اولین مناظره پس از سه سال...

حدود ساعت دو و ربع با آغاز قرائت قرآن سکوتی بر سالن حاکم و بعد از تلاوت قرآن با تشویق جمعیت حاضر در سالن دو مدعو برنامه "دکتر عبدالله گنجی" و "دکتر احمد زیدآبادی" روی صندلی‌ها مستقر می‌شوند.

گزارش مناظره احمد‌زیدآبادی و عبدالله گنجی در دانشگاه صنعتی شریف به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل

ابتدا زیدآبادی شروع می‌کند و در ابتدا میگوید این چیزی که به عنوان مناظره مطرح می‌شود اگر با قواعد و اصولش همراه نباشد ایجاد مشکل می‌کند. در ادامه اصولگرایان را به چهار دسته تقسیم میکند و می‌گوید که آنها در سال‌های اخیر دچار زوال فکری و نبود تولید در عرصه‌های فکری و نظری شده‌اند.
به علاوه وی از گروهی با عنوان بولتن‌ساز انتقاد میکند که جملاتی از برخی اشخاص را جمع آوری می‌کنند تا در مناظره‌ها برای ایجاد دوقطبی در بحث استفاده کنند، و نهایتاً براندازی را راه بسیار پرهزینه و ناممکنی برای اصلاح شرایط موجود عنوان کرده و خواهان خروج کشور از وضع موجود با انجام اصلاحات داوطلبانه از داخل فضای مدیریت کشور می‌شود.

در ادامه گنجی شروع می‌کند و علت حضور خود را دو چیز عنوان می‌کند، یکی اینکه دکتر زیدآبادی را اهل گفتگو می‌داند و دیگر اینکه با ایجاد فضای گفتگو باید از به انحراف کشیده شدن تصویر فضای نخبگی شریف برای نسل‌های بعدی جلوگیری کرد.
در ادامه اعلام میکند که معتقد است زیدآبادی به جریان اصلاحات قرابت فکری دارد و به همکاری‌اش با آقای کرباسچی اشاره میکند و در ادامه این نکته را مطرح میکند که اگر قرار است ایشان مرکزیت این جریان را نمایندگی کند شیوه بحث تغییر خواهد کرد.
در ادامه با اشاره به اینکه حوزه فکری در جریان انقلاب اسلامی کم‌رنگ است می‌گوید "در جریان اصول‌گرایی حوزه فکری کم‌رنگه، در جریان اصلاح طلبی هم ترجمه هست یعنی چیز بومی برای گفتن ندارند"
مجری بعد از تشکر این سوال را مطرح میکند که با توجه به اینکه هر دو نفر نظرشان در زمینه رفتار جنبش دانشجویی در اتفاقات اخیر چیست؟
زیدآبادی در ابتدا در پاسخ به گنجی می‌گوید هیچ‌وقت به عنوان نماینده یا عضوی از تشکیلات اصلاح طلبان نبوده و خواستگاه خود را از جریان ملی مذهبی می‌داند و اکنون به نظر خودش مقداری از آن‌ها هم فراتر رفته و در حال حاضر برای خودش استقلال فکری دارد و در قبال گروه‌ها هم سعی میکند همه را نقد کند، هرچند مشی‌اش اصلاح طلبانه است، و همکاری با کرباسچی را هم در یک کار فرهنگی غیر سیاسی می‌داند.
وی درباره فعالیت جریان دانشجویی در اتفاقات اخیر میگوید که فعالیت تشکل دانشجویی در اتفاقات معمولا تابعی از شرایط جامعه است، و در اتفاقات اخیر هم همانطور که در جامعه خشم وجود دارد این خشم در جریان های دانشجویی هم نمود پیدا میکند، و ضمن اشاره به اینکه رفتار های حاوی پرخاش جزو طبیعت خشم است میگوید که این خشم باید توسط دولت مدیریت شود، در ادامه به برخی ویژگی های نسل فعلی و برخی مشکلات حوزه فرهنگ سازی و تربیتی در کشور اشاره میکند و برخی رفتارهای نامناسب در اتفاقات اخیر را هم ناشی از همین ضعف در حوزه فرهنگ سازی عنوان میکند.
