سابقه ایجاد رشته سیاستگذاری در شریف را باید در روند تکامل خود دانشگاه تحلیل کرد.
شریف از دهه۷۰، ورودش به عرصه غیرمهندسی را آغاز کرد و دلیلش هم رسیدن دانشگاه و بخشی از اساتید به این جمعبندی بود که اگر بخشی از دانشجویان به عرصههای غیرمهندسی ورود کنند، هم برای خودشان و هم برای کشور میتواند منفعتآفرین باشد که استعداد قوی و ظرفیت بالای دانشجویان، صرفاً محصور در حوزه مهندسی نماند. مخصوصا با توجه به اینکه مسائل کشور، مسائل کلانی هستند و صرفاً تکنیکالِ فنی نیست. در این صورت، بخشی از دانشجویانی که علاقهمند به این حوزهها هستند، به شکل کلی آموزش میبینند و بعد به حل مسائل کشور کمک خواهند کرد.
حدودا دهه۷۰، اولین دورهای که راه افتاد، گروه فلسفه علم بود که بچهها را وارد بحث حوزه علم، فناوری، مبانی فلسفه و تحلیل نسبت علم و دین و ارزشهای اجتماعی میکرد. سپس در دهه۸۰، یعنی در آخر دهه۷۰ و دهه ۸۰، دانشکده مدیریت و اقتصاد پایهگذاری شد که دو رشته مکمل را شامل میشد؛ یکی مدیریت که هدفش پرورش مدیران بخش خصوصی و بنگاههای اقتصادی بود و دیگری رشته اقتصاد که با این هدف به وجود آمد که فارغالتحصیلان، حداقل روی بخشی از مشکلات اقتصادی کشور متمرکز شده و به حل آن کمک کنند. میتوان گفت این پیشینهای برای ورود شریف به حوزه غیرمهندسی بود که البته دانشگاه در این زمینه بسیار محتاط و گزینشی عمل کرده است.
اولاً، شریف در همه رشتهها ورود نکرده، صرفا رشتههای محدودی و آن هم بهشدت آرامآرام. زمانی که من دانشجوی کارشناسی ارشد MBA بودم، سال حدود۸۰-۸۱، مقدمات بحثسیاستگذاری شروع شد؛ به این دلیل که ترکیب رشتههای موجود انگار چیزی کم داشت و آن هم رشتهای بود که نگاه مسألهمحور و میانرشتهای به حل مسائل کشور داشته باشد.
با اینکه اقتصاد و مدیریت هر دو رشتههای رو به جلویی بودند، اما این خلأ را پوشش نمیدادند. مدیریت که اصولاً مسائل خرد بنگاهها را تجزیهتحلیل میکند و رشته اقتصاد هم، علیرغم اهمیتش، حوزهای تکرشتهای است که فقط از زاویه اقتصادی آمده و چالشهای اقتصادی را تجزیهتحلیل میکند؛ درحالیکه موضوعات و چالشهای کشور فراتر از صرفاً اقتصاد هستند و در محدوده رشته تخصصی نمیگنجند. برای مثال آلودگی هوا، ناترازی انرژی یا بانکی که ظاهرا اقتصادی به نظر میآید اما همزمان هم مسائل فنی هستند و هم بهشدت سیاسی یا حتی امنیتی.
بنابراین، جای خالی یک رویکرد علمی که بتواند ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی، امنیتی و سیاسی موضوعات را در کنار هم تحلیل کند و همچنان این جسارت و بینش را تولید کند که بهسمت حل این مسائل حرکت کند خالی بود. انباشت چالشهای کشور هم این حساسیت را نشان میداد.
به همین جهت، در سال ۸۱-۸۲ فرایندی شروع شد که حوزه علمیای که میتواند کمککننده باشد، پیدا شود. در آن زمان، هنوز رشته سیاستگذاری به اندازه فعلی شناخته شده و در ایران فعال نبود. مطالعات اولیه، بررسیها و مشورتهایی که با کارشناسان امر شد، دانشکده مدیریت و اقتصاد و بخش دیگری از دانشگاه را بهتدریج به این نتیجه رساند که خوب است برای ایجاد رشته جدیدی که در دنیا نسبتاً شکل گرفته اقدامی بکنیم و آن هم رشته سیاستگذاری بود.
