پاسخ به شایعات در فضای سیاسی

هادی رضوی
هادی رضوی

شایعه

چندی پیش در آستانه ی رونمایی از طرح مجلس نو توسط دکتر قالیباف و و شایعات حضور ایشان در بنیاد مستضعفان توپ خانه سیاسی جناح های مخالف جهت خود را بر حسب عادت تمامی جریان های سیاسی به قالیباف نشانه رفتن و چندین شایعه به شرح زیر به وجود آوردن:

۱- هادی رضوی از متهمین پرونده بانک سرمایه در ستاد انتخاباتی قالیباف مسئولیت داشته و هزینه های ستاد را تامین میکرده.

۲- عیسی شریفی یکی از معاونین قالیباف به علت اختلاس های مالی دستگیر و اعدام شده است.

۳- پسر دکتر قالیباف، الیاس قالیباف با هادی رضوی رفیق گرمابه و گلستان هستن و با هم مشارکت های بسیار داشتن و پول های بسیاری را اختلاس کردن.

۴- قالیباف برای رسیدن به ریاست بنیاد مستضعفان لابی کرده و می خواهد بر روی صندلی مدیریت بنشیند.

حال در ادامه متن اینستاگرامی پسر دکتر قالیباف را می خوانیم تا در ادامه توضیحاتی در باب بازار شایعه سیاسی و تخریب و تهیج افکار عمومی خدمت شما ارائه بدم


تخریب کسب و کار " من" است!
برای کسانی که پشت پرده سیاست را می دانند و می بینند، دقیقا قابل پیش بینی و ره گیری است که چرا و در چه زمانی این تخریب ها اوج می گیرد و در برهه دیگر فروکش می کند!
گویا حالا فصل جدیدشان است
البته من هم خسته نمی شوم از توضیح، نه برای کاسبان تخریب! بلکه برای مخاطبان تخریب که سوالشان از سر صدق است این ششمین! پست توضیحی من در برابر بد اخلاقی ها شایعات و تخریب هاست
من هیچ شراکتی با آقای سید محمد هادی رضوی نداشتم و ندارم.ایشان سالها پیش، مدتی عضو علی البدل هیئت مدیره موسسه آموزشی بودند که بنده هم مسوولیت داشتم.تمامی سهام موسسه آموزشی شمس الشموس متعلق به خیریه است و بنده هم یک عضو هیئت مدیره آن هستم و اصولا شراکت در یک موسسه خیریه بی مبنا است
ضمنا عکس منتشره از پدرم با جمعی که ایشان هم حضور دارند مربوط به هفته آخر انتخابات در سال 1392 و میدان فلسطین است که به فراخور آن ایام طبیعتا افراد بسیاری آنجا حضور پیدا می کردند که حتی مسئولیتی در ستاد نداشتند. فقط در منطق تخریب کنندگان است که داشتن عکس مشترک اتهامات را نیز مشترک می کند!
خبر جاسوسی و اعدام یکی از معاونان پدرم هم دروغ شاخداری است که مرغ پخته هم خنده اش می گیرد. مسائلی که در مورد ایشان مطرح هست هم طبق گفته مقامات مربوط،هیچ ربطی به شهرداری و مدیریت پدرم در شهرداری تهران ندارد. وظیفه شهردار حراست از اموال مردم در شهرداری است که هیچ اتهامی در این زمینه متوجه او نیست ای کاش دیگران هم مراقب اموال بیت المال در مسئولیت های خود بودند
اینکه افراد در امورات خود مرتکب چه جرایم و تخلفاتی شدند چه ربطی به دکتر قالیباف و بنده دارد؟
در این سال های طولانی خدمات پدرم در شهرداری و با این همه پروژه و مدیر و . . . اگر جریان تخریب پرونده ای پیدا می کرد که می توانست به پدرم نسبت مستقیم فساد یا اهمال در مبارزه با فساد دهد، مجبور نمی شد از عکس های مشترک یا اسامی مشترک و خلط راست و دروغ برای تخریب سوء استفاده کند
متاسفانه فعالیت سیاسی دکتر قالیباف و طرح شایعاتی درخصوص مسوولیت جدید ایشان، همواره موجبات اوج گیری تخریب است و طبیعتا مردم هم دیگر عادت کردند به این بازی!
آنها که کسب و کار خودشان را تخریب قرار می دهند، همواره مترصد نشر این موضوعات هستند و هر بار هم نقاب و عنوان تازه ای برای خود دست و پا می کنند، یک بار آزادی خواهند یک بار خبرنگار افشاگر و یک بار هم عدالت خواه! مطمئن باشید دوباره هم به وقتش توپخانه تخریب را فعال خواهند کرد آن هم با نقابی جدید!

