لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ
(سوره بلد، آیه ۴)
«کَبَد» در عربی یعنی: رنج، سختیِ آمیخته با تلاش و فشار مستمر؛ نه عذاب دائمی و نه نفی کامل لذت.
این آیه نمیگوید انسان نباید یا نمیتواند در دنیا لذت ببرد؛
میگوید ساختار دنیا بر آسایشِ خالص بنا نشده، حتی برای مؤمن.
دنیا محل آزمون است، نه پاداش
لذت در دنیا مطلق و پایدار نیست.
هر لذتی با زحمت، نگرانی، ترسِ از دست دادن یا محدودیت همراه است.
این همان «کبد» است.
ایمان = حذف رنج؟ نه
قرآن صریح است:
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ»
(عنکبوت، ۲)آیا مردم گمان میکنند همین که بگویند: «ایمان آوردیم» به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟
ایمان معنای رنج را عوض میکند، نه اینکه آن را حذف کند.
قرآن لذت حلال را نفی نمیکند
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ»
(اعراف، ۳۲)بگو: «چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش آفریده، حرام کرده است؟»
یعنی:
لذت، زیبایی، آرامش، عشق، موسیقیِ حلال، پیشرفت → ممنوع نیست
اما بهشتِ کامل هم نیست
فرق دنیا و آخرت
دنیا: لذتِ ناپایدار + رنجِ همراه
آخرت:
«لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ»
(حجر، ۴۸)
هیچ رنجی در آن نیست.
❌ قرآن نمیگوید: «در دنیا لذت نبر»
✅ قرآن میگوید: «دنبال لذتِ مطلق اینجا نباش»
مؤمن:
از نعمتها استفاده میکند
به آنها تکیه وجودی نمیدهد
شکست نمیخورد وقتی دنیا درد دارد
قرآن صریح میگوید انسان مختار است:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
(انسان، ۳)به راستی ما او را به راه هدایت کردیم، خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس.
یعنی:
راه را نشان دادیم
انتخاب با خود انسان است
و مسئولیت انتخاب هم با اوست
قرآن و تجربه زندگی هر دو تأیید میکنند:
تلاش
صبر
محدودیتِ نفس
تحمل دیر بهدستآوردن
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا
(عنکبوت، ۶۹)و کسانی که در راه ما جهاد کنند، قطعاً آنها را به راههای خود هدایت خواهیم کرد.
این رنج:
معنا دارد
فرسوده نمیکند
انسان را بزرگ میکند
فرار از مسئولیت
لذتطلبی بیمرز
وابستگی
حسرتِ بعد از انتخاب غلط
وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
(طه، ۱۲۴)و هر که از یاد من روی گرداند، قطعاً زندگی تنگی خواهد داشت.
ایمان یعنی:
قبول اینکه رنج هست
انتخاب آگاهانهی رنجی که انسان را میسازد
نه حذف درد و نه بیدردیِ کودکانه.
به همین دلیل پیامبران:
بیشترین رنج را داشتند
اما کمترین «پوچی» را
دنیا میدان انتخابِ رنج است؛
آخرت میدان دریافتِ نتیجه.
قرآن دنیا را نفی نمیکند؛ «اصالتدادن» به آن را نفی میکند.
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا
(قصص، ۷۷)در آنچه خدا به تو داده است، خانه آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن.
یعنی:
آخرت ← مقصد
دنیا ← میدان عمل
پس دانشمندی که:
برای کاهش رنج انسان،
افزایش عدالت، سلامت، فهم،
و خدمت به خلق خدا
کار میکند، دنیا را «بت» نکرده؛ مسئولیت انسانی و الهیاش را انجام میدهد.
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ
(زمر، ۹)آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟
علم اگر:
انسان را مغرور کند → وابستگی
انسان را خادم کند → تقرب
نیت و جهت تعیینکننده است، نه موضوعِ دنیاییِ کار.
«برای دنیایی که از تو جدا میشود، خودت را نابود نکن.»
امام علی:
کشاورزی میکرد
قنات میساخت
وقف میکرد
حکومت را ابزار عدالت میدانست
پس مقصودش ترک عمران دنیا نیست؛
مقصودش دلبستن، احتکار، و اندوختنِ بیهدف برای وارثان است.
نهجالبلاغه، حکمت ۳۲۸ (با مضمون مشابه) دقیقاً همین خط را میکشد.
❌ دنیا را «هدف نهایی» کردن ← وابستگی
✅ دنیا را «میدان مسئولیت» دیدن ← بندگی
دانشمندِ خادمِ انسان ← در مسیر الهی
دانشمندِ قدرتطلب ← اسیر دنیا