در آن زمان، هرچند دوستانی بودند که جستهوگریخته در این زمینهها تحصیل یا تحقیق کرده بودند، ما ظرفیت تخصصی بهوجودآوردن رشتهای با حداقل استاندارهای لازم را نداشتیم که در آن زمینه نه استادی بود و نه فارغالتحصیلی.
دانشگاه، ابتکار پیشدستانهای به خرج داد؛ در دوره اول تکمیل ظرفیت داخل را با ظرفیت بینالمللی انجام داد و از پیوند مشترک ظرفیت داخلی و بینالمللی استفاده کرد تا اول سراغ پرورش تعدادی استاد برود که بعد این اساتید بتوانند رشته را دست گرفته و جلو ببرند. درنتیجه، ما ضعف داخلی را با ظرفیت بینالمللی پوشش دادیم؛ نکته دوم این است که از همه عرصههای مختلفی که سیاستگذاری میتواند ورود کند مثل سیاستگذاری عمومی یا سیاستگذاری سلامت یا سیاستگذاری اجتماعی و انرژی و محیط زیست و... در جامعهای که تمامی اینها را شامل میشود، میتوانستیم به هر مدلی ورود کنیم.
ما قصد داشتیم درجهت استفاده از ظرفیت مهندسی قوی در شریف، تمرکز اولیه را حوزه علم و فناوری قرار دهیم. همچنین تحلیلها نشان میداد که علم و فناوری و رشدش، از اصلیترین متغیرهای شکلدهنده آینده دنیا و منجمله کشور ما خواهد بود؛ به دلیل اینکه هم رشد اقتصادی، هم مسائل زیستمحیطی، اجتماعی و حتی امنیتی را میتواند درگیر کند. همان موقع، دانشگاه ساسکس که بهعنوان همکار دانشگاه انتخاب شد، یکی از قویترین مراکز تحلیلی سیاستگذاری علم و فناوری را تحت عنوان اسپیآریو یا ساینس پالیسی ریسرچ یونیت (SPRU) داشت که پیشرو بود و به همین دلیل هم انتخاب شد.
بر این اساس، همکاریها بین دانشگاه شریف و ساسکس شروع شد و بنا بر این بود که تعدادی دانشجو در سطح دکترا وارد این دوره مشترک بین دانشگاهها شده و از ظرفیت علمی بینالمللی استفاده کنند؛ اما پایاننامههایشان روی مسائل داخلی باشد. مجوزهای لازم اخذ شد و کنکورها برگزار شد. بهتدریج از سال ۸۴ تا ۸۶، هر سال پنج نفر و درمجموع حدود ۱۵نفر وارد این دوره دکترای مشترک شدند و کار در شریف آغاز شد؛ اما باتوجهبه جدیدبودن کار، مشترک بودنش و تغییرات مدیریتی، در عمل به چالشهای قابلتوجهی خورد که باعث شد آن گروه ۱۵نفره، مجدداً مسیرهای متفاوتی را شروع کنند. بعضی از آنها نتوانستد در همان چارچوب دوره مشترک درسشان را به اتمام برسانند؛ ولی به هر صورت، تعداد خوبی از آن ۱۵نفر در شریف، چه بعد در انتقالشان به دانشگاههای دیگر فارغالتحصیل شدند و بهتدریج پایهگذاری اولیه برای راهافتادن رشته سیاستگذاری در ایران، حداقل در دانشگاه شریف شروع شد.
