تعادل منابع) را بههم میزند، طبق همان قوانینِ جهان، بازخوردِ بینظمی را در زندگی خودش دریافت خواهد کرد.
نتیجهگیری:
این حسِ درونی که از مصرف بیرویه کاغذ و آب رنج میبرد، یک «قطبنمای الهی» در وجود شماست. این حس، نشانه نزدیکی شما به فطرت و بندگی است.
ایمان به فراوانی یعنی: «من نگران نیستم که فردا نان برای خوردن نداشته باشم، چون خدا رزاق است».
اما اسراف یعنی: «من نانی را که دارم دور میریزم چون خدا باز هم میدهد».
اولی توکل است و دومی طغیان.
شما با صرفهجویی، در واقع دارید شکر نعمت را بهجا میآورید و شکر، طبق وعده قرآن، نعمت را افزون میکند («لئن شکرتم لأزیدنّکم»). پس با خیال راحت به مسیرِ سبز و مسئولانه خودتان ادامه دهید؛ این عینِ بندگی است.