به عنوان کسی که از دوازده سالگی Civilization بازی کرده و همچنان -اگر فرصت باشد- بازی میکند، باید اعتراف کنم همیشه به سیاستگذاری علاقه داشتهام، اما هیچ وقت فکر نمیکردم در یک گروه سیاستگذاری در دانشگاه مشغول به تدریس شوم. اکنون که بیش از هفت سال است به تدریس در این رشته مشغولم، خوب میفهمم که یکی از دلایلی که من به تدریس سیاستگذاری فکر نمیکردم این بود که در زمان دانشجویی ما، هیچ شناختی از این رشته در کشور وجود نداشت. اگرچه من و بسیاری از همنسلانم دغدغه اثرگذاری و کمک به حل مسائل کشور را داشتیم، همیشه فکر میکردیم این کار از رهگذر کسب تخصص در یکی از نیازهای فنی یا اجرایی ممکن میشود و کمتر به اهمیت طراحی و راهبری سطح کلان فکر میکردیم و مهمتر از آن نمیدانستیم برای اثرگذاری مثبت در آن سطح به چه تخصصی نیاز است.
کسانی که تجربه بازی Civilization یا هر بازی استراتژی کلان دیگری دارند به خوبی میدانند که این بازیها مبتنی بر ملغمهای از کوشش برای کشف، رقابت برای قدرت، برنامهریزی برای آینده و آمادگی برای مواجهه با موقعیتهای پیشبینینشده است. به طرز شگفتآوری تجربه تلاش برای اثرگذاری در سطح کلان هم شبیه همین ملغمه را به همراه دارد، اما با یک تفاوت عمده: در بازیهای استراتژی (مثل دنیای سیاست) شما به دنبال حذف رقیب هستید، اما در دنیای سیاستگذاری هدف بهبود وضعیت و یادگیری بیشتر برای آینده است. علاوه بر این، در بازیهای استراتژی شما به تدریج و مرور زمان میتوانید بیاموزید که چه کارهایی اولویت دارند، در کدام موقعیتها باید چه راهبردی در پیش بگیرید و حتی یک سبک بازی برای خود ایجاد کنید. اما در دنیای سیاستگذاری شما فرصت یادگیری زیادی ندارید و اگر بازی را بلد نباشید فرصتهای زیادی برای اثرگذاری پیدا نخواهید کرد. به همین دلیل رشته سیاستگذاری تنها رشتهای است که میتواند نگاه شما را به ابعاد مختلف صحنه باز کند و این توانایی را به شما بدهد که در کنار برخورداری از دانش علمی و مهارتهای لازم برای بقا در این حوزه، جایگاه مناسب خود را در این صحنه پیدا کنید و در میدان عمل اثرگذاری داشته باشید.
اکنون که سال دومی است که آموزش مبانی سیاستگذاری عمومی را به دانشجویان دانشگاه برعهده دارم، میدانم که در ذهن دانشجویان مهندسی که به دنبال تغییر رشته هستند سوالاتی درباره رشته سیاستگذاری علم و فناوری در مقطع کارشناسی ارشد وجود دارد و در قالب پرسش و پاسخهای زیر سعی خواهم کرد توضیحات خود را ارائه کنم.
ا - رشته مدیریت (و به صورت خاص MBA) بیشتر با مسائل مدیریت یک بنگاه سروکار دارد و تمرکز آن عمدتا بر سازماندهی و برنامهریزی جنبههای مختلف یک سازمان یا شرکت است. در مقابل، رشته اقتصاد هم مسائل خرد (در سطح بنگاه) و هم مسائل کلان (در سطح ملی و بین المللی) را شامل می شود، اما اصالتا بر جنبههای اقتصادی مسائل تمرکز دارد. اگرچه در سالهای اخیر – به مدد ابزارهای اقتصادسنجی- توجه اقتصاددانان به حوزه های دیگر هم جلب شده است، نگاه آنان به مسائل همچنان تکبعدی و از زاویه فنی (محاسبات ریاضی و آماری) است و با تحلیل چندبعدی مسائل (خصوصا در سطح کلان) فاصله زیادی دارد. مثلا ممکن است قیمت بهینه بنزین را بتوان از لحاظ اقتصادی محاسبه کرد ولی محدودیتها و پیامدهای اجتماعی و سیاسی چنین تصمیمی خارج از دایره تحلیل اقتصادی است. به عبارت دیگر، برای اقتصاددانان اینها حواشی تصمیم اصلی هستند ولی در دنیای واقعی، نیروهای سیاسی و اجتماعی اغلب بسیار قدرتمندتر و اثرگذارتر از منطق ریاضی اقتصاد ظاهر می شوند. رشته سیاستگذاری تنها رشته ای است که ضمن بوجود آوردن امکان تحلیل و نقد مدل اقتصادی میتواند تحلیلهای دیگر را هم در کنار تحلیل اقتصادی قرار دهد و بر اساس آن تصمیمسازی کند. بنابراین سیاستگذاری رشتهای چندبعدی و کلاننگر است که به دنبال حل مسائل با در نظر داشتن تحلیلهای فنی (اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، ...) و ملاحظلات سیاسی و اجرایی است.
