محمدباقر تبریزی
مدیرعامل کوئرا و رئیس انجمن نوآوران و فناوران شریف
سه ماه پایانی سال برای اکثر کسب و کارها چه مجازی و سنتی بهترین بازهی کسب درآمد و فروش است.
کسب و کارهایی که هر در شرایط تورم شدید سال ۱۴۰۴ و بعد از گذراندن جنگ ۱۲ روزه و قطعی برق تابستان و تک نرخی شدن ارز و چالشها دیگر، به هر سختی که بود خود را به ماهای پایانی سال رساندند تا با فروش بهتر در ماههای پایانی سال بخش از آسیبهایی که در در ماههای قبل دیدند را جبران کنند. اما از روزهای ابتدایی دی ماه و شروع اعتراضات به گرانیها، زنگ خطر چالش دیگری را شنیدند. در شروع هفتهی سوم دی که اعتراضات کمی فروکش کرد کمی امیدوار به ادامهی فروش پایان سال شدند. اما ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ نتنها زخمی عمیق بر جان و دل همهی ایرانیان وارد کرد، بلکه امید کسب و کارها به بهبود سریع شرایط را کمرنگ کرد. البته کسب و کارهایی که قدرت تحلیل بالاتری داشتند از همانجا، جنگ بعد از کشتهسازی را هم پیشبینی کردند و خود را برای چالشهای طولانیتر آماده کردند.

اولین اتفاق مهم قطعی بیسابقهی اینترنت و حتی فراتر از اینترنت (پیامک و تماس و غیره) در غروب ۱۸ دی ماه بود. بسیاری از کسب و کارها به خصوص بعد از جنگ ۱۲ روزه، آمادگی نسبی لازم برای داخلی شدن اینترنت را داشتند، اما آن قطعی بسیار فراتر از داخلی شدن بود و تقریبا هیچ کسب و کار مجازی نبود که امکان ارائهی خدمت در چند روز اول قطعی اینترنت دی ماه را داشته باشد. عدم امکان دریافت پیامکهای otp برای ورود و احراز هویت، عدم دسترسی به بعضی از سرورهای داخلی، عدم امکان ارسال پیام در پیامرسانهای داخلی و حتی عدم امکان تماس در چند روز اول قطعی اینترنت دی ماه، عملا هر گونه کسب و کاری را مختل کرده بود. با بهبود نسبی شرایط شبکه و اینترنت حدود دو هفته بعد از قطعی، هر چند آسیب قابل توجه مخصوصا به کسب و کارهای مجازی وارد شد، اما همچنان بسیاری از کسب و کارها، برنامهریزی و آمادهشدن برای کمپینهای پایان سال را ادامه دادند.
قطعی اینترنت و شبکه در دی ماه، ناامنی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی و چالشهای زیرساختهای فیزیکی صرفا به ابزارهای لازم برای کسب و کارها آسیب نزند، بلکه به آرامش و امنیت جامعه که مهمترین زیرساخت لازم برای راهاندازی هر کسب و کاری است، آسیب جدی وارد کرد. با این حال با توجه به اینکه بازهی اتفاقات بسیار طولانی نبود، بیشتر کسب و کارها توانستند از این چالشها نجات پیدا کنند تا اینکه برسند به ماه پایانی سال.
در اسفند هم جنگی که سالیان سال ما را از آن میترساندند شروع شد و ضربهای کاریتر از جنگ ۱۲ روزه و حوادث دیماه به کسب و کارها وارد شد که در ادامه بعضی از این چالشها اشاره میکنم.
در رابطه با اینترنت زیاد گفتهایم و شنیدهایم و در بالا هم مقداری به چالشهای قطعی آن و عواقب جدی آن برای کسب و کارهای مجازی اشاره کردم. در اینجا قصد دارم به مواردی که کمتر به آن توجه میشود اشاره کنم.