نکته چیست؟

حالا که مطلب برایتان روشن شد بگذارید به شما بگویم که در ایران چه خبر است/

به شخصه اعتقاد دارم در فضای سیاسی غالبا همیشه شایعات حول آدم های سیاسی میچرخد و تبدیل به یک رقابت شده است و هرکه شایعه ی بهتر و قوی تری درست بکند می تواند حریف سیاسی خود را از میدان مقبولیت افکار عمومی دور کند اما تبعاتی هم دارد.

شایعات بی سند و مدرک قطعا صرفا یک شایعه ی مدت دار هستن و میگذرد و می رود اما از ذهن مردم پاک نمی شود و به قول بزرگی شایعه خیلی سریعتر از پاسخ شایعه در میان مردن می چرخد.

یعنی به طور مثال شایعه رو بندازی ۱۰۰۰ نفر می شنون ولی پاسخ شایعه شاید به ۱۰۰ نفر هم نرسد.

این ۹۰۰ نفری که پاسخ شایعه را نمی شنوند از دستگاه های نظارتی و قانونی مطالبه می کنند که چرا جلوی این به طور مثال رانت ها و فساد ها گرفته نمی شود در حالی که دستگاه های قضایی و نظارتی باید جلوی دقیقا چه فسادی رو بگیرن وقتی برپایه ی شایعه است؟

این امر که در افکار عمومی محقق نمی شود در بزنگاه های تاریخی به صورت خشم اجتماعی نمود پیدا می کند و از دل وقایع شایعات گذشته دوباره بیرون میزند.

فکر می کنم که باید یک سازوکار رسمی و قضایی در ایران به وجود بیاید که هرکسی ادعای کرد حتما باید سند و مدرک آن را هم همراه ادعای خود منتشر کند و اگر صحیح باشد که باید رسیدگی شود و مطالبه عمومی هم پشتش باشد و اگر صحیح نیست باید با فردی که شایعه ای را بدون سند و مدرک ارائه داده برخورد شود تا دیگر با افکار عمومی بازی نکند.

اما سخنی با مردم

مردم عزیز و فهیم ایران یکی از راه های جلوگیری از بازار داغ شایعات سیاسی بصیرت سیاسی و آگاهی سیاسی است. یعنی اگر یک مطلبی را مطالعه می کنیم از چند منبع معتبر پیگیر وقایع و رویداد های حول آن شایعه باشیم و همچنین هر مطلبی که در فضای مجازی منتشر میشود را به عنوان سند شش دانگ حقیقت نپذیریم و یکی دو درصد احتمال خطا برای آن بگذاریم.

سختی با سیاست مداران

بر سیاست مداران واجب است که اگر حاشیه و شایعه ای برای آنها به وجود آمد در کمترین زمان ممکن نسبت به شفاف سازی دقیق و صریح مطلب اهتمام ورزند و سریع پاسخ خود را از طریق مبادی رسمی منتشر کنند و به قولی جلوی شایعه رو از هرکجا بگیری منفعت :).

پایان یادداشت / شریف زمانی