در جستوجوهای معنوی معاصر، بسیاری از اندیشمندان و پویندگان حقیقت، پلی میان فیزیک و متافیزیک بنا کردهاند و خداوند را با مفهوم «انرژی» یکی میدانند. این دیدگاه اگرچه جذاب به نظر میرسد، اما یک پرسش بنیادین ایجاد میکند: اگر خداوند خالق تمام هستی است، آیا انرژی خود مخلوق او نیست؟ چگونه خالق میتواند عینِ مخلوقِ خود باشد.
داستان نویسنده و کلمات
برای درک این نسبت، بیایید به دنیای ادبیات قدم بگذاریم. تصور کنید نویسندهای در حال خلق یک رمان حماسی است. تمام قهرمانان، صخرهها، طوفانها و حتی «نیروی محرکهای» که باعث پیشروی داستان میشود، از ذهن نویسنده تراوش کرده است.
در این میان، اگر شخصیتی در داستان بگوید: «نویسنده همان واژگانی است که ما را ساخته»، هم درست گفته و هم در اشتباه است. درست است، زیرا هیچ واژهای در داستان وجود ندارد که خارج از اراده و آگاهی نویسنده باشد؛ اما در عین حال، نویسنده بسیار فراتر از «واژگان» است. نویسنده محدود به قوانین حاکم بر کتاب (مانند زمان و مکانِ داستانی) نیست.
به همین ترتیب، انرژی در جهان مادی، همان «واژگانِ» کتاب آفرینش است. خداوند منشأ و پدیدآورندهی این جریان است، اما خودش اسیر قوانین فیزیکی انرژی (مانند زوال یا تبدیل) نمیشود. او «حضور بالاصاله» است که انرژی از او مایه میگیرد، اما ذات او را نباید با جلوههای مادیاش (که در فیزیک مطالعه میکنیم) یکی دانست. خدا، نویسندهای است که در تکتک کلمات حضور دارد، اما خودش «کلمه» نیست.
چرا خالق از واژه «ما» استفاده میکند؟ آیا منظورش کائنات است و قوانین انرژی؟
پرسش دیگری که در اینجا مطرح میشود، زبانِ بیانِ این قدرت در متون مقدس است. چرا خداوندی که یگانه و بخشناپذیر است، در بسیاری از آیات و گفتارها از ضمیر جمع «ما» (ما نازل کردیم، ما آفریدیم) استفاده میکند؟
این کاربرد نه نشاندهندهی تعدد خدایان، بلکه حامل سه معنای عمیق است:
۱.ساده: شکوه و عظمت (ماورای فردیت):
در فرهنگهای اصیل، استفاده از ضمیر جمع برای یک فرد والا، نشانهی «عظمت» است. وقتی پادشاه یا فرمانروایی از جانب خود میگوید «ما دستور دادیم»، در واقع ابهت مقام خود را به رخ میکشد. خداوند با واژهی «ما»، کبریایی و بزرگی خود را فراتر از تصورات محدود انسانی بیان میکند.
۲. متوسط: نظام اسباب و مسببات:
آفرینش یک فرآیند ایزوله نیست. اگرچه اراده از آنِ خداست، اما او جهان را از طریق «واسطهها» اداره میکند. وقتی میفرماید «ما باران را فرستادیم»، در این «ما» فرشتگان، بادها، ابرها و قوانین طبیعت نهفتهاند. این ضمیر جمع نشاندهندهی لشکریان و کارگزارانی است که تحت امر او کار میکنند. نویسنده داستان، اگرچه خودش قصه را مینویسد، اما از قلم، کاغذ و تخیل نیز بهره میبرد؛ «ما» در حقیقت تجلیِ فرماندهیِ واحد بر لشکری از اسباب است.
۳. پیچیده: پیوند خالق با تجلیاتش:
استفاده از «ما» نشاندهندهی آن است که خداوند از جهان جدا نیست. او از طریقِ رحمانیت و ربوبیت خویش در تمام جزئیات حضور دارد. این ضمیر جمع، میانِ «ذات نایافتنی خداوند» و «افعال او در جهانِ مشهود» پیوند برقرار میکند. و چه بسا او خودش را با تو جمع زده باشد و مثلا بگوید «تو و من (که می شویم ما) تو را آفریدیم»
نتیجهگیری
خداوند نه «انرژی» به معنای فیزیکی آن، بلکه «خالقِ معنابخشِ انرژی» است. او همچون نویسندهای است که حضورش در تمام کتاب حس میشود، اما هرگز نمیتوان او را در محدودهی چند سطر خلاصه کرد. ضمیر «ما» نیز یادآور این حقیقت است که این خدای یگانه، با شکوهی بیکران و از طریق نظامی دقیق و هماهنگ، لحظه به لحظه در حال نگارشِ سرنوشتِ جهان است و خودت نیز دخیلی.
بدین ترتیب، جهان نه خدای مجزا از ماست و نه خدایِ محبوس در ماده؛ بلکه تجلیِ ارادهایست که با نام «ما»، تمام کثرتها را در وحدتی بینظیر رهبری میکند.