افت شدید فروش
در شرایط جنگی به صورت خودکار در همهی آدمها حالت تلاش برای زنده ماندن فعال میشود. منظور از زنده ماندن صرفا عدم مرگ نیست. بلکه حذف هزینههای غیرضروری، کاهش و تعویق بسیاری از هزینههای ضروری تغییر اولویتهای زندگی و اصطلاحا بسنده کردن به کف هرم مازلو همگی تلاش برای زنده ماندن محسوب میشوند. در این شرایط خدمات و کالاهای بسیاری از کسب و کارها بلااستفاده میشوند و به تبع آن فروش این کسب و کارهای به شدت کاهش پیدا میکند.
کاهش سرمایهگذاری خطرپذیر
از سوی دیگر، فضای سرمایهگذاری خطرپذیر نیز در این ماهها با احتیاط بیشتری همراه بوده است. سرمایه به خودی خود از محیطی که ثبات ندارد فراری است، چه برسد کشوری که درگیر جنگ باشد. بسیاری از استارتاپها که در حال مذاکره برای جذب سرمایه جدید بودند، با طولانی شدن فرایندها یا حتی توقف برخی مذاکرات مواجه شدند. کاهش سرعت سرمایهگذاری به این معناست که شرکتها باید برای مدت طولانیتری با منابع مالی موجود خود فعالیت کنند و این موضوع فشار بیشتری بر مدیریت مالی و برنامهریزی عملیاتی آنها وارد میکند.
چالشهای منابع انسانی
چالش دیگر به حوزه منابع انسانی بازمیگردد. جذب و حفظ نیروی متخصص دغدغهی همیشگی شرکتهای حوزهی فناوری بوده است. اما در ماههای گذشته این مسئله ابعاد تازهای پیدا کرد. برخی از نیروها برای حفظ امنیت خود از تهران خارج شدند. برخی دیگر که قصد داشتند تهران بمانند، به خاطر تعطیلی خوابگاهها و دانشگاهها مجبور به ترک تهران شدند. از چالشهای روحی روانی ایام جنگ هم که هرچه بگوییم کم گفتیم. چالشی که باعث شد حتی نیروهای خارج از تهران نیز با کاهش بازده عملکردی بیش از ۶۰-۷۰ درصدی مواجه شوند.
در برخی سازمانها، فشارهای مالی و کاهش درآمد به تصمیمهای دشوارتری نیز منجر شد. تعدیل نیرو یکی از واقعیتهای تلخی بود که بخشی از شرکتها ناچار به مواجهه با آن شدند. کاهش فروش و سختتر شدن جذب سرمایه و ابهام جدی در آیندهی کسب و کار، کسب و کارها را به کنترل و کاهش جدی هزینههای خود سوق میدهد و در این میان هزینه نیروی انسانی که معمولاً سهم قابل توجهی از هزینههای یک کسب و کار را تشکیل میدهد، به یکی از محورهای اصلی تصمیمگیری تبدیل میشود. البته بسیاری از مدیران نیز تلاش کردند تا حد امکان از این گزینه اجتناب کنند و با کاهش هزینههای دیگر یا تغییر مدل کسبوکار و تعریف نقشهای جدید، نیروی انسانی خود را حفظ کنند.
اهمیت تابآوری کسب و کار
تجربه ماههای اخیر نشان داد که تابآوری به یکی از مهمترین ویژگیهای کسبوکارهای موفق تبدیل شده است. شرکتهایی که توانستهاند ساختارهای منعطفتری ایجاد کنند، مدیریت مالی بهتری انجام دهند، تسلط بهتری روی ساختار هزینهکرد و اصلاح آن داشته باشند و تصمیمهای سریع اما حسابشده بگیرند، معمولاً بهتر از دیگران از این دوره عبور کردهاند. در مقابل، کسبوکارهایی که بیش از حد به شرایط پایدار گذشته وابسته بودند، با دشواریهای بیشتری مواجه شدند.
