هر کسبوکاری برای بیرونکشیدن گلیم خود از آبوگِل، رقابت در بازار و موفقیت، با چالشهای عمدهای روبهرو است. این مشکلات در بازار امروز ایران، باوجود محدودیتهای اقتصادی و تحریم، به مراتب پیچیدهتر هستند. در این شرایط، الگوبرداری از مدلهای جهانی میتواند جذاب و وسوسهانگیز باشد. شاید در وهله اول، پیادهسازی مدلهای کسبوکار غربی، نوآورانه بهنظر برسد اما این رویکرد بدون درنظرگرفتن نیازها، شرایط اقتصادی و فرهنگی، قدرت خرید مردم، نوع و میزان دسترسی به منابع و زیرساختهای کشور، در عمل میتواند باعث ناکارآمدی، عدم تطابق با بازار هدف و درنهایت شکست کسبوکار شود.
بسیاری از استارتاپهای داخلی با فرض اینکه یک مدل غربی بهطور کامل در ایران قابلاجراست، بدون مطالعه و تحلیل کافی وارد بازار میشوند و پس از مدتی با مشکلاتی مانند عدم جذب مشتری، کمبود سرمایه و ضعف در زیرساختها روبهرو میشوند.
وجود تحریمها در کشور، بر توانایی کسبوکارها برای برقراری ارتباطات تجاری با دیگر کشورها و استفاده از خدمات بینالمللی تأثیر گذاشته است. علاوهبرآن، درنظرگرفتن فرهنگ و رفتار مصرفی کاربران ایرانی برای هر کسبوکار ضروری و تعیینکننده است. بسیاری از اپلیکیشنها و خدماتی که در خارج از ایران موفق هستند، برای کاربران ایرانی جذابیتی ندارند یا حتی ممکن است با حساسیتهای اجتماعی و دینی مواجه شوند.
برای مثال، پیادهسازی الگوی بسیاری از شرکتهای تکنولوژیمحور غربی مانند نتفلیکس یا اسپاتیفای در کشوری که فرهنگ پرداخت حقاشتراک بهدرستی جا نیفتاده یا مسائل زیرساختی مانند محدودیتهای اینترنت و پرداخت ارزی وجود دارد، به احتمال فراوان با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد. درنظرگرفتن عواملی ازقبیل سیستمهای پرداخت، دسترسی به سرمایهگذاری خطرپذیر، رفتار مصرفکننده و سیاستهای دولتی در تعیین استراتژی و ایجاد بیزنسمدل، مهم و اثرگذار است.
یکی دیگر از مشکلات رایج در پیادهسازی کورکورانه مدلهای غربی، عدم توجه به محدودیتهای قانونی و زیرساختی است. قوانین مربوط به مالکیت فکری، حمایت از کسبوکارهای نوپا، نظام مالیاتی و حتی قوانین کار در کشورهای مختلف، تفاوتهای قابل توجهی دارند. بهعنوان مثال، بیزنس مدلهایی که برپایه نمونههای اقتصاد اشتراکی (Sharing Economy) در ایران شکل گرفتهاند، بهدلیل موانع قانونی و محدودیتهای فرهنگی میتوانند با چالشهای جدی روبهرو شوند.
از طرف دیگر، نمونههایی مانند اوبر (Uber) نیز که در برخی کشورها بهدلیل تعارض با قوانین تاکسیرانی و مخالفتهای صنفی نتوانسته موفق باشد، در ایران با بومیسازی و درنظرگرفتن نیاز کاربران و بر پایه امکانات داخلی، توانستهاند به موفقیت و توسعه دست پیدا کنند.
در شرایطی که بازار، فناوری و نیازهای مشتریان بهطور مداوم تغییر میکند، استارتاپها باید توانایی انطباق سریع با این تغییرات را داشته باشند. استارتاپها باید بهطور هوشمندانه مدلهای درآمدی، خدمات و استراتژیهای بازاریابی خود را تغییر دهند تا بتوانند از فرصتهای جدید بهرهبرداری کنند و دربرابر بحرانها و چالشهای پیشآمده مقاومت کنند.
علاوهبراین، استارتاپها باید بهطور مستمر تکنولوژیهای نوین را بهکار بگیرند تا خود را با تحولات سریع در این زمینه تطبیق دهند. درحالیکه فناوری بهسرعت درحال پیشرفت است، این تغییرات میتواند شامل بهروزرسانیهای نرمافزاری، استفاده از سیستمهای جدید پرداخت یا ورود به بازارهای آنلاین باشد. در این راستا، مهمترین اصل، توانایی شناسایی سریع تغییرات در نیازهای مشتریان و تنظیم خدمات یا محصولات براساس آن است.
درک شرایط محلی نهتنها بهعنوان یک ضرورت، بلکه بهمثابه یک فرصت برای ایجاد مزیت رقابتی در بازار شناخته میشود. بررسی مدلهای موفق پلتفرمهای ایرانی نشان میدهد که چگونه با هوشمندی تمام توانستهاند بیزنس مدل خود را بهطور خاص و براساس بازار ایران و نیاز کاربران تطبیق بدهند. درک صحیح از بازار داخلی و ایجاد تغییرات در مدلهای بینالمللی و نسخههای بومیشده، باعث موفقیت بسیاری از کسبوکارها در ایران شده است.