ا- یک نگاه به سابقه سیاستمداران و تصمیمگیران کشور از پیش از انقلاب تا به امروز نشان می دهد که بسیاری از آنها دارای سابقه تحصیل مهندسی بودهاند. بنابراین مهندسان با قرار گرفتن در موقعیتهای تصمیمگیری کلان بیگانه نیستند، اما بسیاری از کسانی که در این جایگاهها قرار گرفتند از علم سیاستگذاری بیبهره بوده اند و آنچه باید را -در بهترین حالت- به تجربه آموخته بودند. علاوه بر این ضعفهای عمده نظام دانشگاهی ما در علوم انسانی و اجتماعی موجب میشود بسیاری از فارغالتحصیلان این رشتهها، علاوه بر اینکه شناخت کافی از علم سیاستگذاری ندارند، از مواجهه با جنبههای فنی/ریاضی مسائل گریزان باشند و وقتی در موقعیت تصمیمگیری قرار میگیرند کمتر بر دادهها و شواهد تکیه کنند. بنابراین تحصیلات مهندسی فرصتی کمنظیر برای تجمیع جنبههای نرم و سخت فعالیت سیاستگذارانه است؛ خصوصا که بسیاری از مهندسان با دغدغه کمک به «ساخت» کشور به تحصیل در رشتههای مهندسی وارد شدهاند. علاوه بر این، اغلب تصمیمات سیاستگذاران در بسیاری از حوزههای علم و فناوری (مثل مهندسی پزشکی، فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی، نفت و غیره) بدون شناخت کافی از کف میدان و مسائل این حوزه ها صورت میگیرد و وجود مهندسانی که هم سیاستگذاری و هم مهندسی بدانند به بهبود تصمیمگیری کمک شایانی خواهد کرد.
ا- آنچه اغلب به عنوان سیاستگذاری عمومی شاخته میشود یکی از زیرشاخه های رشته علوم سیاسی است و اکنون در بعضی دانشگاههای کشور هم تدریس میشود. ویژگی عمومی این دورهها این است که تمرکز زیادی بر جنبههای سیاسی مسائل دارند ولی به حنبه های فنی-اجرایی کمتر توجه میکنند و استفاده چندانی از ابزارهای ریاضی هم نمیکنند. در مقابل رشته سیاستگذاری علم و فناوری که در دانشگاه صنعتی شریف تدریس میشود به جنبههای مختلف سیاستگذاری (فنی، اجتماعی، سیاسی، اجرایی) نگاه متعادلتری دارد و از ابزارهای ریاضی هم استفاده بسیار بیشتری میکند. با توجه به اهمیت روزافزون فناوریهایی نظیر هوش مصنوعی در حوزههای مختلف زندگی امروز، تحصیل در این رشته می تواند پل بسیارخوبی برای ورود به عرصه علوم سیاستگذاری و اثرگذاری در سطح کلان باشد.
ا- طراحی رشته سیاستگذاری در دانشکده به گونهای بوده است که بدون این که از پیچیدگیهای دنیای واقعی سیاستگذاری بکاهد، آموزش و بکارگیری ابزارهای ریاضی در تحلیل مسائل سیاستی را در سطح پیشرفتهای در برنامه درسی بگنجاند. واقعیت این است که بسیاری از پیچیدگیهای روابط قدرت بین افراد و گروهها یا معنای ارزشها و نمادهای گوناگون در ذهن آنها قابل تقلیل به روابط ریاضی نیست و فهم آنها نیاز به آشنایی عمیق همدلانه یا بر مبنای تجربه مشترک دارد. بنابراین، اگرچه بخش بزرگی از درسهای رشته سیاستگذاری برمبنای ابزارهای ریاضی تدریس میشوند، باید به خاطر داشت پیچیدهترین تصمیمها قابل تقلیل و فرمولبندی نیستند ولی ذهن پرورشیافته میتواند آنها را تحلیل کند. دوره سیاستگذاری بر مبنای آموزش مجموعه گستردهای از دانشها، مهارتها و ابزارها طراحی شده است که هرکدام کاربرد خاص خود را داراست.
ا- خیر، به هیچ عنوان. اگر پس از تحصیل در سیاستگذاری به هر دلیل شما بخواهید به مهندسی بازگردید، سیاستگذاری به عنوان یک تجربه که دید کلان به شما میدهد به یاری شما خواهد آمد. همچنین پس از تحصیل در سیاستگذاری شما میتوانید به بسیاری از رشتههای علوم اجتماعی مادر وارد شوید، خصوصا اگر دیدگاه یا کاربردی مرتبط با سیاستگذاری را در نظر داشته باشید. مهمتر از همه، رشته سیاستگذاری به شما امکان تخصص یافتن در یکی از حوزههای گوناگون سیاستگذاری نظیر فناوری اطلاعات، حمل و نقل، انرژی، بهداشت و ... را خواهد داد.
ا- قطعا یکی از مشکلات سیاستگذاری در کشور عدم وجود کسانی با آموزش و مهارتهای سیاستگذاری بوده است: بسیاری از تصمیمها یا بدون توجه به جنبههای مختلف مساله صورت گرفتهاند یا به اندازه کافی آیندهنگر نبودهاند (بحرانهایی نظیر کاهش منابع آب زیرزمینی بخاطر احداث چاهها، افزایش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی و ...). البته، بدیهتا تمام مسائل کشور صرفا به این دلیل بوجود نیامدهاند، اما وجود افرادی که دارای دانش و مهارتهای سیاستگذاری باشند (حتی به عنوان تصمیم ساز) می تواند نقش بسزایی در پیشگیری از بروز و تشدید مسائل مشابه و کمک به حل نوآورانه مسائل موجود داشته باشد.
ا- به هیچ وجه. اتفاقا سیاستگذاری ابزاری برای ایجاد زمین مشترک بحث درباره مسائل واقعی، عقلانی کردن فرآیند تصمیمگیری و بهبود یادگیری دستهجمعی است که همه جریانهای سیاسی در آینده نزدیک و دور به آن احتیاج خواهند داشت. هیچ گروهی که بخواهد نقشی در آینده کشور بازی کند از آموختن دانش و مهارتهای سیاستگذاری بینیاز نیست.