چرا سرمایه گذار باید سرمایه مورد نیاز استارتاپ رو یکجا تامین کنه یا شرایط پرداخت سرمایه مشخص باشه

شاید بد نباشه به این موضوع اشاره کنیم که چرا یک استارتاپ جذب سرمایه میکنه؟ استارتاپ ها معمولا برای اینکه بتونن بازار بیشتری به دست بیارن، نیاز به تبلیغات و بازاریابی گسترده ای دارن، همچنین برای اینکه بتونن سرعت رشد بالایی داشته باشن، باید زیر ساخت های لازم برای توسعه و قابل رشد بودن محصول خودشون رو فراهم کنند. تامین این سرمایه از طریق سرمایه شخصی، و یا در قالب دریافت وام از بانک، همیشه روش های مناسبی نیست.


سرمایه گذاری خطر پذیر

برای همین برخی از افرادی که به سرمایه گذاری علاقه مند هستند، و دوست دارن با سرمایه خودشون هم ارزش ایجاد کنن و هم به افرادی دیگه کمک کنند. میان و با پذیرش ریسک بالای سرمایه گذاری در استارتاپ ها، در قالب سرمایه گذاری خطرپذیر، روی این دست کسب و کارها و استارتاپ ها سرمایه گذاری میکنن، تا در نهایت هم ارزش خلق کرده باشن و هم بازگشت سرمایه بالا تری داشته باشن.


برنامه ریزی مالی برای توسعه شرکت

برای یک کسب و کار نوپا و استارتاپ، نظم و برنامه مالی موضوع خیلی مهمی هست، و برای اینکه به تمام برنامه هایی که در طرح تجاری یا مدلی تجاری پیشبینی کردن و یا قرار هست به اون برسن، نیاز دارن که برنامه ریزی خیلی دقیق و درستی داشته باشن.و در واقع دلیل به دنبال تامین سرمایه رفتن از طرف یک استارتاپ تامین نیازهایی مالی برای رسیدن به برنامه ها و اهداف اون استارتاپ هست. چه در قالب استخدام نیرو های جدید و چه در قالب تامین تجهیزات و امکانات و یا هزینه های مارکتینگ برای محصول. در کل باید گفت که زمان بندی و برنامه ریزی و روی برنامه ها حرکت کردن و دسترسی به اهداف کوتاه مدت و میان مدت برای مدیریت در یک استارتاپ موضوع خیلی مهمی هست.

استارتاپ ها برای اینکه بتونن هم زمان هم توسعه و رشد رو داشته باشن و هم بازار رو بگیرن خیلی به نظم مالی بیشتری احتیاج دارن، باید اصولا با برنامه تر و منظم تر اداره و مدیریت بشن و باید بدونیم که بی نظمی تاثیر منفی زیادی روی رشد یک استارتاپ داره. و بی نظمی مالی یکی از مهم ترین مشکلاتی هست که استارتاپ ها درگیر اون هستن و متاسفانه بخشی هم هست که زیاد کنترلی در اون ندارن مخصوصا وقتی که سرمایه گذار به تعهدات سرمایه ای خودش پایبند نبوده باشه.


جذب سرمایه و شروع سرمایه گذاری

به این موضوع این طوری نگاه کنیم که چند نفر دور هم جمع شدن، و برای اینکه ایده خودشون رو به یه کسب و کار و محصول خوب تبدیل کنند، به دنبال یه سرمایه گذار گشتن و بالاخره سرمایه گذار مورد نظر خودشون رو که در خصوص اون مدل کسب و کار هم نظر باشن، پیدا کردند.