پس از گنجی میگوید که بیست سال فعالیت دانشجویی کرده و از یک راه رفته سخن می‌گوید. معتقد است دانشجو با هر بینش سیاسی، عدالتخواه است و خصائص دانشجویی نه سیاسی و امنیتی بلکه کاملا روانشناختی است. در ادامه عنوان میکند با اینکه نسل فعلی با نسل های قبلی تفاوت بسیاری دارد مخالف است و چپ بودن به معنای عدالتخواه بودن از ویژگی‌های جریان دانشجویی است، ولی به این نکته اشاره می‌کند که متاسفانه مطالعه غیر درسی در بین این نسل کم شده و این کمبود اطلاعات باعث نفوذ پذیری این جریان‌ها از خارج خودش می‌شود.
در ادامه یکی دیگر از مشکلات را این موضوع عنوان میکند که بین نقد حاکمیت و نفی حاکمیت متاسفانه فاصله نیست، و می‌گوید باید بین معاند، مخالف و منتقد فرق بگذاریم.
مجری سوال بعدی را مطرح میکند، موفقیت یا عدم موفقیت رسانه های داخلی و خارجی در شرایط اخیر، در ادامه اشاره میکند که دکتر گنجی معتقد است جمهوری اسلامی در شرایط اخیر پاسخگو بوده و دکتر زیدآبادی هم معتقد است به دلیل اینکه فضای انتقادی مناسبی نداریم فضای پاسخگویی شکل نگرفته، در ادامه از دو نفر درخواست میکند نظرشان را در مورد این مسئله توضیح دهند.
زیدآبادی عنوان میکند از سال ۶۲ که وارد دانشگاه شده تا ۸۱ که از دانشگاه خارج شده عضو هیچ تشکلی از جمله انجمن اسلامی نبوده و فقط دوسال دبیرکل ادوار تحکیم وحدت بوده. در ادامه می‌گوید که با این که مطالعه کم شده موافق است و علت آن را این می‌داند که کسانی که درس خوانده‌اند و فعالیت سیاسی کرده اند در این راه به مشکلات زیادی از جمله بازداشت شدن و ممنوع شدن و گرفتار شدن و… برخورد کرده‌اند.
در ادامه یک مثال دیگر از برخورد با فعالیت های دانشجویی میزند و در مورد پاسخگویی عنوان میکند که معتقد است جمهوری اسلامی پاسخگو نبوده است، و با خیلی از فعالان رسانه‌ای و روزنامه‌ای برخورد شده و تریبون‌ها در اختیار جمهوری اسلامی بوده و همین یکی از دلایل فراگیری ماهواره‌ها و رسانه‌های خارجی است. ضمن این مورد اشاره میکند که موافق است رسانه های خارجی در برخی موارد واقعا اغراق و زیاده روی میکنند ولی دلیلش را نارضایتی و نبود امکان فعالیت رسانه‌ای منتقدانه در داخل عنوان میکند که تشویق حضار را هم در پی دارد.
نوبت به دکتر گنجی میرسد و در ابتدا در مورد مثالی که زیدآبادی از زندان رفتن یکی از دوستانش زده بود میگوید "این روضه‌ای که همیشه آقای زیدآبادی همه جا میخونه من چون نه طرفش بودم و نه دسترسی به پرونده‌اش دارم در موردش قضاوت نمیکنم ولی با اصل زندان رفتن آدمی که فکر میکند حتما مخالفم".
در ادامه در پاسخ به سوال مجری مثالی میزند که "آدمی که چکش دستش است همه چیز را میخ میبیند" و عنوان میکند که ما آدم‌ها مسائل را آنطور که دوست داریم می‌بینیم و ممکن است من و آقای زیدآبادی هم همینطور باشیم. در ادامه از حضور مقامات جمهوری اسلامی از خاتمی و احمدی‌نژاد تا روحانی در دانشگاه‌ها مثال میزند و میگوید بیشترین حضور و پاسخ گویی در بین دانشجوها در کشور ماست، همچنین در مورد متروپل حضور مسئولان از وزیر کشور تا سایر مقامات مسئول در صحنه و برخورد با شهردارهای آبادان مثال میزند و درباره کسی که مثلا در این مورد با همه پیگیری ها هشتگ "تفنگت را زمین بگذار" میزند می‌گوید، مثالی هم در مورد پیگیری‌های انجام شده درباره فوت مرحومه مهسا امینی میزند و عنوان میکند در همین اتفاقات اخیر در تهران تیم های سه نفره بازیگر، فیلمبردار، کارگردان دستگیر شده‌اند. همچنین می‌گوید در حوادث اخیر تمام تلاش جلوگیری از درگیری جدی بوده و در همین تهران شش نفر شهید شدند و یک نفر از معترضین هم کشته نشد، چند نفر از بین جمعیت اسم نیکا شاکرمی و سارینا اسماعیل زاده را مثال می‌زنند و دکتر گنجی نفی می‌کند و می‌گوید "خانم شاکرمی جزو این موارد نیست و اگر خانواده شان اخلاقا اجازه میداد من همینجا داستانشان را میگفتم".
در ادامه مجری از قول یک نفر به این موضوع اشاره میکند که آیا درباره مهسا امینی آیا پیگیری هایی که می‌گویید انجام شده نتیجه ای هم داشته؟
گنجی اینطور پاسخ میدهد که اکنون در وسط ماجرا هستیم و علاوه براینکه به توییت های خودش در پیگیری این مسئله اشاره میکند میگوید که این اتفاقاتی که در کشور ما افتاد برای مهسا امینی نبود و اتفاقات سیاسی شده و به کسانی اشاره می‌کند که به جای پیگیری قانونی در مورد این مسئله و اجرای احکام به دنبال براندازی جمهوری اسلامی بوده‌اند.


مجری در ادامه سراغ سوال اصلی خود می‌رود که "اساسا به نظر شما در جمهوری اسلامی امکان اعتراض قانونی وجود دارد و مرز اعتراض کجاست"؟
زیدآبادی این مورد را عنوان می‌کند که در وجود دشمنان خارجی جمهوری اسلامی شکی نیست ولی این دشمن ها توجیه و بهانه ای میشود در توجیه برخی رفتارهای دیگر و در مورد مهسا امینی میگوید که خیلی راحت تر میشد برخورد کرد، مثلا تیم مسئول را تعلیق میکردند و میگفتند در مورد گشت ارشاد تجدید نظر خواهد شد. و درباره گشت ارشاد مطرح می‌کند که این مورد یک مسئله دینی نیست و مثلا در زمان صدر اسلام همچین چیزی وجود نداشته است. و ضمن مثال زدن از برخوردهای بد در گشت ارشاد عنوان میکند که معتقد است در جمهوری اسلامی امتیازات شهروندی به صورت برابر توزیع نشده است و به نظرش افراد نزدیک تر به حکومت از امتیازات بیشتری برخوردارند. همچنین با مثال زدن از اعتراضات معلمان و سایر اقشار بعد از سال ۹۸ عنوان میکند که فضایی برای اعتراض مسالمت آمیز داشت به وجود می آمد ولی با رهبران آن‌ها برخورد شد. علاوه براین از کسانی که می‌خواهند فضای کشور را صددرصد سیاه ببینند انتقاد میکند ولی در ادامه به شیوه حکومت هم اعتراض میکند که چه کسی گفته دولت مدرن باید مجری احکام شرع باشد و این بر اساس چه دیدگاهی از مذهب آمده؟ و این دیدگاه میتواند به داعش برسد، و میگوید "دولت همینجور که امام علی (ع) هم گفته‌اند باید امنیت تامین کنه، رفاه تامین کنه، راه تامین کنه" و دولت مجری احکام شرعی نیست.