به جایی رسیدیم که دانشجویان سیاستگذاری در ایران یا خارج از کشور فارغالتحصیل شدند. حوالی سال91، تعدادی از فارغالتحصیلان خارج از کشور برگشتند و دانشگاه با ایجاد پژوهشکده سیاستگذاری، گام اجرایی برای شکلدهی به نهاد مربوط به این حوزه را شروع کرد و دلیل پژوهشیشدنش این بود که هنوز در آن دوره، مقدمات لازم برای گرفتن دانشجو و مجوزهای لازم طول میکشید. بهطورکلی فرایند راهاندازی رشته، بهمعنای دانشجوگرفتن، پیچیدگی بیشتری دارد. بنابراین، کار با ایجاد پژوهشکده سیاستگذاری حدود سال۹۰ تا ۹۲ در دانشگاه شروع شد. آقای دکتر سوزنچی و تعداد دیگری از دوستان جزو تیم اولی بودند که پژوهشکده را بنا کردند و کار را جلو بردند. کار تحقیقاتی روی مسائل حوزه سیاستگذاری با ایجاد پژوهشکده آغاز شد و همزمان پیگیریهای مربوط به ایجاد رشته هم جلو میرفت. چالشهای اجرایی که در راهاندازی رشته از قبل ایجاد شده بود باعث بروز مقاومت اولیهای از جانب دانشگاه برای راهافتادن رشته در مقطع ارشد و دکترا شد. این پیگیریها با ایجاد پژوهشکده شتاب بیشتری گرفت و در فاصله سال ۹۲ تا ۹۷، دوره کارشناسی ارشد سیاستگذاری علم و فناوری رسماً متولد شد. اکنون پژوهشکده سیاستگذاری رشد کرده و به مجموعهای شاید بالای 50-60نفر رسیده که عمدتاً روی مسائل مختلف کشور کار میکنند. در سال۹۶، مجموعهای ذیل پژوهشکده در خارج دانشگاه متولد شد (که البته بعداً مستقل شد) به اسم اندیشکده حکمرانی. کنفرانس حکمرانی و سیاستگذاری عمومی راه افتاد که پنج سری هم داخل دانشگاه برگزار شد و اجتماع خیلی بزرگی از 400-500 نفر از فعالان حوزه سیاستگذاری بود که سالی یک بار دور هم جمع میشدند و آخرین دستاوردهای علمی را به اشتراک میگذاشتند. بهتدریج شبکهای از فعالان حوزه به وجود آمد. نهایتاً مجوزهای لازم گرفته شد و سال ۹۷، کارشناسی ارشد سیاستگذاری راه اندازی شد که ظرفیتش با شتاب خوبی درحال رشد است. اساتید بیشتری جذب شدند و از سال ۴۰۳ هم اگر اشتباه نکنم، دوره دکترا مجددا، این دفعه با اتکا به ظرفیت داخلی نه به شکل مشترک، راهاندازی شد که میتوان گفت به ظرفیت قابلقبولی رسیده است؛ هرچند جای رشد دارد.
من فکر میکنم آینده رشته درخشان خواهد بود؛ بیش از پیش به کشور کمک و ظرفیتش هم توسعه پیدا خواهد کرد. طبیعتاً اگر بخواهیم آن چشمانداز را نگاه کنیم، باید حوزههای متنوعتری از سیاستگذاری را بهتدریج اضافه کرد. مزیت نسبی شریف این است که سایر حوزهها را هم در پرتو علم و فناوری تحلیل کند؛ مثلاً وقتی حوزه انرژی را میبینیم، انرژی ابعاد مختلف دارد که احتمالاً شریف باتوجهبه تخصص فنی و مهندسیاش در کنار حوزه سیاستگذاری، خیلی بهتر میتواند زوایای فنی این حوزه را تحلیل کند تا به پیشنهادهای اثربخش برسد. بنابراین، آینده رشته احتمالاً به این سمت خواهد رفت که تنوع بیشتری در تخصصها به وجود بیاورد و معطوف به چالشهای کشور باشد.
ما امیدواریم که این رشته بهعنوان یکی از رشتههای تأثیرگذار و اثربخش در دل شریف با مشارکت همه بخشهای مختلف ادامه پیدا کند و میانرشتهای بودنش باعث شود که خیلی همکاریهای بینرشتهای، بین دانشکده سیاستگذاری و بقیه دانشکدهها به وجود بیاید