سرمایه گذار های معمولا از هر کسب و کار برنامه ای میخوان که معمولا برای ۱۲ ماه یا ۱۸ ماه بعد از سرمایه گذاری باید ارایه بشه و متناسب با اون برنامه مشخص میشه که استارتاپ چقدر سرمایه نیاز داره. و بر اساس کسری بودجه در پایان هم ماه، پولی که باید در استارتاپ وارد بشه در این دوره زمانی مشخص میشه. که مدیریت استارتاپ بتونه تمام نیاز های لازم برای توسعه محصول و رشد استارتاپ رو بدون نگرانی مالی رفع کنه.

قرارداد که امضا میشه معمولا بخش اول سرمایه برای ۲ ماه یا ۳ ماه اول به استارتاپ پرداخت میشه، و کار شروع میشه. اینجا یا پرداخت دوم انجام میشه در زمان که پیش بینی شده بوده و یا که با تاخیر انجام میشه. وقتی که از تاخیر صحبت میکنیم یه وقت داریم ۱۰ روز ۱۵ روز رو میگیم که واقعا زیاد مهم نیست، ولی وقتی که از تاخیر چند هفته ای و چند ماهه حتی صحبت میکنیم اینجا مشکلات عجیبی برای اون کسب و کار ایجاد میشه.

خیلی وقت ها نمیتونه هزینه های مارکتینگ رو پرداخت کنه یا حتی نمیتونه حقوق تیم رو پرداخت کنه و اینجا هست که بینظمی ها و مشکلات واقعی برای تیم و اون استارتاپ شروع میشه. بعد از چند ماه یا چند هفته تاخیر و کلی کاری که روی زمین مونده، پرداخت دوم انجام میشه و کار دوباره از اول شروع میشه، زمان از دست رفته و احتمال داره یه سری از هزینه ها سوخت شده باشه، ولی در هر صورت دوباره استارت زده میشه.

چند ماه بعد، دوباره زمان پرداخت بعدی سرمایه گذار میرسه و باز هم این مدلی هست که اگه پرداخت انجام نشه، مشکلات سری گذشته یا حتی مشکلات بیشتری گریبان اون استارتاپ رو میگیره. و این پروسه تکرار میشه تا زمانی که احتمالا دوره سرمایه گذاری ۱۲ ماه یا ۱۸ ماه تمام میشه و سرمایه گذار میاد که ببینه نتیجه سرمایه گذاری که کرده چی بوده.


سرمایه گذار دنبال چیست؟

فکر کنید که ۱۸ ماه گذشته یا حتی بیشتر، حالا سرمایه گذار دنبال یه موفقیت بزرگ هست به دنبال اعداد و ارقام خیلی خوب، حداقل اون چیزی که توی برنامه و پلن پیشنهادی گفته شده بود رو انتظار داره که بهشون دست یافته باشه.

ولی وقتی به اعداد و ارقام نگاه میکنیم، اصلا اون چیزی نیست که توی برنامه اومده بوده و شاید یه اختلاف خیلی بزرگی در اهداف و چیز هایی که بهشون دست پیدا کردیم باشه. اینجاست که اختلاف ها شروع میشه، سرمایه گذار خواستار تغییرات در محصول هست و در نهایت تیم کارآفرین رو مجبور میکنه برای اینکه الباقی مبلغ سرمایه رو پرداخت کنه، تغییرات رو بپذیرند. یا خواستار تغییرات در تیم کارآفرین میشه،‌ مشکل رو به گردن تیم انداخته و شاید حتی کارآفرین رو به بی‌کفایتی یا مدیر نبودن متهم میکنه.


در نهایت چی میشه؟

بعد از ۳۶ ماه استارتاپ یا شکست خورده یا داره شکست میخوره، و سرمایه گذار باورداره که تیم کارآفرین خوب نبودن یا محصول اون چیزی نبود که بازار لازم داشت. یا بازار اون چیزی نبود که پیش بینی شده بوده.

در نهایت سرمایه گذار تمام مبلغ سرمایه رو پرداخت کرده یا اگه بخشی از اون مونده باشه، باید برای کارهای مربوط به بستن شرکت و تعهدات شرکت به اشخاص مختلف باقیمونده میزان سرمایه گذاری رو پرداخت کنه و شاید حتی محبور بشه برای راحت شدن از مسئولیت ها و بار حقوقی شرکت مبلغ بیشتری رو هم پرداخت کنه.

در نهایت هم پول و سرمایه رفته، هم زمان از دست رفته، و هم کلی وقت و انرژی از بین رفته، هیچی هم باقی نمونده، نه برای تیم کارآفرین و نه برای سرمایه گذار، سرمایه گذار با یه شکست از استارتاپ بیرون میاد و سرمایه ای که از دست داده، و تیم کارآفرین و بنیانگذار هم با یه تجربه.


شک نکنید که این اتفاق افتاده و در آینده هم تکرار میشه

این اتفاق در گذشته افتاده و در آیند هم خواهد افتاد، با توجه به مثال بالا، سرمایه گذار در هر صورت سرمایه خودش رو از دست داده، فقط کلی دردسر درست میکنه برای همه چرا، چون به اشتباه فکر میکنه که اگر پول رو دیر پرداخت کنه، و تیم کارآفرین تو فشار مالی باشه، بیشتر کار میکنه؟

متاسفانه دیده شده که چنین جمله ای رو یکی از سرمایه گذار های به یکی از استارتاپ ها گفته، به نظر من که این مدل فکری اصلا جایی برای حمایت نداره. واقعا اشتباه ترین کاری که یک سرمایه گذار میتونه انجام بده این هست که از تاخیر در پرداخت خودش و تحت فشار قراردادن تیم کارآفرین از نظر مالی بخواهد به خواسته و ها و برنامه های خودش برسه. یعنی تعهد انجام نداده خودش رو به یک مدل چانه زنی برای گرفتن امتیاز یا کنترل بیشتر تبدیل کنه.


ریسک های سرمایه گذار

البته باید ریسک ها و نگرانی های سرمایه گذار ها رو هم درک کرد ولی در کل اینکه پول با تاخیر بدیم که جلوی ضرر گرفته بشه یا به واسطه اینکه پول ندادیم و با خیر میخوایم پول بدیم شرایط جدیدی برای استارتاپ بزاریم و استارتاپ رو مجبور به پذیرش کنیم هم در چند سال گذشته نه تنها در ایران حتی توی بقیه کشور ها هم نشون داده که تضمین کننده سرمایه نیست و ریسک رو کاهش نمیده.


به چه مواردی دقت کنیم؟

سرمایه گذار ها هم واقعا باید بدونن دلیلی که یه تیم میاد جذب سرمایه میکنه واقعا آرامش فکری و کم شدن نگرانی ها از بی‌پولی و توسعه محصول هست. حالا اینکه این سرمایه پرداخت نشه یا با تاخیر پرداخت بشه و مشکل ایجاد کنه برای استارتاپ به نفع هیچ کس نیست.

بهترین حالت این هست که در زمانی که جذب سرمایه انجام میشه، تمام سرمایه به استارتاپ پرداخت بشه تا درست و بدون هیچ مشکلی استارتاپ جلو بره، یا اینکه تعهدات مربوط به پرداخت های سرمایه گذاری، دقیقا در زمان های مشخص طبق برنامه پرداخت بشه.

اجبار کردن استارتاپ به پذیرش شرایط جدید، امضا توافقنامه جدید، صورتجلسه یا هر چیزی دیگه ای که خارج از قرارداد سرمایه گذاری باشه، چه به نفع استارتاپ و بنیانگذارهاش باشه و چه به ضررشون، برای پرداخت بخشی از تعهدات سرمایه گذار که قبلا مورد توافق بوده هم واقعا خارج از اخلاق حرفه ای هست.

خیلی وقت ها فاصله ای بین برنامه و اجرا وجود داره، اگه استارتاپ درست کار کرده باشه میتونه کمتر از سرمایه مصرف کنه شاید سرمایه ای که در ۱۲ ماه باید استفاده بشه رو بتونه توی ۱۸ ماه یا بیشتر استفاده کنه، مخصوصا وقتی که استارتاپ خیلی زود به فروش رسیده باشه. ولی در هر صورت دلیل نمیشه که سرمایه گذار پرداخت های مشخص و زمان بندی خودش رو انجام نده.

باید بدونیم که تعهد پرداخت سرمایه ربطی کسب و کار شرکت نداره و تعهد سرمایه گذار باید در بازه های زمانی که مشخص شده انجام بشه.


دلیل سرمایه گذار برای عدم پرداخت یکجا سرمایه چیست؟

یه وقت هایی سرمایه گذار ها میگن که چرا پول رو یک جا پرداخت کنیم، پول رو میزاریم توی حساب خودمون باشه تا سود پول بیاد برای سرمایه گذار، که این تفکر هم برای من جای تعجب داره، اخه مگه سود بانکی این مقدار پولی برای سرمایه گذاری که میخواد یه ارزش چند میلیاردی چقدر میشه که میخوایم نابودی کل استارتاپ رو باهاش ریسک کنیم؟

ولی این سود پول حتی اگه تو حساب استارتاپ هم بره، برای اون استارتاپ عدد قابل توجه ای خواهد بود و واقعا کمک میشه که بتونه برخی از خورده خرج ها و شاید شلوغ کاری های اضاقه رو از اون محل بشه تامین کرد.


تعهدات متقابل رو بپذیریم

در هر صورت سرمایه گذار وقتی که داره یه توافق سرمایه ای رو امضا میکنه باید همه این ها رو محاصبه کنه و دقیق به تیم بگه و تضمین بده که پرداخت ها به موقع انجام میشه. همونطور که هزار تا شرط و شروط میزارن که اعضای تیم کارآفرین تا ۳ یا ۴ سال با شرکت باشن، محرمانگی و عدم رقابت رو امضا کنن، سرمایه گزار هم باید برای تنها تعهد و وظیفه ی اصلی خودش تضمین بده متعهد باشه.

تعهدی که پایه و دلیل اصلی کنار هم قرار گرفتن استارتاپ و سرمایه گذار هست. چیزی که اگر انجام نشه میتونه بهترین ایده و بهترین تیم رو خراب کنه. متاسفانه سرمایه گذارها از اینکه این تضمین رو بدن یا تاخیر در پرداخت رو براش جریمه بزارن خیلی فرار میکنن.

من پیشنهاد میکنم که تمام استارتاپ ها که به دنبال جذب سرمایه هستن، این موضوع رو با سرمایه گذار مطرح کنید و وضعیت پرداخت های سرمایه به استارتاپ رو مشخص کنید. البته نه تنها در این مورد بلکه در خصوص تمام موارد شرایط رو خیلی شفاف و مشخص کنید.

حتی میتونید با توجه به اهدافی که به اون دست پیدا میکنید یا درصدی بالا و پایین مشخص کنید که شرایط پرداخت فرق میکنه یا نه ولی در هر صورت برای دو طرف موضوع های قابل تحلیل و باز نزارید


در پایان ...

تا جایی که امکان داشت این مطلب رو سعی کردم که پخش پلا نباشه ولی واقعا اینقدر موضوع های سرمایه گذاری پیچیدگی داره که باید حتما از چندین زاویه به اون نگاه کرد. تمام این حرف ها که زدم وقتی که تیم کارآفرین بعد از ۳ ماه هیچ کدوم از کارهایی که گفته بود رو انجام نده یا اصلا واقعیت های محصول و بازار به دروغ به سرمایه گذار گفته شده باشه،‌ این حق رو باید به سرمایه گذار داد که از ادامه سرمایه گذاری انصراف بده، البته اون هم با شرایط رعایت مواردی که شاید در آینده در موردش بنویسم.