کسب و کارهای کوچک و متوسط، زیرساختهای پنهان آیندهی اقتصاد
کسب و کارهایی که به بلوغ خوبی رسیدهاند، عملا تجربهی خوبی در چالشهای گذشتهی کشور کسب کردهاند و به تابآوری قابل قبولی برای گذراندن چالشهای چهار ماه اخیر کشور رسیدهاند. این کسب و کارهای بالغ نهتنها ساختار لایهای و تجربه شده برای کاهش هزینههای خود دارند، بلکه به منابع ذخیرهای مناسبی برای تابآوری مالی چندین ماهه دسترسی دارند. اما کسب و کارهای کوچک و متوسط و استارتآپها بیشترین آسیب را از چالشهای چهار ماه اخیر دیدند. تا حدی که بسیاری از بنیانگذاران این کسب و کارها به تصمیم به عدم ادامهی کسب و کار خود گرفتهاند. کسب و کار کوچک و استارتآپ، بهالذات با مسائل ایجاد فروش، سعی و خطا تا تعریف محصول نهایی، رسیدن به Product Market Fit، کمبود سرمایه اولیه و تیم رو به رو است. به این چالشهای ذاتی کسب و کار جنگ و ناامنی اجتماعی اضافه شود، ادامهی کار برای کمتر کسی شدنی است. کسب و کار متوسط هم که مراحل اولیهی کسب و کاری خود را گذرانده است، با چالش افزایش فروش و کمبود منابع مالی برای هزینههای کسب و کار رو به رو است و معمولا ذخیرهی مالی جدیای برای ادامهی کار ندارد. این کسب و کارها نیز در این شرایط با کاهش فروش و عدم توانایی پرداخت هزینهها به خصوص هزینهی حقوق مواجه میشود و درصورتی که حمایت مناسبی از آنها صورت نگیرد، امکان تابآوری چند ماهه را نخواهد داشت. بنابراین در این شرایط کشور حمایت نهادهایی همچون معاونت علمی، وزارت صمت، وزارت ارتباطات و مرکز ملی فضای مجازی از کسب و کارهای کوچک و متوسط اهمیت ویژهای پیدا میکند. چرا که این کسب و کارها زیرساختهای پنهان آیندهی اقتصاد کشور هستند و در صورت از بین رفتن آنها، حل چالشهای اقتصادی کشور بسیار سختتر خواهد شد. خسارت از بین رفتن هر کدام از این کسب و کارها شاید هم اندازهی خسارت تخریب یک پل و یک زیرساخت کشور باشد؛ با این تفاوت که تخریب پل و زیرساخت فیزیکی به چشم میآید و شکست یک کسب و کار مجازی از دیده پنهان میماند.

در نهایت، میتوان گفت که چهار ماه گذشته دورهای پرچالش برای بسیاری از فعالان حوزه فناوری و استارتاپی بوده است؛ دورهای که در آن مسائل زیرساختی، اقتصادی و اجتماعی بهطور همزمان بر فعالیت شرکتها تأثیر گذاشت. با این حال، همانطور که تجربه بسیاری از اکوسیستمهای نوآوری در جهان نشان داده است، چنین دورههایی میتواند زمینهساز تغییرات و یادگیریها و رشدهای مهمی نیز باشد. کسبوکارهایی که از این تجربهها برای بازطراحی مدلهای کسب و کاری و تقویت بنیانهای سازمانی خود استفاده کنند، حتما در آینده با آمادگی و پایداری بیشتری به مسیر رشد بازخواهند گشت. از این موضوع هم نمیتوان گذشت که هیچ اتفاق تماما منفی و مضری در جهان وجود ندارد. در همین شرایط، دیدن تلاش بیش از ۱۰۰ تیم برای شروع کسب و کار استارتآپی جدید در حوزهی هوش مصنوعی فقط در یک رویدادی که در شرکت ما برگزار شد، امیدی بیحد و اندازه به همهی همکارانمان برای ادامهی راه داد. راهی که، خستگیناپذیر متعهد به ادامهی آن هستیم.