وی در ادامه میگوید با این که افراد معترض حریمی برای پلیس قائل نیستند مخالف است ولی با ذکر مثالی از شیوه برخورد با یک اعتراض پاکستانی های مقیم انگلستان مطرح میکند که معتقد است باید در برخوردها تدبیر صورت بگیرد. و عنوان میکند که معتقد است ریشه این برخوردها شکل گیری نظام براساس فکر فقهی غیر مدرن است.
در ادامه نوبت به دکتر گنجی میرسد:
در ابتدا به صحبت های دکتر زیدآبادی درباره نابرابری حقوق افراد و اصطلاح آپارتاید اشاره میکند و میپرسد پس چطور شما در جامعه ای که ۹۹ درصدش مسلماننند در سه مقطع دانشگاه درس خوانده اید و اکنون جلوی حاکمیت ایستاده اید؟
و به کسانی که در اعتراضات فحش رکیک داده اند اشاره میکند و میگوید اینها براساس کدام آپارتاید دارند در دانشگاه های کشور درس میخوانند؟
در ادامه میگوید که با تحقیر فردی که معترض یا حتی مجرم است مخالف است و این را به هیچ صورت قبول ندارد.
دکتر گنجی به این موضوع اشاره میکند که این که در کشور اعتراضی شکل بگیرد که در آن افراد آسیبی به جایی نزنند و بعد ازینکه اعتراض کردند به خانه هایشان برگردند به نفع جمهوری اسلامی است. در همین مورد مثال هایی از یک تجمع اعتراضی در نازی آباد که پلیس هم از آن حمایت کرد و تجمع های اعتراضی که در مقابل مجلس بدون درگیری شکل میگیرد میزند. ولی میگوید که معتقد است عده ای نمیخواهند این اتفاقات شکل بگیرد. در مورد موضوع مهسا امینی هم با اشاره به اتفاقات اخیر و شکل گیری جنگ بین روایت ها مطرح میکند که مشکلات ایجاد شده به دلیل عدم ارتباط درست بین امنیت و رسانه است.
مجری از دکتر گنجی تشکر می‌کند و در ادامه سوالاتی که توسط حضار مطرح شده را از دو مهمان میپرسد.
سوال اول از دکتر گنجی است، در ابتدا به گفته دکتر گنجی درباره کم اطلاع بودن و کمبود مطالعه نسل جوان اشاره میکند و مطرح میکند که شاید دلیل این مسئله آن است که این نسل سرش را از کتاب بیرون آورده و به جامعه نگاه میکند، در ادامه با توجه به گفته دکتر گنجی که کسی کشته نشده میگوید "شما یک روز پیش توییت کردید که هیچ فردی از معترضان کشته نشده و همه کشته‌ها نیروهای امنیتی بودند آیا شما مهسا سارینا حدیث نجفی مهرشاد و صدها کشته اعتراض اخیر رو دیدید؟ شما سرتون رو از کتاب بیرون بیارید و به جامعه نگاه کنید" "تشویق حضار"
دکتر گنجی در پاسخ به این سوال میگوید که توییتی که به دروغ از من نقل قول شد درستش این است که من گفتم در تهران کسی کشته نشده، نگفته ام که در جای دیگر کسی کشته نشده، من این را گفته ام و هرکس بخواهد من اثبات میکنم که در تهران کسی کشته نشده.
سوال بعدی از دکتر زیدآبادی است که از او میپرسد با توجه به این که در اعتراضات سال های مختلف حضور داشته رفتارهای هنجار شکنانه اعتراضات اخیر را چگونه ارزیابی میکند، به طور مثال فحش های ناموسی که در سطح دانشگاه داده شده، آیا فضای جنبش دانشجویی مخالف از مفهوم مطالبه گری منطقی و با برهان خالی نشده؟
دکتر زیدآبادی قبل از پاسخ به این سوال با اشاره به کلمه آپارتاید این مسئله را مطرح میکند که در موقع صحبت کردن برخلاف زمان نوشتن گاهی کلمه ها معنای دقیق را نمیرساند و میگوید در این زمینه من باید به کلمه تبعیض اشاره میکردم و اشاره میکند که اعتقاد دارد تبعیض سیاسی در کشور اظهر من الشمس است و گرنه این که من در دانشگاه قبول شده ام نشان دهنده این است که در کنکور قبول شده ام و استعدادی هم داشته ام. "تشویق حضار" (دکتر گنجی میگوید که این مسئله نقض ادعای شماست)
دکتر زیدآبادی در ادامه به این مسئله اشاره میکند که خودش به عنوان یک دانش آموخته علوم سیاسی و برخی افراد فعال دیگر حق یک کاندیداتوری مجلس را ندارند، و با فیلترهای موجود خیلی از افراد راه به فضای قدرت در کشور ندارند.
در ادامه به برخوردهایی که به خاطر روزنامه نگار بودن با وی شده اشاره می‌کند و این مسئله را که دکتر گنجی گفته بوده تا به حال به روزنامه اش تذکری داده نشده را به این خاطر میداند که رسانه دکتر گنجی با دستگاه حاکم همراه است. علاوه براین به این مسئله اشاره میکند که در اظهار نظرهای مسئولین یکپارچگی وجود ندارد و این مشکل ایجاد میکند.

در پاسخ به سوال مطرح شده دکتر زیدآبادی میگوید "فحش که باد هواست" و مثال هایی از دوران امیرالمومنین میزند که زمانی که به حضرت توهین میشد ایشان میگفتند حرف در برابر حرف یا بخشش، و به این مسئله اشاره میکند که این که یه عده فحش دادند در نهایت به ضرر خودشان است ولی واکنش هایی که در این زمینه داده میشود خیلی تند است، به خود من هم شب و روز فحش های خیلی بد میدهند، و در ادامه به یکی از مواردی که در فضای مجازی کسی با عنوان رییس حزب ایران آنارشیسم به وی و بهزاد نبوی توهین کرده بود اشاره میکند.
سوال بعدی نوشته شده توسط حضار مخاطب خاصی ندارد و از هر دو مدعو پرسیده میشود. سوال به این مسئله اشاره میکند که نتیجه گشت ارشاد در جامعه معکوس بوده و باعث هدر دادن بودجه و بیزار کردن مردم از حجاب بوده، دلیل حمایت حکومت از گشت ارشاد چیست؟ سوال بعدی هم این است که به نظر شما آیا حاکمیت به حجاب اختیاری تن خواهد داد؟
پاسخ به سوال این بار توسط دکتر گنجی شروع می‌شود
دکتر گنجی در پاسخ به این سوال اظهار میکند که تعداد خانم های کشور ما به جز کودکان چیزی حدود 35 میلیون نفر است که شاید حدود نیمی از این افراد کم حجاب باشند، اما گشت ارشاد که با همه این ها درگیر نیست، در ادامه مطرح میکند که گشت ارشاد با سه دسته از افراد برخورد میکند که وضعیتشان فراتر از عرف بدحجابی است، دسته اول کسانی که از نظر پوشش سیالیت جنسی دارند، دسته دوم افرادی که پوشش بسیار نامتعارف دارند (اینگونه مطرح میکند: کسانی که مثل این است که از رختخواب بلند شده اند و آمده اند وسط خیابان)، و دسته سوم کسانی اند که مسئله شان عناد سیاسی است، در مورد دسته سوم یک توییت از دکتر مجید تفرشی مثال میزند با این مضمون که دونفر را دیده که یکی شان حجاب از سر برداشته و از مقابل پلیس رد شده و دیگری فیلم میگرفته که برخورد پلیس با وی را ضبط کند که البته پلیس هم به آن‌ها توجهی نکرد. در ادامه میگوید که اگر روش گشت ارشاد جواب ندهد باید اصلاح شود و مثلا به یک نهاد فرهنگی منتقل شود. وی همچنین مطرح میکند که یک نظرسنجی در سال 99 توسط دانشگاه مریلند انجام شد که در آن 4.9 درصد افراد از اساس جمهوری اسلامی را قبول ندارند و بقیه مخالفین منتقد یا معترض اند و اگر مشکلشان حل شود با جمهوری اسلامی همراهند. علاوه بر این میگوید از 2000 نفر در شهر ها نظرسنجی کرده اند که به نظر شما مردم به چه علت به خیابان آمده اند؟ 60 درصد گفته اند که مسئله اقتصادی است و 3.6 درصد گفته اند مسئله آزادی زنان است.
در ادامه به یک جمله از امام خمینی اشاره میکند که حرف هایتان را جزو اعمالتان در نظر بگیرید. و میگوید بعضی از کسانی که اینجا اسمشان هشتگ میشود اینها واقعا در حوادث کشته نشده اند، بعضی ازینها را اصلا نمیشود گفت، و ما اخلاقا در رسانه نمیتوانیم بگوییم که اگر بگوییم یک فاجعه برای خانواده پیش می‌آید.
نوبت به دکتر زیدآبادی می‌رسد این نکته را می‌گوید که انصاف حکم میکند این مورد را بپذیرد اینجور نبوده که گشت ارشاد تک تک افرادی که کم حجاب بوده‌اند را بگیرد و ببرد، بلکه تعدادی انگشت شمار بوده‌اند ولی تاثیر این برخورد با افراد انگشت شمار روی همه افراد کم حجاب است، مثلا زمانی که ما با افرادی که اینها از نظر جمهوری اسلامی پوشش نامتعارف دارند بیرون میرفتیم نگران این بودیم که اگر الان یک مامور با ما برخورد کرد چکار کنیم، و میگوید دلیل فوران احساسات در اتفاقات اخیر هم همین بود. علاوه بر این به ستاد امر به معروف و نهی از منکر اشاره میکند و میگوید "اساسا امر به معروف و نهی از منکر اونجوری که در متون هست و شما مراجعه میکنید بیشتر نقادی رفتارهای نادرست دولته" و مطرح میکند که این مسئله تقلیل یافته به تذکر در مورد حجاب. و میگوید که این مسئله توسط جمهوری اسلامی سیاسی شده و این آیه خطاب به زنان مومنه بوده و الان هر زنی که بخواهد اعتراض خود را نشان دهد روسری اش را بر میدارد و این برخورد ناگهانی یکدفعه چه بود؟ این دردسر ایجاد می‌کند. و می‌گوید در بین نیروهای انقلابی و سیاسی یک حالتی ایجاد شده که اینها با خیلی ها ارتباط ندارند و یک انحصار سیاسی هم در مقامات و پست‌ها ایجاد شده، علاوه بر این مطرح می‌کند با اینکه مطرح کردند این دیدگاه خوب است اصلاح شود موافق است و از آن حمایت میکند ولی به این مسئله اشاره میکند که در این زمینه هماهنگی وجود ندارد و بعضی ها هستند که نمی‌خواهند در این زمینه ها کوتاه بیایند.
سوال بعدی از دکتر گنجی است که مطرح میکند مناظرات و گفت و گوها محدود به همین دوره است و در زمان های دیگر مانند سال 88 و انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشده ولی عملکرد دولت اصلاح نمیشود یا تغییری نمیکند، در ادامه صاحب سوال از دکتر گنجی میپرسد "آیا دولت همین رویه را ادامه خواهد داد؟ (رویه نابود سازی به دست خود)"
دکتر گنجی در پاسخ به سوال مطرح میکند که صاحب سوال خودش پیشاپیش قضاوتش را کرده و سوال کردن پس از این قضاوت خیلی موضوعیت ندارد، در ادامه به این نکته اشاره میکند که به عنوان نماینده دولت در این مناظره حاضر نشده و مسئولیت دولتی نداشته ولی به گفت و گو معتقد است و یک جمله از سید محمد خاتمی نقل میکند که "از مشروطه که ما صاحب مجلس شدیم و نظام مدرن تشکیل دادیم هروقت به آزادی رسیدیم خرابش کردیم"
در ادامه دکتر گنجی به گفته دکتر زیدآبادی که امر به معروف و نهی از منکر در ارتباط با دولت است این نقد را وارد میکند خود شما حکومت دینی را قبول ندارید، پس چگونه میگویید این امر به معروف و نهی از منکر در ارتباط با دولت است؟ و به علاوه ۳۲ سال ازین ۱۴ سال از سال ۶۰ دولت دست اصول گرایان نبوده است، آن طیفی که آقای زیدابادی از آن سخن میگوید الان کجاست؟
در ادامه مطرح میکند گشت ارشاد دلیل صداقت جمهوری اسلامی است، چون جمهوری اسلامی در حوزه آزادی صلاحیت لغو قوانین شرعی را ندارد.
سوال بعدی از دکتر زیدآبادی است که میپرسد با توجه به اینکه ایشان گفته بود فحش باد هواست پس حکم فقهی و قانونی سب النّبی چیست؟
دکتر زیدآبادی در پاسخ به دکتر گنجی میگوید که ممکن است کسی مسلمان باشد و در حوزه اجتماعی مومن باشد ولی به اینکه دولت باید دستگاه اجرای شرع باشد اعتقادی نداشته باشد. و به روش دکتر گنجی انتقاد میکند و میگوید اینکه احکام غیر قابل تطبیق با شرایط زمان باشند این شبیه داعش میشود، و چند مورد از قرآن مثال میزند که با توجه به تغییر شرایط زمان اجرایشان تغییر کرده. مانند پدیده های برده داری، یا حقوق اهل کتاب یا وجود قانونی مرزها، و به این موضوع اشاره میکند که دولت باید در مورد اتباع و اعتقاداتشان بی طرف باشد، و مطرح میکند که معتقد است جمهوری اسلامی به دلیل حفظ مشروعیتش به احکام فعلی پایبند است نه به دلیل حفظ دین.
در مورد سب النبی مطرح میکند که این حکم در فقه مطرح شده و در قرآن یا نهج البلاغه مطرح نشده و لزوماً به شخصه هر چیزی که توسط فقها مطرح شود را قبول ندارد و در ادامه انتقاداتی به دستگاه فقهی وارد میکند، و همچنین به این مورد اشاره میکند که در مورد خیلی از مسائل در جمهوری اسلامی طبق نص قرآن عمل نمیشود، پس چرا در مورد موضوعی مثل حجاب عمل میشود.
علاوه بر این به این مسئله اشاره میکند که معتقد است دین در اصل یک نظام معنوی توحیدی است و احکام فرع آن است ولی در جمهوری اسلامی بیشتر از اصل به فرع آن توجه می‌شود.
و در پایان این مورد را مطرح میکند که چیزی که میتواند مبنای مجرمیت قرار بگیرد عمل فرد است نه حرف او نوبت به دکتر گنجی می‌رسد.
دکتر گنجی مطرح میکند که قرائت های مختلفی از اسلام وجود دارد ولی ما معتقد به اسلام فقاهتی هستیم، و بقیه اسلام ها به التقاط منجر میشود، چون اعتقادات آن ها با برخی مکاتب مانند کمونیسم و لیبرالیسم مخلوط شده، در ادامه به سوال دکتر زیدآبادی اشاره میکند که دقیقا اینکه احکام در جمهوری اسلامی متناسب با زمان اجرا میشود دیگر چرا شما نقد میکنی؟ و مطرح میکند که تحول فقهی اتفاق افتاده، باورها ارزش ها و هنجارها قابل تغییر نیست ولی ابزارها قابل تغییر است. اگر باورها تغییر کند دیگر نه ایران هفت هزار ساله داریم نه ایران دو هزار و پانصد ساله و نه ایران هزار و چهارصد ساله، چرا که اگر باورها تغییر کند دچار تغییر هویتی میشویم.
در ادامه به این تقریر که دین صرفا در اخلاقیات است انتقاد میکند و بیان میکند اجرای احکام را از ملزومات دین میداند. همچنین به تنزل دهی زندگی به حیات صرف مادی توسط دنیای غرب انتقاد میکند و خلاصه شدن زندگی ها در لذت گرایی را از آثار آن بیان میکند. همچنین اشاره ای میکند به تقلیدی نبودن اصول دین و لزوم اینکه هر فرد خودش درباره این اصول تحقیق کند.
سوال بعدی از دکتر گنجی است با این موضوع که از آنجا که دکتر گنجی پیگیری‌ها را در مورد مسئله مهسا امینی مطرح کرد آیا مثلا در مورد موضوعی مثل هواپیمای اوکراینی پیگیری ها به نتیجه ای رسید که اکنون بتوان به پیگیری در مورد این مسئله امیدوار بود؟
در پاسخ به این سوال دکتر گنجی میگوید که مسائل حقوقی نباید سیاسی شوند، برای مثال در مورد یک پرونده مانند شهرام جزایری که در افکار عمومی بسیار متهم بود در دادگاه نتوانستند تخلفش در بسیاری از موارد را ثابت کنند، و مثلا در مورد هواپیمای اوکراینی در حال حاضر چندین نفر در زندان به سر میبرند، نمیشود در مسائل حقوقی متاثر از فشار اجتماعی تصمیم گیری کرد، در ادامه مطرح میکند که اگر جمهوری اسلامی ایرادهایی دارد باید آن را اصلاح کنیم. و میگوید که فراتر از جمهوری اسلامی به نظرش سراب است، و به نظرش خواسته اکثر مردم براندازی نیست بلکه اصلاح است.
مجری تشکر میکند و پایان جلسه را اعلام میکند، البته دکتر زیدآبادی درخواست میکند چند دقیقه دیگر اجازه صحبت داده شود تا یک مورد را رفع ابهام کند و مجری اجازه میدهد.
دکتر زیدآبادی مطرح میکند که با اسلام فقاهتی مشکلی ندارد ولی معتقد است با اسلام فقاهتی نمی‌شود دولت اداره شود و به مطرح شدن فقه المصلحه توسط امام خمینی اشاره میکند، و در ادامه میگوید که با اینکه تنها یک فرقه اسلامی را معتبر ببینیم و بقیه را منحرف ببینیم مخالف است
یک نکته هم درباره هواپیمای اوکراینی مطرح میکند که میدانیم عده ای را گرفته اند، ولی از زمانی که اتفاق افتاد تا زمانی که اعلام شد به نظر میرسید عده ای میخواستند این موضوع را پنهان کنند، باید این موضوع روشن شود و با کسانی که میخواستند این موضوع را پنهان کنند برخورد شود.
در ادامه به این موضوع میپردازد که به نظرش حکومت باید اصلاح شود تا زمانی که ساختار حکومت با بافتار اجتماعی منطبق شود و معتقد است باید این اصلاح اتفاق بیفتد و با براندازی مخالف است چون چاهی است که انتهای آن معلوم نیست ولی معتقد است اگر اصلاح اتفاق نیفتد با براندازی مواجه میشویم و باید اصلاح ایجاد شود تا از این گردنه خطرناک نیز عبور کنیم.