ویرگول
ورودثبت نام
شهرزاد قصه‌گو
شهرزاد قصه‌گومن شهرزاد هستم. قصه گفتن را خوب بلدم. فیلم می‌سازم، عکس می‌گیرم و هزار و یک شب روایت می‌کنم. در حاشیه کوه الوند، همدان، محله‌ی جوادیه بزرگ شدم. الان ساکن شهری کوهستانی در قلب غرب وحشی هستم.
شهرزاد قصه‌گو
شهرزاد قصه‌گو
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

شب هشتصد و شونزده یا فرزند عشق

گفتمش آخه مامان!

اون کجا، من کجا؟!

شایدم یه جاهایی ته قلبم، وسطای این همه جلسه تراپی، مرگ تدریجی رمانس درونم و بازگشت پاهام روی زمین، هر چیزی که شبیه عشق باشه رو باور ندارم.

گفتم آخه مامان!

من کجا، اون کجا؟!

شاید یه حایی تو این سال‌ها، یا شفا گرفتم از بیماری جنون عشق یا دیگه به طرحواره‌های پرنسسهای دیرنی اعتقاد ندارم. هر چی هست، مگه میشه هموز، با این گیس سفید، فرض کرد، مردی با اسب سفید میاد؟!

یا تتو روی بازو.

گفتمش مامان. من کجا، اون کجا؟!

من دختر شرقی، این مرد غربی.

من با کوله‌بار هجرت و فیلم و جنون سینما.

اون با دست‌های شفابخش پزشکی و بچه؟!

من کجا، اون کجا؟ دنیاهامون کجا؟!

مامان گفت

عشق رو باور بکن.

تراپیستم میکه .۰۵٪ محتمله

چت جی پی تی واسم انتگرال می‌کشه

آبجی می‌گه بعدن نیای مثل سندباد گریه کنی! باورش نکن.

رفیق می‌گه نکنه به زن قبلیش خیانت کرده.

و من با خودم فکر نی‌کنم، آخر این هزار و یک شب رو، شهرزادم نمی‌دونه!

۲۲
۰
شهرزاد قصه‌گو
شهرزاد قصه‌گو
من شهرزاد هستم. قصه گفتن را خوب بلدم. فیلم می‌سازم، عکس می‌گیرم و هزار و یک شب روایت می‌کنم. در حاشیه کوه الوند، همدان، محله‌ی جوادیه بزرگ شدم. الان ساکن شهری کوهستانی در قلب غرب وحشی هستم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید