ویرگول
ورودثبت نام
روزنامه شریف
روزنامه شریفآخرین متن و حواشی دانشگاه صنعتی شریف از بزرگترین رسانه دانشگاهی کشور
روزنامه شریف
روزنامه شریف
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ روز پیش

سه ماهواره، در یک روز

گزارشی از مراسم پرتاب سه ماهواره ایرانی در یک روز

 جا برای نشستن نبود، عده‌ای روی پله‌ها نشسته بودند و عده‌ای ایستاده تماشا می‌کردند. سالن آمفی‌تئاتر کانون پرورش فکری میزبان علاقه‌مندان و دانشمندان فضایی کشور بود؛ چرا کانون؟ سؤال به جایی که تا وقتی پسربچه‌ای که مقابلم ایستاده بود را دیدم، من هم به آن فکر می‌کردم. آن پسربچه با شروع شمارش معکوس حسابی هیجان‌زده شد و با تمام وجود دست می‌زد. با هر مرحله جدایش ماهواره‌بر دو دختربچه که به بالکن آمفی‌تئاتر آمده بودند تا صحنه را بهتر ببینند، ذوق‌زده، در گوش هم چیزهایی می‌گفتند؛ شاید آرزو برای شغل آینده‌شان. همه سالن روی پا ایستاده و منتظر مراحل بعدی بودند. یک‌گوشه آن سالن دوطبقه بزرگ، شور بیشتری برپا شده بود که توجه مجری را هم به خودش جلب کرد. جوانانی که بعد فهمیدم میانگین سنی آن‌ها ۲۶ سال بیشتر نیست؛ یکی از گروه‌های سازنده ماهواره بودند و هرازچندگاهی با هم بلند می‌گفتند «ویسِئو»، ظاهراً به روسی می‌شود، «تمام»! بیشتر کنجکاو شدم و چون سؤال‌کردن برای آدم درون‌گرایی مثل من دشوار بود، در آن شلوغی به جست‌وجو در اینترنت پرداختم.

ماهواره‌های ایرانی...

 پایا، ماهواره‌ای سنجشی (تصویربرداری) با دقت ۵ مترِ سیاه‌سفید و ۱۰ متر رنگی، محصول صاایران. ظفر۲ نیز سنجشی است با دقت تصویربرداری ۱۵متر رنگی، محصول دانشگاه علم و صنعت. کوثر۱.۵، ماهواره‌ای سنجشی با دقت ۳.۴۵ متر در طیف مرئی، ساخت شرکت دانش‌بنیان امیدفضا.

 ظاهراً این جوان‌های پرشور حاضر در سالن، سازنده کوثر ۱.۵ بودند. این ماهواره‌ها واقعاً ایرانی بودند. در بین افراد سازنده از اقصی‌نقاط کشور نقش ایفا کرده بودند، از خراسان تا اصفهان و شیراز و یزد و اردبیل و تهران و...

 «ایرانی یک صفت برای این ماهواره‌ها نبود، یک فعل بود!» ما جوانان که هفته پیش چند ماهواره ایرانی اصیل را به فضا فرستادیم و وارثان ابوریحان و خواجه‌نصیر و خیام‌ها هستیم، هر یک می‌توانیم نام خودمان و ایرانمان را در آسمان‌ها حک کنیم.

 از دنیای سالن دور شده و غرق مطالب بودم، حرف‌های شنیدنی زیادی داشتند، تجاربی را برای اولین‌بار در کشور رقم زده بودند. عکس‌ها را که می‌دیدم تعداد خانم‌های سازنده هم محسوس بود، آن هم برای صنعتی که در افکار مردممان شاید چنین حضوری دورازذهن باشد. یک موضوع جالب دیگر آنکه آنها آنچه گذشت خود را با افتخار می‌گفتند، حتی شکست‌ها را! مثلاً اولین تست ارتعاشی که در شروع کار زده بودند، منجر به متلاشی‌شدن سازه‌شان شده بود؛ ولی با اطمینان به بقیه راه ادامه داده بودند و امروز، صحبت‌هایی از این جوان‌ها می‌خواندم که به‌جرئت شاید صاحبان کمپانی‌های مطرح جهانی در سن ۴۰، ۵۰ سالگی به زبان می‌آورند. از منظومه ماهواره‌ای ۲۰۰تایی تا سال ۱۴۰۷ دم می‌زدند و رقابت و حتی تجارت در سطح جهانی. در صحبت‌هایشان به حضور دستی از عالم غیب در همه لحظه‌ها اعتراف می‌کردند. هرچه می‌خواندم، بیشتر می‌فهمیدم که این آدم‌ها متفاوت هستند. اراده‌شان، افکار و همتشان همه متفاوت بود. بوی تغییر می‌دهند و بوی بلندپروازی. بچه‌هایی از دانشگاه‌های مختلف کشور از شریف تا تهران، امیرکبیر، دانشگاه اصفهان، قم و بابل و... همه در کنار هم این موفقیت بزرگ را رقم زده بودند.

 من آن روز دقایق متمایزی را سپری کردم و از آن سالن یک جمله را به یادگار با خود بردم؛ باید رفت سراغ کارهای نشدنی تا بشود.


خانم فاطمه شهرابی، ۱۴۰۲ مهندسی هوافضا

علمروزنامه شریفدانشگاه شریفنجومفناوری
۲
۰
روزنامه شریف
روزنامه شریف
آخرین متن و حواشی دانشگاه صنعتی شریف از بزرگترین رسانه دانشگاهی کشور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید